ساندویچ

سلام ممدم دانشگاه تهران قبول شده بودم خیلی خوشحال بودم من اهل شیرازم کیر پانزده سانت دارم و کلفت تو راه تهران تو اتوبوس با یه دختر آشنا شدم به اسم سحر اون خیلی پر حرف بود میگفت تهران زندگی میکنه و واسه قرداد کار اومده از من بزرگتر بود و همش دستش رو میگذاشت …

ساندویچ ادامه »

من و سحر زنداداشم

سال ۸۷ برادرم نامزد کرد جشن عروسیش در تابستان ۸۷ در یکی از باغ تالار های کرج بسیار با تشریفات و لاکچری انجام شد من دانشجوی هوا فضای دانشگاه شریف بودم سال دومم بود سحر را برای نخستین بار در تالار دیدم از خواستگاری تا عروسی دو ماه بیشتر نشد چون بابا عجله داشت بخاطر …

من و سحر زنداداشم ادامه »

کیر سیاه و مامان سفید

سلام من اسمم فرهاده 17 سالمه تو تهران زندگی میکنم. پدرم آدم بسیار بی غیرتیه مامانم هرطوری دلش بخواد لباس میپوشه (موقع بیرون رفتن یا مهمونی و پارتی هایی که خود بابام هم توش باشه یا نباشه) و کلا راحته. درمورد مامانمم بگم که زن هات و 35 ساله بدن سفیددد پستون 80 قد 1.75 …

کیر سیاه و مامان سفید ادامه »

دیدن سکس زنم با یه غریبه کیر کلفت

سلام من #امیر ۳۵ سالمه وزنم سمانه ۲۹ سالشه ما حدود ۸ سال پیش ازدواج کردیم یکی از فانتزیام دیدن سکس زنم با یه غریبه کیر کلفت بود اما سمانه خیلی مذهبی و معتقد بود طوری که نمیشد اصلا مطرحش کرد چندین بار امتحانش کردم که ببینم به غریبه پا میده یا نه حتی وقتی …

دیدن سکس زنم با یه غریبه کیر کلفت ادامه »

خونوادگی میدیم

سلام، اسمم #سارا است 24سالمه، دانشجو هستم ، یک برادر دارم به اسم فرزاد که هفده سالشه / قدم 160ووزنم پنجاه وهشت و موهام خرمایی و بدنم سفید وچشمام سبزهستش ، بابرادرم دریک اتاق میخابیم و برادرم عاشق برده شدنه !   اینو اتفاقی فهمیدم و وقتی یکدفعه آمدم تو اتاق دیدم لخت خوابیده و …

خونوادگی میدیم ادامه »

تا سه نشه بازی نشه

ماجرای قبل یعنی (گودبای جنده) رو میتونید تو شهوتناک سرچ کنید و بخونید. بعد از کص و کونی که از دوست دختر علی(فائزه) پاره کردیم و با ناراحتی از باغ رفت،فکر کردیم دیگه نمی بینیمش.بعد از چند روز به علی زنگ زد که اون روز خیلی خوب گاییدیمش و دوباره هوس کیر کرده.ما هم از …

تا سه نشه بازی نشه ادامه »

آقای مهندس

سلام من فرزانه هستم اول از خودم بگم که 40 سالمه و متاهلم دوتا بچه دارم دختر 16ساله و پسر 13 ساله همسرم هم تو یه شرکت دولتی کار میکنه تهران زندگی میکنیم و وضعیت مالی تقریبا خوبی داریم این خاطره ای که میخوام تعریف کنم واقعا برای خودم هم خیلی خیلی عجیبه که چطور …

آقای مهندس ادامه »

مهمان نوازانی از جنوب

داخل اتوبوس در حال حرکت به سمت بندر عباس بودیم،نمیدونستم قرار بود چی به سرمون بیاد ولی میدونستم بهتر موندن تو تهرانه،پدر مادرمون کارمند بودن و بعد از همه فشار ها تحقیر ها و عذاب هایی که بهمون وارد کردند دو نفری تصمیم به فرار و شروع یه زندگی جدید رو گرفته بودیم…هر چقدر من …

مهمان نوازانی از جنوب ادامه »

اولین باری که به مردی غیر از شوهرم دادم

سلام اسمم سمانه این داستان اولین باری که به مردی غیر از شوهرم دادم ۵ سال بود با احمد ازدواج کردم اما سکس خوبی نداشتیم هیچ وقت یه پسر چهار ساله هم داشتیم یه بار پیش فاطمه خواهرش بودم داشتیم فیلم سکسی می‌دیدیم خیلی داغ کرده بودم و پیشش اعتراف کردم وقتی ۱۷ سالم بود …

اولین باری که به مردی غیر از شوهرم دادم ادامه »

چه بدنی داری سمیه

سلام ، اسمم #سمیه است 22 سالمه ، موهای خرمایی قد 160 لاغر و #باربی هستم ، سفیدهستم / منزل ما فلکه اول تهرانپارسه / سریع میرم سراصل داستان…   مدتی بودکه باپسرهمسایه مان که اسمش وحید بود و لاغراندام وقدبلندوسبزه بود دوست شده بودم وحید 25ساله است و به طور اتفاقی که رفتم پشت …

چه بدنی داری سمیه ادامه »