پرنیا دختر حشری

سلام. داستان از اونجایی شروع شد که من با یه دختر به اسم #پرنیا آشنا شدم اولش فقط با هم حرف میزدیم و اصلا رابطه ای بینمون نبود ولی تو همون حرف زدن هم حشری بودنشو نشون میداد 15 سالش بود،قدش حدود 165 و وزنش یکم زیاد بود و تپل منم همینشو دوست داشتم سینه …

پرنیا دختر حشری ادامه »

آهوی ختایی

با صداى فرياد مادرم از خواب پريدم، داشت با عصبانيت داد ميزد: -بچه مگه مدرسه ندارى تو؟! ساعت ٩ شد! با استرس از جام بلند شدم و به ساعت نگاه کردم، واقعاً ساعت نزديکـ نه بود. سريع لباسامو پوشيدم و بدون صبحانه از در زدم بيرون. باز هم مدرسم دير شده بود، نميدونستم که ايندفعه …

آهوی ختایی ادامه »

سکس منو خواهرزادم سهیلا

سلام جیگرا من یه خواهرزاده دارم که دو سال از خودم بزرگتره . من ۲۴ سالم اون ۲۶ سالشه . من حسینم اون #سهیلا . سهیلا متاهله و سه بچه سه سالم داره .قدش ۱۶۰ سینه هاش هفتاده . قبلا ک شیر داشت ۷۵ میشد. کونشم نسبت به قدش بزرگه بزرگ نیست ولی بزرگ دیده …

سکس منو خواهرزادم سهیلا ادامه »

منو میکنه و ازش ممنونم

سلام، من علی هستم و ۲۰ سالم هست، ۵ سال پیش دوستم کامران که الان هم خیلی ایاغ هستیم، خونه شون خالی شده بود،و من از هیچی خبر نداشتم، گفت بیا خونه درس بخونیم،من هم قبول کردم که باهاش خصوصی کار کنم،خلاصه رفتیم خونه شون دیدم که انگار کسی بر عکس همیشه خونه شون نیست، …

منو میکنه و ازش ممنونم ادامه »

لذتی که از کون میبرم ازکیر نمیبرم

من شانزده سالمه بدنم اینقدر سفید وتوپراست مثل دخترا هستم رونای خودمو توآینه می بینم باخودم میگم کاش میتونستم خودمو بکنم انگاررونای یک دختر شانزده ساله هستند.گاهی رونامو آنقدمالش میدم تاقطره قطره خون قرمز زیرلطافت وسفیدی گوشت نرم وگرمشون جمع میشه.مدتهابود دوستم للی به بدن من نگاه میکردگاهی لپهایم رو میگرفت گاهی نرمی بازوان سفیدم …

لذتی که از کون میبرم ازکیر نمیبرم ادامه »

من باز دلم کیر میخاد

سلام من یه پسر 17 سالم بیشتر دوس دارم تو رابطه بدم تا بکنم ولی روم نمیشد به کسی بگم تا اینکه تو #اینستا یه #اکانت دختر زدم و با مردا و پسرا حرف میزنم اسمم ارشیاس قدم 180 و وزنم 70 کونمم سفیده و بزرگ یه روز یه مردی ک.حدودا 30 سالش بود اومد …

من باز دلم کیر میخاد ادامه »

آوای فاخته

خوبی شکست خوردن در ۴۰ سالگی میدونی چیه؟ نه اونقدر جوونی و با انرژی که بگی ایراد نداره، دوباره از اول شروع میکنم و بعد هم بدون اینکه عبرت بگیری، دوباره همون اشتباهات قبلیت رو تکرار کنی… نه اونقدر پیری که بخوای بشینی برای بدبختی‌ها و فرصتها و عمر از دست رفته ات افسوس بخوری… …

آوای فاخته ادامه »

خواهر زنم کوس رو داد

من وخانم رفته بودیم ویلا بابام خواهر زنم صنم با باجناقم شهاب قرار بود فردا بیان همون روز که رسیدیم بابا و مامانم زنمو خیلی دوست دارن چون دختر ندارن خیلی میخوانش بهش گفتن میخوایم بریم سمت رشت مهمانی دو روز یا سه روز میمونیم میایم اونم رفت فقط سفارش خواهرشو کرد با شوهرش رفتن …

خواهر زنم کوس رو داد ادامه »

سیبهای ننه حوا

خانه ما بیشتر از یک اتاق خواب نداشت و آن اتاق هم برای درس خواندن مناسب نبود چون زمانی که مهمان داشتیم خانم ها در آن اتاق بودند و اقایان در هال. من سال دوم راهنمایی بودم که درس ها کمی برایم سخت تر شده بود زمان امتحانات نمیتوانستم در خانه خودمان درس بخوانم و …

سیبهای ننه حوا ادامه »

کص ایرانی تو ترکیه

تابستون پارسال با دوتا از رفیقام بلیط گرفتیم و رفتیم #ترکیه، البته تور نگرفتیم شخصی رفتیم، رسیدیم استانبول #هتل گرفتیم، قرار بود سه روز استانبول بچرخیم و عشق کنیم بعدم بریم #آنتالیا و چندروزی هم اونجا کص چرخ بزنیم. روز اول تو خیابون #استقلال میگشتیم و به کص و کون ملت تیکه مینداختیم، من فندکمو …

کص ایرانی تو ترکیه ادامه »