بازی با کیر عمو

  سلام دوستان.اسمم عرشیا هستش و این داستانی که می خونید واقعیه متاسفانه و یکی از تلخ ترین و…. شاید مسخره باشه ولی در عین حال لذت بخش ترین خاطرات منه. من الان یه پسر ۱۷ ساله ام تو تهران. ادامه مطلب

سکس با طعم زن شوهردار

  سلام من ارمان هستم 25 سالمه خاطرم مال حدود 2 سال پیشه و اولین سکس منه… *** من تو یه مجموعه تولیدی کار میکردم که پرسنل زیادی داشت حدود 30 نفر اونجا مشغول به کار بودیم نصف خانوم و ادامه مطلب

کاش منم کس داشتم

سلام. اسمم سینا هست و اسم دخترونم سحر. اندامم خیلی دخترونس مخصوصت باسنم سفید و گرد… *** 3 ساله که ازدواج کردم و بعد از 2 سال زنم فهمید که حالت های دخترونه دارم چند باری لباس زیرش رو می ادامه مطلب

سزای دختر آهن پرست

سلام به دوستان خوب ..   من رضا هستم ۲۰ ساله از یکی از شهر های شمال.قدم ۱۹۰ هیکلم هم صدقه سری فوتبالی که میرفتم خوبه.۱۵ سالم بود که زدم تو کار دختر بازی.اولین تجربم با یه دختری بود به ادامه مطلب

داستان سکس من با فرزانه

این ماجرا برمیگرده به پارسال همین موقع که همسرم باردار بود و با وجود اینکه همیشه سعی میکردم توی کارای خونه بهش کمک کنم ولی خب بازم یه سری کاستی ها بود. بنابراین به ناچار مادر خانومم به همراه فرزانه ادامه مطلب

جنده بازی‌های خاله میترا

  روز یکشنبه بود و مادرم گفت برو از خاله میترا پارچه هایی را که سفارش دادم بگیر بیار خاله میترا زن خوشگل وخوش هیکل در حد مانکن های توپ بود منم از خدام بود چون خیلی جذاب بود.کلید خونشو ادامه مطلب

میترا اوپنم کرد و کونیش شدم

هیجده سالم بود تازه از طریق ی رفیق همه فن حرف با جایی آشنا شده بودم که برام خیلی رویایی بود. اولا حس میکردم با کله تو ظرف عسل افتادم اما بعد چیزایی دیدم که فهمیدم خیلی چیزا فقط رویاش قشنگن… *** ادامه مطلب

کس بیتا

سلام دوستان من علیرضا هستم۳۲ سالمه از تهران داستانی که میخام براتون بگم مربوط میشه به یکسال پیش در حال پرسه زدن تو اینستا بودم که با یه زن بیوه ۲۸ ساله به اسم بیتا آشنا شدم بعد کمی کامنت ادامه مطلب

چادری‌ها از همه جنده ترند

  صبح شده بود و من بعد از یه خواب خوب بیدارشده بودم ….شوهرم که سه ساله از ازدواجم باهاش میگذره …هنوز منو دوست داره و بیشتر بهم میرسه … دیشب بر خلاف قرارمون باهام کاری نداشت …می گفت خسته ادامه مطلب

من ویدا ۱۶ ساله لزبین هستم

  سلام ب همه اسمم ویدا ۱۶ سالمه و لزبین هستم پارسال ی همکلاسی داشتم ب اسم تینا که با هم خیلیم خوب بودیم ماجرا از جایی شروع شد ک اولین بار تو چت از من پرسید ویدا تاحالا لب ادامه مطلب

ارسال‌شده در دسته‌بندی نشده | برچسب خورده | 1 پاسخ