کوس دادن کتی تو مالزی

این جریان مال پارسال تابستون هستش که من با خانمم کتی دوتایی رفته بودیم مالزی برای گشتن و عشقو حال. از قبل اینکه بریم صحبتشو کرده بودیم و قرار گذاشته بودیم که اگه موردی پیش اومد برای سکس اوکی باشیم منم گفتم باشه چون خود کتی خیلی دوست داشت با یک نفر دیگه سکس داشته …

کوس دادن کتی تو مالزی ادامه »

شورانگیز

ماه دوم سربازیم بود و مرخصی پایان دوره آموزشی دوازده روز رفتم خونه، با ورودم به خونه بعد از دو ماه مامان رو در آغوش کشیدم و بعد از دو دقیقه همو رها کردیم و رفتیم سراغ گفتن خاطراتم، منم مثل تمام همسنینم کیری داشتم که خواهان همه سوراخ های دنیا بود، مامانم که در …

شورانگیز ادامه »

نقشه ی میلف برای سکس با من

سلام به همه دوستان ،پارسا هستم الان 25 سالمه خاطرهای که میخوام تعریف کنم مربوط به 19 سالگیم میشه که پشت کنکوری بودم و خونواده تصمیم گرفته بودن خونه رو عوض کنن منتها انداخته بودن برا بعد آزموزنم خلاصه ما آزمونو دادیم و خداروشکر به هدفمونم رسیدیم و بعدش اسباب کشی کردیم و جابهجا شدیم …

نقشه ی میلف برای سکس با من ادامه »

خواهر من خواهر من تو یاری و یاور من

این ماجرا مربوط به زمانی بود که من ۱۶ سالم بود ، ترکیب رختخواب ها طوری بود که من و خواهر کوچکترم که حدودا 14 سالش بود نزدیک بهم میخوابیدیم تا اون زمان هیچ صحنه تحریک کننده ای ندیده بودم نه فیلمی و تصویری تا اینکه اونشب‌عصرش من با یکی از دوستام یه مجله سکسی …

خواهر من خواهر من تو یاری و یاور من ادامه »

لذت تسخیر شدن با کیر

یه دختر ساده شهرستانی بودم. قیافه ام بد نبود . قدبلند بودم و اسمم شادی. تا بیست و دو سالگی دوست پسر جدی نداشتم و سکس رو تجربه نکرده بودم. تا اینکه یه مرد 30 ساله رو دیدم که خیلی کم دانشگاه میومد. باهاش آشنا شدم.خوش تیپ وخوش صحبت و جنتلمن بود . شاغل بود …

لذت تسخیر شدن با کیر ادامه »

ارزنده‌ترین زینت من کیر لاپام است

از بچگی با من بود. یک چیز جدانشدنی که دلبستگی بهش داشتم. چادرم رو میگم… هر چی که قد میکشیدم و بزرگتر میشدم این چادر هم برای من مهم و مهمتر میشد. نه برای تظاهر یا راضی نگه داشتن خانوادم، بلکه یه قانون بود برای خودم. شخصیت من با چادر سیاهم آمیخته و شکل گرفته …

ارزنده‌ترین زینت من کیر لاپام است ادامه »

کیرهای خوردنی

سلام خدمت شهوتی ها بخصوص کیرکلفتها امروز ۱۴۰۱٫۳٫۲۲ هستش ساعت ۱۱شب دارم مینویسم… امروز صبح که پاشدم حالم خوب بود و یکمی هم شهوتی یه پنج روزی بود سکس نداشتم و دلم یه دل سیر سکس میخواست. کم کم آماده شدم که برم بیرون و طبق معمول یه تیپ سکسی زدم که کونم رو توش …

کیرهای خوردنی ادامه »

با اجازه شوهرم زیرش خوابیدم

سلام دوستان من خودم از اون دسته از زنایی هستم که داستان سکسی بینهایت تحریکم‌میکنه دلم نیومد براتون نگم یکم‌پیش زمینه پیش زمینه براتون بگم این داستان سکس کاملا واقعی بوده بند به بند این عین می باشد عین حقیقت من از سال ۹۴ شست و شوی مغزی همسرم را شروع کردم با همین داستان …

با اجازه شوهرم زیرش خوابیدم ادامه »

بهتر از صابون گلنار

سلام اسمش گلنار بود و توی روستا زندگی میکردن ، شوهرش احمد به خاطر مسائل مالی افتاد زندان . منم چون احمد دوستم بود .برای کارای کشاورزیش رفتم روستاشون تا کمک کنم. اسم خودم علی و ۳۰سالمه . تقریبا ۱۹۰قدمه و هیکل متوسطی دارم خونه احمد توی باغشون بود و من و داداش احمد که …

بهتر از صابون گلنار ادامه »

شهر بی رحم

سلام . توی خوزستان شهرستان بهبهان که قزوین انگشت کوچکش هم نمیشه زندگی میکنم . من سهیل هستم . بدنم خوبه ، رونام و کونم سکسیه ، بدنم خیلی مو داره ‌‌‌. توی بچگی خیلی دوطرفه کرده بودم . بزرگتر که شدم فقط فاعل بودم و با دخترا میپریدم . کم کم با سایتهای همجنسبازی …

شهر بی رحم ادامه »