داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

مامان تپلم زورگا شد

سلام به همه. داستانی که براتون تعریف میکنم از چهارسال پیش شروع شد. مامانم ۴۶ سالشه هم مذهبیه هم تپل هم چادریه. یه بار من و دوستم ممد و یه مرده بود به اسم فراهانی که تو بنگاه کار میکرد ولی قاچاقچی هم بود و یه پسره دیگه که اونم از ارازل اوباش محلمون بود […]

مامان تپلم زورگا شد بیشتر بخوانید »

کوسم مال تو

درِ آپارتمان که قفل شد، هوا سنگین شد؛ بوی عطرِ تندِ تو با بوی بدنِ داغم قاطی شد. فقط صدای نفسای عمیقمون و تیک‌تاک ساعت دیواری…     یه هلِ محکم، کمرم خورد به تخت، ملافه‌ی سفیدِ خنک زیر پوستم داغ شد. بلوزمو از وسط پاره کردی؛ صدای پاره شدن پارچه، دکمه‌ها پرت شدن رو

کوسم مال تو بیشتر بخوانید »

تست کیر داداشم

سمم مهساست، ۲۱ سالمه. یه دخترِ پرشر و شور و به قول دوستام “آتیش‌پاره”. اما داداشم آرش… اون کاملاً برعکسِ منه. ۱۸ سالشه، ساکت، آروم، سرش تو درس و گیمه. از اون پسراست که اگه یه دختر تو خیابون بهش لبخند بزنه، از خجالت آب میشه میره تو زمین.     همه چیز از دورهمیِ

تست کیر داداشم بیشتر بخوانید »

ایزابلا مادر مجرد

این داستان از زبون یه مادر مجرد ۳۵ ساله به اسم ایزابلا روایت می‌شه . … پسر من، جاش، اول هفته 16 سالش شده بود، ولی می‌خواست جشن تولدشو تا آخر هفته وقتی بهترین دوستش پاول هم 16 سالش میشه عقب بندازه. قرار بود پسرا روز جمعه رو بیرون بگردن و خوش بگذرونن و شب

ایزابلا مادر مجرد بیشتر بخوانید »

یه تریسام ساده

سلام.   من ۲۰ سال پیش با دختری بسیار زیبا و خوش هیکل که تنها ملاک من برا ازدواج بود ازدواج کردم .متاسفانه بدلیل های نامشخصی من در ابتدای ازدواج دچار مشکلات جنسی شدم به طوری که نمی توانستم رابطه جنسی برقرار کنم البته همون موقع فهمیدم همسرم هم دچار سردی شدید در روابط جنسی

یه تریسام ساده بیشتر بخوانید »

فرناز و دوتا سیاه پوست

سلام دوستان. من فرناز هستم و ۳۳ سالمه. قدم ۱۶۹ و ۶۰ کیلو وزنمه.از وقتی یادم میاد عاشق ورزش کردن بودم و حسابی در مورد غذا خوردن محتاط بودم و همیشه هیکل و استیلم رو عالی نگه داشتم. جمعه این هفته بعد یک دوش مختصر دراز کشیدم و داشتم به داستان زندگیم فکر می کردم

فرناز و دوتا سیاه پوست بیشتر بخوانید »

عجب سکسی

سلام دوستان اتفاقات داخل داستان واقعا اتفاق افتاده برای یکی از دوستانم که از زبان اون تعریف میکنم فقط اسامی مستعار هستن . …   این دوست من که اسمش رو میزارم اینجا ایرج یه خانم داره که کارش پرستاری بچه هست یا توی خونه خودشون یا خونه کسایی که بهشون اعتماد میکنن از بچه

عجب سکسی بیشتر بخوانید »

کوس دادن به پدر واقعیم

وقتی از خونه بیرون زدم تازه سپیده زده بود و هوا کمی سرد بود.مانند همه زنان روستایی به اولین چیزی که نگاه کردم آسمان بود. هوا صاف بود ولی اطمینانی به هوای بهاری نبود. روستا را که رد کردم فایق چوپان به عصایش تکیه داد و سگ هایش مانند بادیگارد کنارش ایستاده بودند.سلام کردم جواب

کوس دادن به پدر واقعیم بیشتر بخوانید »

یکاریت میکنم خودت بگی منو بکن

15 سالم بود و از خانواده مذهبی بودم با اینکه سنم هنوز کم بود ولی چادر از سرم نمیفتاد البته از بچگی چادری بودم با دوستم پریسا امسال آشنا شدم همه از خودشو داداشش تعریف میدادن چند نفری توی کلاس عاشق داداش پریسا بودن و منم طبیعتا دلم میخواست ببینمش پریسا عاشق داداشش بود همیشه

یکاریت میکنم خودت بگی منو بکن بیشتر بخوانید »

حسابدار سکسی

سلام . داستانی که میخوام بگم مال یکسال پیش هستش و یه درس داشتیم بنام حسابداری که استادش یه خانومی بود. (سالینا جون چه کوسی اووم)   رفتیم سر کلاس و وقتی وارد کلاس شدم دیدم یه خانوم خوشگل با مانتو شلوار رسمی و اندام برجسته اونجا نشسته و پیش خودم گفتم اوووف چه کسیه

حسابدار سکسی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا