زنم سحر و کیر دسته تبر

با سلام خدمت همه دوستان من امین هستم سی و هشت سالمه اسم زنم سحر هست یه دختر خوش فیس و یه هیکل باربی فیتنس…   سحر کلا دختری بود که خانواده زیاد‌ بهش آزادی نداده بودن البته خودشم هم خیلی محتاط بود یعنی دختر ولنگ بازی نبود ما اقلب مشروب می‌خوردیم مست میکردیم تو […]

زنم سحر و کیر دسته تبر Read More »

کصی در همین نزدیکی‌ ها

سلام خدمت دوستان حامدم از شمال ( ادمین: خارتونو گاییدم چرا شمال اینهمه حامد داره؟) داستان بر میگرده به تقریبا ۱۵ سال پیش  بعد از فوت پدرم معمولا خواهر برادرام میومدن مادرم میبردن پیش خودشون خونه ویلایی و توی یک محله قدیمی از جنوب کشور هست وقتی مادرم خونه نبود فقط با یه شلوارک لخت

کصی در همین نزدیکی‌ ها Read More »

خانوم گل آی خانوم گل برام سخته تحمل

سلام رکسانا ام ۲۰ سالمه و دوست پسرم رضا ۲۱ سالشه خیلی حواسش به من هست همه جوره… یک سالی هست منو دوست پسرم باهمیم ۶ ماه بعد از آشنا شدنمون ما تو ماشین رابطه داشتیم و شروع داستان:   یه روز عادی که داشتیم از دیت برمیگشتیم و می‌خواست منو خونم بزاره من توی

خانوم گل آی خانوم گل برام سخته تحمل Read More »

تریسام در شهرستان

سلام اسم من سعید ۳۷ سالمه میخوام داستان سکس خودمو دختر برادر زن و خواهر زنمو براتون بگم خلاصه میگم که حوصله تون سر نره   من خواهر زن آخریم که از همه کوچیکتره اسمش میترا هسته که از بچگی اسمش روی پسر عمه اش بود و همه میگفتن که این دوتا مال هم هستن

تریسام در شهرستان Read More »

مامان تپلم زورگا شد

سلام به همه. داستانی که براتون تعریف میکنم از چهارسال پیش شروع شد. مامانم ۴۶ سالشه هم مذهبیه هم تپل هم چادریه. یه بار من و دوستم ممد و یه مرده بود به اسم فراهانی که تو بنگاه کار میکرد ولی قاچاقچی هم بود و یه پسره دیگه که اونم از ارازل اوباش محلمون بود

مامان تپلم زورگا شد Read More »

کوسم مال تو

درِ آپارتمان که قفل شد، هوا سنگین شد؛ بوی عطرِ تندِ تو با بوی بدنِ داغم قاطی شد. فقط صدای نفسای عمیقمون و تیک‌تاک ساعت دیواری…     یه هلِ محکم، کمرم خورد به تخت، ملافه‌ی سفیدِ خنک زیر پوستم داغ شد. بلوزمو از وسط پاره کردی؛ صدای پاره شدن پارچه، دکمه‌ها پرت شدن رو

کوسم مال تو Read More »

تست کیر داداشم

سمم مهساست، ۲۱ سالمه. یه دخترِ پرشر و شور و به قول دوستام “آتیش‌پاره”. اما داداشم آرش… اون کاملاً برعکسِ منه. ۱۸ سالشه، ساکت، آروم، سرش تو درس و گیمه. از اون پسراست که اگه یه دختر تو خیابون بهش لبخند بزنه، از خجالت آب میشه میره تو زمین.     همه چیز از دورهمیِ

تست کیر داداشم Read More »

تا صبح

«بارانِ تندِ نوشهر، تیشرتِ خیسِ من و شبی که تا صبح، خواب به چشمم نیومد» ( با تمام بوها، صداها، مزه‌ها و لرزش‌هایی که هنوز تو تنم می‌لرزه…)     وقتی زیر بارون از بالکن دویدم داخل، باد سرد یهو خورد به پوستم و تنم سیخ شد. تیشرت سفیدم اون‌قدر خیس بود که انگار اصلاً

تا صبح Read More »

هات وایف و شوهر کاکولد

سلام من رویام الان که این داستانو مینویسم 30 سالمه و شوهرمم 31 مشخصات من قد۱۷۰ وزن ۷۰ سبزه و بشدت خوشگلم شوهرم عارف ۱۸۵ قد و وزنش۹۰ و خوشتیپ.   میخام زندگیمون رو چگونگی اشنایی با فانتزی ها و کاکولد شدن شوهرم به معنایی واقعی و هاتوایف شدن من… حدود ۱۰ سال پیش من

هات وایف و شوهر کاکولد Read More »

یه کون دارم که تنگه

سلام مهدی هستم ۳۰ سالمه ۱۷۸ قدمه ۶۵ کیلو هستم قیافه مردونه با ته ریش متاهلم ۵ ساله زندگی خوبی دارمتو مجردی هر از گاهی یکی پیدا میکردم کون هم میزاشتیم همیشه هم بیشتر من فاعل بودم.   تو دوران متاهلی ولی دیگه باکسی رابطه نداشتم فقط خودم هر وقت خونه خالی میشد شورت و

یه کون دارم که تنگه Read More »

Scroll to Top