کیرشو تو یه لحظه تو خودم غیب کردم

سلام مجتبی هستم از فامیل خایه منی خورها. رنگ مورد علاقم هم طوسی. ۳۱ سالمه چهره مردونه ته ریش متاهلم لاغرم نسبتا ، اسکات زیاد میزنم کون و رونم فرمش قشنگ باشه البته بابام کروز میزد که خیلی‌ کلفت بود من به همین اسکات راضیم. خودم خیلی شدید به خودم حس دارم ، اگه میشد […]

کیرشو تو یه لحظه تو خودم غیب کردم Read More »

جمهوری اسلامی رسما تمام شد

درود دوستان. از دیماه سال گذشته سوگواریم و تا نابودی آخرین مسلمان ایرانی کش سوگوار و خشمگین خواهیم ماند . اما امروز دیگر نه تنها جمهوری اسلامی بلکه تمامی مافیای اسلامی در منطقه هم رسما به پایان رسید. سفر قالیباف به قطر یعنی‌ التماس به آمریکا برای نمردن و اعتراف به همه چیز. قالیباف همه

جمهوری اسلامی رسما تمام شد Read More »

تا زمان سقوط رژیم آخوندی آپدیت نخواهیم داشت

تا زمان سقوط رژیم آخوندی آپدیت نخواهیم داشت. درود به ملت سوگوار اما سرفراز ایران. به همه ی مردم ایران: هزار بار گفتم بازم میگم مسلح بشید و مسلح بمونید (مثل مردم آمریکا) وگرنه بازم سلاخی میشید. اگر مایل به حمایت از ما هستید فقط چند ثانیه در روز از سایت و آگهی‌ها بازدید کنید.

تا زمان سقوط رژیم آخوندی آپدیت نخواهیم داشت Read More »

تکدست و میثم

س ع هستم معروف به تکدست (چون یه دستم همیشه آویزونه البته به کیر اراذل) ۱۷ سالمه وزنم ۵۸ قدمم ۱۷۵ و این خاطره ایی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به ۱۴ سالگیم.   خونه ما توی آپارتمان هست که بهش میگن مسکن مهر و چند تا آپارتمان کنار هم هستن منم خب خیلی

تکدست و میثم Read More »

زنم سحر و کیر دسته تبر

با سلام خدمت همه دوستان من امین هستم سی و هشت سالمه اسم زنم سحر هست یه دختر خوش فیس و یه هیکل باربی فیتنس…   سحر کلا دختری بود که خانواده زیاد‌ بهش آزادی نداده بودن البته خودشم هم خیلی محتاط بود یعنی دختر ولنگ بازی نبود ما اقلب مشروب می‌خوردیم مست میکردیم تو

زنم سحر و کیر دسته تبر Read More »

کصی در همین نزدیکی‌ ها

سلام خدمت دوستان حامدم از شمال ( ادمین: خارتونو گاییدم چرا شمال اینهمه حامد داره؟) داستان بر میگرده به تقریبا ۱۵ سال پیش  بعد از فوت پدرم معمولا خواهر برادرام میومدن مادرم میبردن پیش خودشون خونه ویلایی و توی یک محله قدیمی از جنوب کشور هست وقتی مادرم خونه نبود فقط با یه شلوارک لخت

کصی در همین نزدیکی‌ ها Read More »

خانوم گل آی خانوم گل برام سخته تحمل

سلام رکسانا ام ۲۰ سالمه و دوست پسرم رضا ۲۱ سالشه خیلی حواسش به من هست همه جوره… یک سالی هست منو دوست پسرم باهمیم ۶ ماه بعد از آشنا شدنمون ما تو ماشین رابطه داشتیم و شروع داستان:   یه روز عادی که داشتیم از دیت برمیگشتیم و می‌خواست منو خونم بزاره من توی

خانوم گل آی خانوم گل برام سخته تحمل Read More »

تریسام در شهرستان

سلام اسم من سعید ۳۷ سالمه میخوام داستان سکس خودمو دختر برادر زن و خواهر زنمو براتون بگم خلاصه میگم که حوصله تون سر نره   من خواهر زن آخریم که از همه کوچیکتره اسمش میترا هسته که از بچگی اسمش روی پسر عمه اش بود و همه میگفتن که این دوتا مال هم هستن

تریسام در شهرستان Read More »

مامان تپلم زورگا شد

سلام به همه. داستانی که براتون تعریف میکنم از چهارسال پیش شروع شد. مامانم ۴۶ سالشه هم مذهبیه هم تپل هم چادریه. یه بار من و دوستم ممد و یه مرده بود به اسم فراهانی که تو بنگاه کار میکرد ولی قاچاقچی هم بود و یه پسره دیگه که اونم از ارازل اوباش محلمون بود

مامان تپلم زورگا شد Read More »

کوسم مال تو

درِ آپارتمان که قفل شد، هوا سنگین شد؛ بوی عطرِ تندِ تو با بوی بدنِ داغم قاطی شد. فقط صدای نفسای عمیقمون و تیک‌تاک ساعت دیواری…     یه هلِ محکم، کمرم خورد به تخت، ملافه‌ی سفیدِ خنک زیر پوستم داغ شد. بلوزمو از وسط پاره کردی؛ صدای پاره شدن پارچه، دکمه‌ها پرت شدن رو

کوسم مال تو Read More »

Scroll to Top