چشمام به کیرش افتاد

سلام این داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به پارسال میشه. اسم من سارا هست قد 164 وزن 60 بدن خوش فرمی دارم سینه هام 85 دورباسنمم ۱۳۵کمرم باریکه پوست سفیدی دارم و موهای فرو بلند.   توی محلی که زندگی میکنم خیلیا میخوان باهام باشن اما خب منم قرار نیست باهرکسی باشم توی محل …

چشمام به کیرش افتاد ادامه »

پیرمرد و ارمین کون طلا

سلام دوستان امیدوارم خوب باشید اسم من ارمینه اهل مازندران هستم و الان ۲۰سالمه و ماجرایی رو که براتون مینویسم بر میگرده به چند سال قبل ۱۰سالم بود تازه مدرسه ها تموم شد و تعطیلات تابستون شروع شده بود بخاطر گرمی هوا و شیطنت من و چون مادرم بار دار بود پدرم منو فرستاد پیش …

پیرمرد و ارمین کون طلا ادامه »

منو زنمو تا صبح کردند

من #عمید هستم بیغیرتم رو زنم مامانم خواهرم عاشق فحش ناموسم با زنم مسافرت رفتیم شمال ساعت حدود 11 شب بود رسیدیم رامسر یه پسر حدود 16 ساله گفت ویلای تمیز سراغ داره بعد سوار شد چندتا زنگ زد خانمم عقب خوابیده بود با یه تاپ و یه شلوارک که نافش تا موهای بالای کسش …

منو زنمو تا صبح کردند ادامه »

بهتره زندگی کنیم وگرنه زندگی میکنتمون

سلام وقت بخیر اسم من سانازه ۲۶سالمه یه دختر ازاد و راحت لباس پوشیدنم هم ازاده با یه شلوار لی و پیرهن مثل پسرا لباس میپوشم کل بدنم سفیده و کم مو قدم حدود ۱۶۰ و حدود۷۰ کیلو وزنمه و هیکل متوسطی دارم ولی باسنم خود نمایی میکنه و کمی طاقچه ایه بگذریم این داستان …

بهتره زندگی کنیم وگرنه زندگی میکنتمون ادامه »

برای اولین بار فهمیدم گاییدن یعنی چه

سلام #معصومه هستم اتفاق دیروز و دیشبمو با #کیوان عموی شوهرم را مینویسم عید که امسال تق و لق بود منم دومین سال ازدواجمه چون تازه عروس محسوب میشدم با اطلاع قبلی می رفتم خونه فامیلهای درجه یک که دلم لک زده بود برای عموی کوچک شوهرم که مجرده ولی دو سال بزرگتر از شوهرمه …

برای اولین بار فهمیدم گاییدن یعنی چه ادامه »

کیر فوری

سلام به همگی سال نو مبارک من #مهناز هستم میخوام داستان رابطه ای که با داماد خالم داشتم رو براتون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد من40سالمه و جدا شدم و بچه هم ندارم یکی دو سال از جدا شدنم میگذره   یک روزخونه دخترخالم ناهار دعوت بودیم بعد از ظهر چون ماشین نبرده بودم به …

کیر فوری ادامه »

سکس پدر و دختر

بعضی وقتا آدم مجبور میشه یک قسمت از زندگیشو حتی برای خودشم سانسور کنه. فکر کردن به بعضی ماجراهای زندگی حس بدی داره. نمیتونی برگردی و پاکش کنی. فقط امیدواری بتونی فراموش کنی. توی یک غروب سرد زمستون با نگار از در محضرخونه اومدیم بیرون. شادی عروس و دامادای دیگه رو نمیشد تو صورتمون پیدا …

سکس پدر و دختر ادامه »

خانم شعبانی دهن سرویس میکند

همانطور که در خاطره قبلی گفتم خودم زمینه ای رو فراهم کردم تا سوگل و دامادم قبل از عروسی به وصال جنسی هم برسن تا خودم با وجدان راحت و برای این که قبل از دخترم از راه راست منحرف نشده زودتر از اون به وصال شوهرش در نیام. بنابر این منتظر فرصت مناسبی برای …

خانم شعبانی دهن سرویس میکند ادامه »

مامان منم به کیر احتیاج داره

روزهای آخرِ جنگ هشت ساله بود و بگیر و ببند در خیابانها… 7 ساله بودم با مامانم برای خرید رفته بودیم توی ماشین مامانم روسرش افتاده بود گردنش تو ترافیکی در نزدیکی محل خرید دو نفر چفیه در گردن و ریشدار با مامان یکی به دو کردند مامان جوابشونو میداد تا در سمت مامانو باز …

مامان منم به کیر احتیاج داره ادامه »

تحقیر خاله و مامان

سلام داستان متفاوتی که میخوام براتون تعریف کنم اینه که، من یه خاله دارم حدود ۴۱ سالشه، هیکل تو پری داره، چند وقتی هم هست که باشگاه بدنسازی میره، قدش حدودا ۱۶۷ وزنش هم تقریبا ۷۴ ، یه روز که داشت از باشگاه میومد خونه، تو همون راهروی خروجی باشگاه با یکی از هم باشگاهیاش …

تحقیر خاله و مامان ادامه »