من راضی شبنم راضی کون لق ناراضی

در روستای دور افتاده اراک توی خانواده پر جمعیت داخل یک عمارت چند خانه ای که هر کدام مال برادری و زنشو بچه ها بود زندگی می کردم اخرین پسر خانواده بودم ته تغاری خواهر کوچکم بود که دوسال اختلاف سنی داشتیم اونقدر زیبا بود و سریع قد کشید تو 13 سالگی دهها خواستگار از …

من راضی شبنم راضی کون لق ناراضی ادامه »

تو حموم مارو گاییدن

بالاخره دلو به دریا زدیم. من و همسرم آزیتا مسته مست بودیم. تصمیم گرفتیم فانتزیمونو علمی کنیم. یک هفته بود که با پسر بدنساز حشری تو اینستاگرام چت میکردیم و حالا تصمیم گرفتیم که بگیم بیاد و امشب ترتیب هردومونو بده. برامون تحریک کننده بود که ترتیب یک زن و شوهر جوون و خوشگل رو …

تو حموم مارو گاییدن ادامه »

داستان بی‌پایان

در بزرگم حاج ملک از افراد پر نفوذ و پول دار شهر بود پدرم(رضا) که تک پسرش بود رو فرستاد فرانسه واسه تحصیلات عالیه پدرم تو رشته معماری مدرکش و گرفت و برگشت کم کم پای جایی پا حاج ملک گذاشت و ادم پرنفوذی شد با دختر یکی از سیاسیون نام مریم که بعد ها …

داستان بی‌پایان ادامه »

گاییدن دختره جنده

خودمو معرفی کنم علیم 24 سالمه مجردم کسی واس رل بزنه کامنت بزاره خخخخخ هیکل خوبی دارم بوکس کار میکنم کیرم ۳۷ سانته قدم ۲۱۰ وزنم پنجاه کیلو موهامم فرق وسط باز می‌کنم مدل مایکل اسکوفیلد خیلی باحالم حالا ولش بریم سر داستان من زیاد جالب نیستم میدونین یعنی خیلی افتاده هستم تواضع و از …

گاییدن دختره جنده ادامه »

کون دادن من به مرد کیر کلفت

یه دوست دارم که از خودم بزرگ تره و سوپر مارکت داره رفتم مغازش باهم تعریف میکردیم گفت ظهر بیا بریم باغ نهار بخوریم و مشروب من هم از خدام بود قبول کردم وقتی رفتم باغ در باز گذاشته بود رفتم تو گفت در وبسایت گفتم اره نشستیم کناره هم تابستون گرمی بود با شرت …

کون دادن من به مرد کیر کلفت ادامه »

پرده ای از پتو

اسمم آرین است 21 ساله تهران برادرم آرش 30 ساله و خواهرم آرزو 37 ساله که ارزو تو 17 سالگی ازدواج کرده رامسر زندگی می کنند آرش نزدیک دوساله با دختری که همسن من بود بنام پردیس ازدواج کرده که از اول زندگیشون هر از گاه دعوا داشتند و چندین بار هم قهر کرد بابا …

پرده ای از پتو ادامه »

نمی‌توانم نفس بکشم

سلام. امیدوارم از خاطره‌ای که براتون تعریف می‌کنم زیاد دلخور نشید. این خاطره‌ی یک رابطه سکسیه که پایان غم‌انگیزی داره. همین الان که دارم تایپش میکنم هم دستام میلرزه. خب بهتره شروع کنم. اسم منو لازم نیس بدونین ولی یکم از ظاهرم براتون میگم. ۳۲ سالمه و ساکن آمریکام هرچند اصالتا بچه ایرانیم. بدن فیتی …

نمی‌توانم نفس بکشم ادامه »

کونی که سرگذشت منو دگرگون کرد

ادامه داستان دهه ی شصت…   چند روز بعد اون ماجرا حسابی حالم ازخودم بهم میخورد ولی مژگان عادی بود تازه از رفتارم تعجب میکرد توعالم بچگیش منو خیلی دوست داشت دلم میخواست خودمو بکشم عذاب وجدان دیوانه کننده ی داشتم چند باری خواهرم پیشنهاد دا باهم بازی کنیم رد کردم واقعا دلم نمیخواست دیگه …

کونی که سرگذشت منو دگرگون کرد ادامه »

سکس بی ریا

یه داستان تو بچگی تقریبا ده سالم بود اتفاق افتاد میخوام براتون تعریف کنم، قدیم چون خونم اتاق نداشت بابا و مامانم تو حال کنار هم میخوابیدن بنده خدا ها هم هر موقع سکس میکردن فکر میکردن ما خوابیم و متوجه نمیشیم ولی منو خواهرم میدیدیم مامانم همیشه برای خرید دو سه ساعتی میرفت بیرون …

سکس بی ریا ادامه »

کیر بزرگ نعمت بزرگیه

چندین سال پیش دوست اتفاقیم تو یک سکس چهارتایی منو دوستم با دو زن 20 و 23 ساله که دختر خاله بودند داشتیم دیدم میدونم چه صحنه ای بوده تا رد می کرد تو کص دختره بام کص زنه قد تخم مرغ باد می کرد وقتی می کشید بیرون کصشو مثل آدامس کش می آورد …

کیر بزرگ نعمت بزرگیه ادامه »