خاله شیما و کیر من

سلام دوستان سام هستم الان كه اين داستانو مينويسم ٢٠ سالمه ولى اتفاقات اين داستان براى دوسال پيشه و ميخوام براتون ريز و درشت ماجرارو تعريف كنم.قيافم بد نيست و سه سالى ميشه باشگاه ميرمو هيكلم رو فرمه اين داستانى كه ميگم در اصل داستان نيست و خاطرست يكم طولانيه و اميدوارم خوشتون بياد و …

خاله شیما و کیر من ادامه »

سفر به کردستان

3 فروردین 98 منو شهرام و همسرانمون مهتاب و فرانک راهی سفر به سمت کردستان شدیم از تهران به همدان و از همدان به سقز از سقز به مریوان از راه کم تردد کوهستانی از مریوان به سنندج سمت کرمانشاه و روانسر و جوانرود و بانه و خلاصه در هر شهری ساعاتی و در بعضی …

سفر به کردستان ادامه »

خواستم کون بکنم ولی بجاش کون دادم

شایان رو میآوردم زیرزمینمون بکنمش ، ولی چون زود ارضا بودم ، خوشم نمیومد زود کارمون رو تموم کنم ، چند بار امتحان کردم کیرمو تا میاوردم سوراخ کونش تا بره توش آبم میریخت . کونش باز باز بود و سوراخش صورتی رنگ بود ولمبرهای کونش وای بهتون نگم که گوشتی تر و سرخ . …

خواستم کون بکنم ولی بجاش کون دادم ادامه »

کس لیس ها

سلام خسرو هستم 31 ساله بیش از 5 ساله ازدواج کردم یک پسر 2 ساله داریم دو تا خونه دارم یکی تهران یکی تاکستان کاری در تاکستان دو ساله شروع کردم هنوز تمام نشده من عاشق دختری بودم که پسر برادرم پیشدستی کرد با کلک پدرش که برادرم باشه از دست من در آورد اسمش …

کس لیس ها ادامه »

زن عموی ریزه میزه

سلام دوستان شاهرخ هستم 20 سالمه این خاطره که میخوام بگم مربوط به 6 سال قبل هست من یه زن عمو دارم که اسمش حنیفه هست از اندامش بگم قدش کوتاهه شاید 150 سانت باشه الان 32 سالشه سینه هاش واقعا بزرگه سایزشون 80 هست کون گرد و تپل وخوش فرمی داره بدنش سفیده و …

زن عموی ریزه میزه ادامه »

بالاخره بهش کوص میدم

ما پنج تا خواهریم من اخریشم پانزده سالمه داماد کوچیکمون احمد طلافروشی داره تا منو می دید نمیدونستم چرا تو خلوت منو بغل میکرد میگفت نون زیرکباب کیر سفتش هر بارم یا به شکمم میخورد یا از عقب که بغلم می کرد میدیدم با دستش رد میکنه لای پاهام و باسن گوشتیم سینه هامو تو …

بالاخره بهش کوص میدم ادامه »

فاطی جون فاطی بغلم کن

سلام بهمن هستم 28 ساله از بروجرد بعد از کاردانی سربازی رفتم تو آموزشی بودم داداشم زن گرفت و برگشتم خونه تو سربازی مرخصی که اومدم با همه دیده بوسی کردم نوبت فاطی زنداداشم که رسید فکر نمیکردم اونم منو ببوسه با اونم دیده بوسی کردم بوسه هاش بقدری لذتبخش و داغ بود انگار لب …

فاطی جون فاطی بغلم کن ادامه »

زنم خیلی زیباست

سلام زنم خیلی زیباست تو مجلس ختم خواهرم پسندید و بهم معرفی کرد و بعد فهمیدم که عقد یکی بوده عروسی نکرده به طلاق کشیده منو پسندید خلاصه 95/01/01 ازدواج کردیم درست همزمان با جشن نوروز تالار را قبلا رزرو کرده بودیم که خیلی هم نسبت به به روزهای مناسبتدار ارزانترین زمانش بود بسیار هم …

زنم خیلی زیباست ادامه »

جنده ی پیر با ده سانت کیر

سلام به دوستان.   این خاطره که الان مینویسم مال دو سال پیشه و خیلی خاطره خوبی واسم شده.ماجرا مال زمانیه که دانشگاه قبول شدمو خوابگاهم جانداشت و مجبور شدم دنبال خونه بگردم.شهری که دانشگاه قبول شدم سه چهارساعتی با شهرخودمون فاصله داشت و نمیتونستم هرروز برم وبرگردم.خلاصه تنهایی گشتم دنبال خونه و یه چنتایی …

جنده ی پیر با ده سانت کیر ادامه »

مامانم کوسشو فدا کرد

خواهرم سارا دو سال از من کوچکتره 17 ساله بود بقدری خواستگار داشت دیگه بستوه اومده بودیم من دلم نمی اومد سارا زن کسی بشه خودم دوسش داشتم مامان از ترس اینکه من شکم سارا را بالا نیارم اونو راضی کرد تا با پسر عمه ام ازدواج کنه خیلی زود مقدمات عروسی مهیا در کمتر …

مامانم کوسشو فدا کرد ادامه »