کیر رایدر

سلام دوستان عزیز دادن داستان من پشت وانت به یه اهوازی… این داستان واقعی در یه روز زمستانی هست اون موقع داستان ۲۵ سالم بود یه وانت داشتم باهاش بار می بردم شهر های دیگه   یه روز یه بار داشتم به اهواز شبانه راه افتادم رفتم هر شهری میرسیدم میرفتم یه نسکافه میخوردم تا …

کیر رایدر ادامه »

زن داداش مو طلایی

سلام #خسرو هستم 44 ساله از میبد یزد بر عکس دو برادر و یک خواهرم که همگی مومشکی و سبزه و قد کوتاه یا متوسط هستن من بور و چشم سبز و قد بلندم هیچ شباهتی به آنها ندارم حتی به پدرم اما کمی شباهت به مامانم دارم اونم فرم دماغ و دهنم و فرم …

زن داداش مو طلایی ادامه »

اشتباه زیبا

کرمانشاه بودم به سارینا که تازه چند ماهی بود آشتی کرده و با وساطت بزرگای فامیل به زندگی مشترک برگشته بودیم زنگیدم که دارم میام بیش از سه ماه بود دوست دخترم رفته بود مسافرت سکس نداشتم چندتا تورم خورده بود خوشم نیومده بود سخت تشنه سکس بودم گفت خونه مامانم، مامان تنهاس سعی میکنم …

اشتباه زیبا ادامه »

جلوی چشم شوهرم

دسته‌ گل شایان رو گذاشتم روی میز کنار تخت پدرشوهرم و گفتم: پدر جان از اولش هم مشخص بود که عمل سختی نیست و شما از پسش بر میایی. الان هم که خدا رو شُکر تموم شد و بالاخره از اون همه درد خلاص شدین. پدرشوهرم سعی کرد لبخند بزنه و گفت: وقتی عروس گلم …

جلوی چشم شوهرم ادامه »

شاگرد شوفر

سلام دوستان من سامانم ۲۰ سالمه خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم برا پارساله اصن یادش میوفتم اوبم میچسبه به سقف، اینم بگم این اولین خاطره ایه که مینویسم دیگه از موردی دیدید به بزرگی خودتون ببخشید. تصمیم گرفتم برا کار بیام تهران، یه بلیط گرفتم ساعت ۶ غروب که از شهر تا تهران …

شاگرد شوفر ادامه »

کیر آقای سرمدی

اولین بار تو جلسه انجمن اولیای مدرسه که رفته بودم آقای سرمدی مدیر مدرسه پسرم منو دید آخه تو این چند سال که پسرم میره به این مدرسه همیشه شوهرم میرفت برای اینجور کارا ولی اونروز خارج از کشور بود و من مجبور شدم برم من سپیده هستم و 45 سال سن دارم و تنها …

کیر آقای سرمدی ادامه »

همسر استرچ پوش آقا کمال

داستان بر میگرده به ۸-۹ سال پیش که ما (من و خانواده‌م) شب یلدا تو مهمونی یکی از اقواممون با خانواده‌ای آشنا شدیم که دخترشون با دختر میزبان ، دوست و همکلاسی دوره دبیرستان بود. من اونموقع ۲۰ سالم بود و تازه پایان خدمت گرفته بودم. یک برادر ۴ سال کوچیکتر از خودمم دارم. خانواده‌ای …

همسر استرچ پوش آقا کمال ادامه »

تریسام

از نگاه و رفتار مانی مشخص بود که حسابی از دست من ناراحته. حتی با اینکه تاپ و شلوارک تنگ و بدون شورت و سوتین تنم کرده بودم و برجستگی نوک سینه‌هام و چاک کُسم مشخص بود، اصلا به اندامم نگاه نمی‌کرد. برای هر سه تامون چای و کیک آوردم. گذاشتم روی میز عسلی و …

تریسام ادامه »

شده بودم جنده ی آقا

من یه دختر ۲۵ ساله‌ م که بدن سفید و نرمی دارم با کون گرد و گنده و خیلی حشریم. من نامزدم دارم ولی بخاطر شرایطمون هفته ای یه بار میبینمش و تو یه شرکتی کار میکنم که ۶۰ نفر پرسنل داره غیر از من و یه دختر دیگه همه پسرای جوون و مردای متاهل …

شده بودم جنده ی آقا ادامه »

کوستان در مورد پستان

سلام من یه خاله دارم ۴۰ سالشه ۲ تا بچه داره و یه کون خوشگل داره با سینه های خوش فرم .سایزشونم ۹۰ یا یه چیزی تو این مایه هاس من خالمو خیلی دوس دارم و فقط دلم میخواد باهاش ازدواج کنم ولی هعی میگم نمیشه بابا امکان نداره بگذریم …. من خالمو سه بار …

کوستان در مورد پستان ادامه »