بسیج مدرسه ی کون کردن است

سلام من مسوول یه پایگاه بسیجم و این کون  یکی از کون هایی که کردم … یکی از بچه های پایگاه به اسم محمد بود که خیلی خوشگل و خوش اندام بود این داستان برا شهریور سال ۹۶ میشه که ادامه مطلب

مامان چادری دوستمو کردم

این شاه کوسی که کردم همین پنج شنبه هفته گذشته بود ، چهارده دی ماه هزاروسیصد و نود و شش .. دوست داشتم بنویسمش و بزارمش اینجا برای یادگاری.. علت اینکه با یکهفته تاخیر هم مینویسمش اینه که مسافرت بودیم ادامه مطلب

چاقال شخصی‌ محسن

با سلام امیر علی هستم ۱۹ سالمه اقا ۱۷ ساله مون بود که اومدیم تو محله جدید که الانم هستیم بچه هم سن من نبود مجبوری با پسری که ۲۳ سالش بود رفیق شدیم درد مجبوری خلاصه من معمولی بودم ادامه مطلب

مرسی‌ که منو کردی

زمستون سردی بود اون سال.اون روز کلاس داشتم و حتما باید میرفتم دانشگاه.از رخت خواب جداشدم و رفتم دستشویی .مسواک زدم و ۱لیوان شیر طبق معمول خوردم و رفتم جلوی اینه نگاهی به خودم انداختم.از قیافم خوشم میومد .موهام بلوند ادامه مطلب

قبیله ی لیلی های یک ساعته

خجالت مي کشيدم از زير پتو بيام بيرون. فقط يه رکابي کوتاه تنم بود با يه شورت باريک. بااينکه پرده ها کشيده بود اتاق روشن بود. فکر کردم سکس شب باشه خيلي بهتره. طرف آشپزخونه که راه افتادم سینه هام ادامه مطلب

کردن کون تنگ خواهرزادم

باسلام دوستان این اولین داستان منه اسم من امیر30 ساله وچهارساله ازدواج کردم خواهرزادم اسمش شیدا و سنش الان26 سالشه داستان برمیگرده به 8 سال قبل …   البته ناگفته نماندقبل اولین رابطه جدی با شیدا شیطنت های زیادی داشتیم ادامه مطلب

زن دایی افسانه و سکس سه نفره

بریم سر این ماجرای جالب که همین ده روز پیش برام اتفاق افتاد و ماجرای زندایی خوشگلو سکسیمه که حالا چهل و پنج سالش شده ولی مثل یه پورن استار بهم کوس میده ولی اینبار با خودش و مربی بدن سازیش ادامه مطلب

تسلیمش شدم

از در كه وارد شدم تو آشپزخونه بود. به ندرت پيش مياد كه آشپزى كنه اما اون شب… احتمالا اين پاداش شروع دوباره‌ى جلسات مشاوره‌ام بود! شال و پالتوم رو در آوردم و رو كاناپه انداختم و به سمت آشپزخونه ادامه مطلب

آخرین بازی دو نفره

هم‌بازی بچگیام بود، سارا رو می‌گم… از وقتی که خونمون رو عوض کردیم و پامونو تو محله ستارخان تهران گذاشته بودیم، نتونسته بودم دوستی صمیمی‌تر و باوفاتر از اون پیدا کنم. گرچه اخلاقای دخترونه خاص خودش رو داشت، اما تو ادامه مطلب

بدن داغ و سکسیش

من نوا هستم. من توی یه خانواده ی نسبتا اوپن بزرگ شدم. نه اینکه ول بودم ولی خب مامان بابام بهم اعتماد داشتن و خیلی بهم گیر نمیدادن. از بچگی درسم خوب بود و همش شاگرد اول کلاس بودم و ادامه مطلب