کونی چشم آبی

دوستان میخام داستان کونی شدنم را براتون تعریف کنم .من الان مرد ۳۲ سالم که زن و دوتا بچه کوچک دارم ولی هنوزم گه گاهی مورد خوب باشه کون میدم به اصطلاح تک پرم .   زنم هم میدونه و گاهی که عصباتی میشه بهم میگه کونی!   اما بریم سر داستان .از ۱۵ سالگی […]

کونی چشم آبی بیشتر بخوانید »

دو تجربه یک نتیجه

تجربه اول   اولین تجربه من با خواهرم 7 ماه پیش بود که ازم خواست پشتشوبراش بمالم من هم بجاش لبه سینه ها و زیربغلشو براش مالیدم آخرش خواست بلند شه گفتم اینجا رو که مالیدم یه خرده موهاش بلند شده با خجالت گفت آخه چند روزی هس شیو کرده ام من هم پررو پررو

دو تجربه یک نتیجه بیشتر بخوانید »

کیر برادر حلال خواهر

سلام من اسمم محمد است افغان هستم و یک فامیل شش نفره هستیم که پدر و مادر و 2 برادر و 2 خواهریم ، خواهر بزرگترم که حدودا 35 سالشه ازدواج کرده و سه فرزند دارد . وقبلا چون شوهرش کارمند بود وضعیت زندگی خوبی داشتند و وضع مالی شان عالی بود تا اینکه شوهرش

کیر برادر حلال خواهر بیشتر بخوانید »

سکس با برادر دوستم

سلام. میخوام از یکی از بهترین سکس های زندگیم بهتون بگم اونم سکس با برادر دوستمه…   من نهالم و ۲۳ سالمه راستش من چند سال بود با کیان رفیق بودم از کلاس زبان با هم دوست شده بودیم همیشه تو درس کمکم میکرد و بعضی اوقات حتی باهاش از چیزای دیگه هم صحبت کرده

سکس با برادر دوستم بیشتر بخوانید »

معجزه ی ۳۷ میلیونی

سلام من سمانه ۳۰ سالمه دختر چشم و گوش بسته ای بودم تا اینکه با علی ازدواج کردم علی ۸ سال بزرگتر از من بود .   کیر کوچولو و زود انزالی حال به هم زن از خصوصیات شوهرم بود . تا او زمان که با علی بودم انگار نمیدونستم سکس چیه ارگاسم چیه ،اما

معجزه ی ۳۷ میلیونی بیشتر بخوانید »

اکس باز

سلام اسم من فاطیما هست بدن سفید و پری دارم و خیلی حشری ام همیشه و این داستان برای پارسال هست. پارسال من همزمان داشتم از دوست پسرم جدا میشدم و با یه پسر. دیگه اشنا میشدم یه روز قرار بود برای بار اخر برم اکسمو ببینم منم بدنمو کامل شیو کردم یه ست توری

اکس باز بیشتر بخوانید »

تسلیم محض شهوت

من تا “اون حد” دیگه جلو نرفته ام با خواهرم اما شیطونیای زیادی کرده ایم با هم الان 30 سالشه و هنوزم وقتی میرم پیشش گهگاهی به یاد نوجوونی یواشکی با هم یه کارایی میکنیم اما شهوت انگیزش اینه که هنوزم هیچکدوم به روی خودمون نمیاریم که مثلا داریم از هم لذت جنسی میبریم.  

تسلیم محض شهوت بیشتر بخوانید »

اونشب تا صبح چند نفر منو گاییدن

این داستان مال چند سال قبله که ۱۶ سالم بود .خونه ما اهواز بود .هوا هم تا دلت بخواد گرم تو سایه ۵۰ درجه ولی افتاب ۶۲ تا ۶۳ از خونه نمیشد بیای بیرون.   کسبه از ظهر تعطیل میکردن تا ساعت ۵ وبعضی ۶ همه تو مغازه کولر داشتن ولی کولرم تو اون گرما

اونشب تا صبح چند نفر منو گاییدن بیشتر بخوانید »

کوییکی

سلام اسم من فاطیما هست بدن سفید و پری دارم و خیلی حشری ام همیشه و این داستان برای پارسال هست… پارسال من همزمان داشتم از دوست پسرم جدا میشدم و با یه پسر دیگه اشنا میشدم یه روز قرار بود برای بار اخر برم اکسمو ببینم منم بدنمو کامل شیو کردم یه ست توری

کوییکی بیشتر بخوانید »

چرا چرا چرا

یه شب مامان رفته بود خونه خاله. من تو اتاقم دراز کشیده بودم و کم‌کم داشتم خوابم می‌برد که صدای باز شدن در رو شنیدم. فکر کردم مامانه و چشمام رو باز نکردم، ولی چند ثانیه بعد تشک کنار پام فرو رفت و از بوی عطرش فهمیدم داداشمه. چیزی نگفت و منم چیزی نگفتم. بعد

چرا چرا چرا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا