ارباب های روانی

سلام من ماندانا هستم ۲۸ سالمه همه منو مانا صدا میکنن و گرایشم ارباب و بردس کلا خیلی دوست دارم بهم بی احترامی بشه دستور داده بشه البته اولا اینو نمیدونستم همه چی برمیگرده به وقتی که کوچیکتر بودم ما توی محلمون از بچگی یه همسایه داشتیم که خیلی باهاشون صمیمی بودیم اونام یه دختر …

ارباب های روانی ادامه »

خیلی گنده بود کیرش

از زمانی که از نوجوونیم یادمه عاشق فیلمای کاکولدی بودم اما اینکه کاکولد زنم بشم حتی به ذهنمم نمی رسید. سال 99 با دنیز ازدواج کردم. یه دختر چشم سبز بور ترک که هیکلش مثل دختر دبیرستانیا بود. 168 قد، 55 کیلو وزن. اوایل خیلی رومون باز نبود برا اینجور چیزا اما یه روز تو …

خیلی گنده بود کیرش ادامه »

داستان زندگی من

سلام دوستان این داستان زندگی منه امیدوارم شق کننده باشه براتون من شاهینم 25 سالم هست قد 190 و خوشقیافه صورت خوبی دارم بدنی رو فورم و یه کیر 17 سانتی زنمم غزل 22 ساله قد 170 و بدن لاغر مانند کون نسبتا خوب سینه هاش 70 و سبزه مایل به سفید خیلی خوش‌چهره و …

داستان زندگی من ادامه »

میگفت بکن بکن

سلام به همه اسم من یاسر هست و مادرم زهره مادرم وقتی چهارده سالش بود زن دوم پدرم شد که سنی ازش رفته بود مادرم وارد خونه ای شده بود که بچه های پدرم از مادرم بزرگتر بودن واسه همین پدرم یک خونه براش گرفت توی شهری که مابودیم این جور ازدواج ها خیلی رسم …

میگفت بکن بکن ادامه »

تابو شکنان

چشم‌هام بسته بود و هیچ جایی رو نمی‌دیدم. بیشتر از همه نگران این بودم که زمین بخورم. چون روی زمین پُر از سنگ‌ ریزه بود. صدای پچ و پچ و خنده‌هاشون رو می‌شنیدم اما نمی‌تونستم حدس بزنم که کدوم یکی‌شون نزدیک منه و دقیقا چه نقشه‌ای برام کشیدن. از اونجایی که توی یک فضای بازِ …

تابو شکنان ادامه »

میخوام تا صبح زنمو بکنین

سلام این داستانی که میخوام تعریف کنم دوماه پیش اتفاق افتاده اسمم بیتاست ۲۳سالمه قیافه ی خیلییی خوبی دارم قد متوسط و هیکلم خیلی پر نیس و ظریفم ولی سینه و کون پر و خوش فرم و بزرگی دارم وکمرم باریکه با پوست سفید من یک ساله ک ازدواج کردم شوهرم ۷سال ازم بزرگتره اوایل …

میخوام تا صبح زنمو بکنین ادامه »

همسرم مامان

سلام امیرحسین هستم 25 ساله تک فرزند که بابام تو 15 سالگیم ایست قلبی کرد و مامان جوان 32 ساله ام را بیوه و منو یتیم گذاشت 23 سالگی به اصرار مامانم با دختر خاله ام سمیرا ازدواج کردم سال اول ازدواجمون همه چیز خوب بود برای مامانم دهها خواستگار اومده بود راحتمون نمیذاشتند اکثرا …

همسرم مامان ادامه »

ابراهیم تاتلی کیر

باسلام خدمت دوستان عزیز من علی هستم ۱۸ ساله تهران داستان من مربوط میشه به مامانم زهرا و پسر داییم ابراهیم مامانم ۴۳ سالشه سفید و توپر با هیکل سکسی سینه ۸۵ و پسر داییم ۲۶ سالشه قضیه مربوط به دوماه پیشه که سکس مامانم و ابراهیم رو دیدم، ابراهیم خیلی خونه ما رفت و …

ابراهیم تاتلی کیر ادامه »

زن صابخونه و کیر مردونه

چند سال پیش یه خونه اجاره کردم اساس ها رو که ریختیم تو خونه زنم و بچه ها رفتن خونه مادرش چون مامانش تازه از بیمارستان برگشته بود و زنم میخواست کنارش باشه زن صابخونه اومد بالا چای اورد گفت خانوم بچه ها کجا هستن آقا پیمان؟ گفتم نیستن من تنهام اونم گفت مثل من …

زن صابخونه و کیر مردونه ادامه »

کنتور نداره که ما هم میبافیم

اخطار : این کوستان به دست یک متوهم خودشیفته نوشته شده اگه اعصاب ندارید و این چیزا براتون حالت جوک نداره برید سر یه داستان دیگه اگه هم دانشجوی روانشناسی هستید تجزیه و تحلیل این کوستان رو به عنوان یه کار پژوهشی یا پایان نامه ی دکترا میتونید به اساتیغ تقدیم کنید   دوست دخترم …

کنتور نداره که ما هم میبافیم ادامه »