کردن زن شوهردار و باحال

اكرم از فامیلهای ماست البته نسبت دوری داریم اما رفت و آمدمون زیاده و با هم صمیمی هستیم البته در خصوص مسائل سكسی زیاد با هم شوخی نمیكردیم اكرم حدود 10 سال از من بزرگتره یعنی یه زنه 35 / ادامه مطلب کردن زن شوهردار و باحال

ضربدری خیانت نیست

سلام من 28 سالمه خیلی هم خوشگلم وخیلی ها دنبال رابطه با من ولی دلم نمیخواد به شوهرم خیانت کنم ازطرفی دلم میخواد توی بغل کسی غیرازشوهرم لذت ببرم واسه همین دنبال رابطه ضربدریم اگه میتونین اونو راضی کنین من ادامه مطلب ضربدری خیانت نیست

گی حمید و نوید

سلام .‌نوید هستم دوستان .‌ خاطره اولین سکسم با حمید رو براتون نوشته بودم قبلا . حمید ی پسر حدودا بیست ساله بود که خیلی هات و سکسی بود . روزی که مخم رو زد واسه اینکه بکنمش اصلا فکرشم ادامه مطلب گی حمید و نوید

کوستان برگزیده ی سال

  من ممد هستم و خیلی حشری و داغ و ۲۷سالمه و خواهرم ۱۹سالشه و خیلی خوشگل و سکسیه و من که دیونه اش هستم و خیلی هم با هم خوب هستیم و من چند سالی هست که تو کارشم ادامه مطلب کوستان برگزیده ی سال

زنمو بگا دادم

سلام حامد هستم از مشهد 30 ساله زنم آرزو25 ساله… *** راستش من خیلی زنمو دوست دارم زن خوب وقشنگی سفید پوسته موهاش فر هست باسن برجسته واقعا زیبایی داره بیشتریا تو کف کون خوش فرمشن سینهاش 75یه کوس کوچیک ادامه مطلب زنمو بگا دادم

نینا و حال کردن با کیر میلاد

سلام.من نینام و ۱۹ سالمه.قدم ۱۷۵ و وزنم ۸۰ کیلوعه و توپرم.بدنم سفید و سینه هام حدود ۷۰ هستن.. ***   خاطره ای که میخوام تعریف کنم اولین تجربه ی منه..میلاد قدش ۱۹۰ و سبزس و برعکس من لاغره ولی ادامه مطلب نینا و حال کردن با کیر میلاد

لذت‌های پی در پی

مثل هرسال توی جشن تولد یکی از دوستای خونوادگیمون توی باغشون بودیم، همه در حال رقصیدن بودن، قبل اینکه رقص تموم شه و کیک رو بیارن، تصمیم گرفتم برم دستشویی، باغ بزرگی بود، و جایی که تولد برگزار میشد یه ادامه مطلب لذت‌های پی در پی

نیلو اوت کال

سلام دوستان. قبل از هر چیزی بگم که من از بد روزگار کارم به جایی رسیده که مجبورم با سکس و درآمدش زندگیمو بچرخونم. یه داستان عجیب برام پیش اومد. مینویسم همه بخونن. چند روز پیش یه آقایی مشتریم بود ادامه مطلب نیلو اوت کال

حق مسلم من

چهارشنبه 22 تیرماه 1393 تقریبا 6 ماه بود که خیلی داغون بودم ، با اینکه خیلی کم تو خونه می موندم ولی احساس تنهایی می کردم ؛ انگار کسی رو نداشتم . حتی پدرم و مادرم هم بود و نبودشون ادامه مطلب حق مسلم من

کیر‌های رنگارنگ

من و سجاد شوهرم بچه دار نمیشدیم مادر شوهرم خیلی اصرار داشت بچه دار بشیم اما مشکل از سجاد بود اون روز کل فامیل خونه ما بودن مادر شوهرم منو برد تو اتاق و به همه گفت عروس گلم حاملس ادامه مطلب کیر‌های رنگارنگ