خالم منو کرد یا من خالمو کردم؟

اسمم دانیاله 18 سالمه خونمون نزدیک خونه بابابزرگمه 5 دیقه راهه مامانم دو تا خواهر کوچک تر داره یکی سی ساله یکی 21 ساله من از دو سه سال پیش ک بلوغم کامل شد تمام حواسم رفت به اندام دخترای فامیل و دوست و آشنا ولی هیچکدوم مث مال خالم نمیشد خاله ای هیچوقت به خاطر اختلاف سنی کم بهش نگفتم خاله همیشه مهسا صداش میکردم منو مهسا از بچگی با هم بزرگ شدیم با هم بازی کردیم دعوا کردیم مسافرت رفتیم و … دو سال پیش ک اندام تو پر و جذاب مهسا منو به خودش جذب کرد دیگ ادامه مطلب خالم منو کرد یا من خالمو کردم؟

کونی شدن برای پسرای کمسن

حمید هستم ۳۰ سالمه از بچگی بدن ضعیف و لاغر اندامی رو داشتم و خیلی کم مو بودم تو دوران بچگی چن باری مفعول بودن رو تجربه کرده بودم اما خیلی از اون سالها میگذشت و تقریبا یادم رفته بود من قدم یک و هفتاد و وزنم شصت کیلوه و کلا استخون بندیم ریزه یک ماه پیش تو اینستاگرام بودم که یه فیلم گی دیدم و حشرم زد بالا و یاد دوران مدرسه و مفعول بودنم افتادم خیلی دلم میخواست مفعول بشم همینطور که کیرمو میمالیدم یهو به سرم زد کامنت بذارم و برای خودم فاعل جور کنم بعد پنج ادامه مطلب کونی شدن برای پسرای کمسن

وحید من و خواهرمو گایید

حدود 16 سالم بود رفته بودیم مسافرت شمال سمت تالش اونجا بابام یه دوستی داشت اقا رضا حدود ده روزی میرفتیم مهمونشون میشدیم اونا یه همسایه داشتن اقا وحید که حدود 27 سالش بود تازه هم ازدواج کرده بود خواهرم 19 سالش بود با خانم وحید دوس شده بود میرفت خونشون خواهرم هم خوشگل هم بدنش خوش فرم بعضی وقتها میدیدم که وحید حسابی با خواهرم گرم گرفته راحت میگن میخندن یه روز حدودای ظهر بود بعد ناهار همه داشتن استراحت میکردن دیدم خواهرم رفت کنار تپه کنار ویلا داره با وحید حرف میزنه باهم رفتن سمت جنگل منم از ادامه مطلب وحید من و خواهرمو گایید

نبودی ببینی لز کردنشون رو

سلام من محمد هستم ۳۸سالمه واز دوران بلوغ خیلی به لز خانمها علاقه داشتم و همش کلیپ و فیلمهای آنچنانی از این روابط میدیدم. خلاصه بعداز ازدواج کم کم به این نتیجه رسیدم که خانم من( نگین) گرایش های به سمت جنس موافق داره. من یه پسردایی دارم که خیلی با هم خوبیم و خانمهای ما هم با هم روابط خوبی داشتن(آخه چند وقت پیش دعواشون شد)بگذریم من همیشه وقتی نگین و مهسا(زن پسر داییم ) پیش هم بودن توی ذهنم لزشون و کشتی گرفتن بینشون رو مجسم‌میکردم هر دو شون سبزه و اندام تو پری دارن و فوق العاده ادامه مطلب نبودی ببینی لز کردنشون رو

دستمالی شدن زنم توسط دکتر تو مطب

سلام سعیدم چند وقتی بود نگار زنم کمر درد شدیدی داشت که میزد به پاهاش نمیتونست اصلا راه بره و بیشتر روز خوابیده بود همسایمون بهش یه دکتر ارتوپد معرفی کرد که سرشم خیلی شلوغ بود با چند بار تماس بالاخره یه وقت گرفتیم برای تایم اخرین بیمار ساعت 9 رسیدیم مطب بازم مراجعه کننده بود تا ساعت 11 که فقط ما موندیم منشی مطب هم ساعت 10 رفت دکتر هم اخرین بیمار ما رو پذیرش کرد نگار داخل اتاق توضیح داد که دردش چجور که دکتر گفت بخواب رو تخت مانتوش در بیاره اونم خوابید به شکم روی تخت ادامه مطلب دستمالی شدن زنم توسط دکتر تو مطب

منم اینجوری کونی شدم

سلام به همه دوستان داستان از جایی شروع شد که من (علیرضام) حدود 15 سالم بود یه پسر تپل و معمولی که به خاطر خونواده مذهبی تا بحال اجازه فکرکردن به سکس رو هم نداشتم و تازه با خودارضایی و اینا اشنا شده بودم از اونجایی که من تک پسر و بچه اخر خانواده بودم واختلاف سنی نسبتا زیادی با خواهرام داشتم و همین باعث شده بود از امیررضا خواهرزادم فقط 4 سال بزرگتر بودم وچون اونها توی شیراز زندگی میکردن وما شهرستان معمولا تمام تابستون رو باهم بودیم ، همین باهم بودنا و همبازی بودنمون کم کم به شوخی ادامه مطلب منم اینجوری کونی شدم

دستمالی شدنم تو مترو

بیست روز مونده بود به عید منم برای خرید می خواستم برم شوش قرار بود با شوهرم برم که اون نتونست باهام بیاد منم مجبور شدم تنها برم سوار مترو شدم مثل همیشه شایدم بیشتر مترو بازم شلوغ بود من رفتم قسمت خانوما تا ایستگاه امام خمینی که اونجا پیاده شدیم خواستیم اونجا برم سمت قطار کهریزک که یهو شلوغ شد موقع رفتن چندتا پسر یهو اومدن سمت من یکیشون منو بغل کرد با هل دادن که انگار اشنام هست بردش تو قطار من وسط یه عالمه اقا موندم که در قطار بسته شد منم با عصبانیت به اون پسر ادامه مطلب دستمالی شدنم تو مترو

یا عموجانی خودت به فریاد برس

سلام من سمیه هستم ۱۳ ساله ازدواج کردم و از زندگیمم راضی هستم و خیلی هم خوبه اما یک تجربه جالب دارم که دوست دارم براتون بگم که بخندید من با شوهرم سعید تو کوچه آشنا شدم و هی دنبالم راه افتاد تا بالاخره ازدواج کردیم توی دوران عقد سعید اصلا به من دست نزد و هیچ کار سکسی انجام نداد اما منو خیلی دوست داشت و با اینکه آدم خسیسیه ولی برا من خسیس نبود و حسابی خرجم میکرد و بهم حال میداد منم اینکه بهم دست نمیزد و باهام کاری نمیکرد رو میذاشتم به حساب نجابتش البته دستم ادامه مطلب یا عموجانی خودت به فریاد برس

کلاس تشریح کس و کون

سلام اسمم اصلان ۱۹ سالمه تو یه خانواده پرجمعیت تو زنجان زندگی میکنم ۲ برادر و دو خواهر کوچکتر از خودم دارم سه سال پیش پدرم تصادف کرد و فوت شد یه خونه با دوتا مغازه برامون ارثیه موند خدا رو شکر از نظر مالی مشکلی نداشتیم ولی نبود پدرم باعث ناراحتی و افسردگیم شده بود کار به جایی رسید که از تحصیل باز موندم به ناچار مغازه مون رو دستم گرفتم مادرمم شهین بعد فوت اقام خیلی از نظر روحی داغون بود و از نظر جسمی هم خیلی ضعیف شده بود اب وهوای شهرمون زنجانم خیلی سرده و باد ادامه مطلب کلاس تشریح کس و کون

بهترین خاطرات سکسی با لیلا

سلام.یه دوست دختر داشتم که لیسانس مدیریت بود و علاقه مند به هنر دو ماهی از اشنایی ما میگذشت که به ما پیشنهاد داد واسه خرید و گشت و گذار از بوشهر بریم شیراز،شب قبل از سفر به من گفت که ممکنه خواهرم با ما بیاد منم گفتم چه ایرادی داره خیلی هم خوبه،قرار گذاشتیم واسه فردا صبح که من با ماشین برم دنبالشون فردا صبح که رسیدم سرقرار با دیدن دوستم و خواهرش اولین چیزی که اودم تو ذهنم این بود که کاش من با خواهرش دوست بود.از نظر صورت دوستم خیلی خوشکل تر بود ولی خواهرش خوش اندام ادامه مطلب بهترین خاطرات سکسی با لیلا