سکس با فامیل

سکس با عمه عمو دایی و سایر وابستگان حشری و اهل حال.

خاله ی زنم رو کردم

سلام دوستان. این داستانیو که میخوام بگم مال تقریبا یک ماه پیشه من اسمم حمید البته مستعار حدودا ۵۰ سالمه و ۳۰ ساله که ازدواج کردم.     همسرم یه خاله داره سنش از من بیشتره از همون اولین باری که دیدمش که یه جوون ۲۰ ساله بودم فکر کردنش دائم تو سرم بود خاله […]

خاله ی زنم رو کردم بیشتر بخوانید »

فاکرای شمال محاله یادم بره

تابستون همین امسال بود مرداد ماه که یه مسافرت خانوادگی رفتیم و یه ویلا کرایه کرده بودیم ، همون روز اول بود رسیده بودیم ویلا و تقریبا ساعت 11 رسیدیم اونجا همه از راه خسته بودن ظهر خوابیدن منم یه چرتی زدم ولی زود بیدار شدم و دیدم همه خوابن گفتم برم توی حیاط ویلا

فاکرای شمال محاله یادم بره بیشتر بخوانید »

علی و ملیکا

امروز می خوام داستان خودم (اسم من علی) و ملیکا رو تعریف کنم ،من 25 سالم هست و ملیکا دختری که عاشقانه دوستش دارم 19 ساله هست،ما با هم داریم میریم حموم من فقط یک شورت آبی تنم بود و ملیکا یک رکابی مانند سورمه ای با یک شورت سورمه ای گل گلی به رنگ

علی و ملیکا بیشتر بخوانید »

میشه خاله صدات کنم

کلاس دهم بودم. سر کلاس پرورشی معلم داشت در مورد مسائل جنسی حرف میزد. بچه‌ها همه ذوق کرده بودن و شک ندارم همه سیخ شده بودن. ولی من همه‌ی اینارو میدونستم! حتی بیشتر از اینا. معلم گفت: “راحت باشید و هر سوالی که میخواید بپرسید. اطلاعات داشتن در مورد مسائل جنسی برای شما لازمه و

میشه خاله صدات کنم بیشتر بخوانید »

سکس دوباره با خواهرزادم سهیلا

سلام من اسمم حسین که چند سال پیش اینجا واستون داستان سکسام با خواهرزاده متاهلم سهیلا باهاتون درمیون گذاشتم .     آخرین داستان که دومین داستان از دومین سکس منو سهیلا بود رو اینجا گذاشتم براتون که آخرش گفتم سهیلا ۳هفته بعد سکس دوممون آزمایش داد حامله بود که بعله صددرصد بچه از من

سکس دوباره با خواهرزادم سهیلا بیشتر بخوانید »

دخترخاله خجالتی

در ورودی رو قفل کردم بردمش توی اتاق خواب خودم شک و تردید قشنگ از چشماش معلوم بود همون‌جوری سرپا ایستاده بود و دیوار رو نگاه میکرد   به تخت خواب اشاره کردم و گفتم آماده شو دیگه _چکار کنم؟ _جلوی تخت زانو هات رو بزار زمین آرنج ها هم روی تخت همین کار رو

دخترخاله خجالتی بیشتر بخوانید »

گفت جون مادرت درش بیار

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه. الان اومدم یه چند تا داستان خوندم که بعضی هاشون رو دیدم واقعیه و البته بعضی هاشون الکی و وسوسه شدم که اتفاقی که پارسال برام افتاد رو واستون بنویسم,از اون اتفاقاتی که با گذشت یکسال هم هنوز برام عجیبه و هر وقت یادم میفته راست میکنم, پارسال عموم

گفت جون مادرت درش بیار بیشتر بخوانید »

سارا بیبی کون داد

سلام این داستان واسه همین ۳ ماه پیشه … اولین باره  داستان مینویسم بریم سر اصل مطلب اسمم سارا هست ۱۷ سالمه از خودم تعریف نمیکنم ولی دختره خوش چهره لبا بزرگ بینی عروسکی موهامم چتریه پوستمم سفیده ولی لپ اینام از سفید بودن زیاد قرمز شده 🙂   من متاسفانه پدر مادرم طلاق گرفتن

سارا بیبی کون داد بیشتر بخوانید »

سکس با خواهرزاده متاهلم سهیلا

سلام من اسمم حسین که چند سال پیش اینجا واستون داستان سکسام با خواهرزاده متاهلم سهیلا باهاتون درمیون گذاشتم .   آخرین داستان که دومین داستان از دومین سکس منو سهیلا بود رو اینجا گذاشتم براتون که آخرش گفتم سهیلا ۳هفته بعد سکس دوممون آزمایش داد حامله بود که بعله صددرصد بچه از من بود

سکس با خواهرزاده متاهلم سهیلا بیشتر بخوانید »

زن عمو و جنده شدنش برای من

سلام دوستان خاطره برای خیلی سال پیش هستش زمان نوجوانیم…   ما تو یک خونه قدیمی زندگی می‌کردیم با عموم و زن‌ عمو یه حیاط قدیمی وسط حوض، توالت تو زیر زمین حموم هم که نداشتیم از کودکی و زمانی که خودم رو شناختم همونجوری زندگی می‌کردیم زن عموم یه زن تپل و سفید و

زن عمو و جنده شدنش برای من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا