جنده کوچولو و اولین روز جندگی

سلام دوستان. من نگارم. هیجده سالمه . بیبی فیسم قد ۱۶۵، لاغر با ممه و کون خوشگل و خوش فرم. چهرمم خیلی جذابه. پوستم سفیده مثل شیر و به قول دوس پسر قبلیم بدنم هر کیری رو راست میکنه. راستش من به روابط ارباب برده و سکسای خشن خیلی علاقه دارم.خوب بریم سر اصل داستان …

جنده کوچولو و اولین روز جندگی ادامه »

کوس آبدار شوهردار

سلام خدمت همه عزیزان خیلی وقته داستانای سایت شهوتناک رو دنبال میکنم شاید یه 10 سالی میشه خب نمیخوام سرتونو درد بیارم بریم سر اصل مطلب از خودم بگم 25 سالمه عرب اهوازیم قد 170 خوشکل و خوش تیپ (اینو من نمیگم هرکی منو دیده گفته) برعکس حرفایی که در مورد عربا شنیدید من کیر …

کوس آبدار شوهردار ادامه »

بازم عموولی و جندگی‌های مامانم

مشهد شلوغ بود چراغانی کرده بودند چون فردا می گفتند ولادت امام رضا است خرید های زیادی کردیم عموولی برایم دو تا شلوار و چند تا تیشرت و دو جفت کفش و کلی اسباب بازی خرید تو فروشگاه لباس که همه نوع لباس زنانه و مردانه بود عموولی به مامان گفت مشهدی زهرا برای خودتم …

بازم عموولی و جندگی‌های مامانم ادامه »

سلام جون دل

سلام عرض شد خدمت همه ی جون دلها. من کیوان معروف به سهیلا سنگک ساده هستم 26 سالمه از تهران و خواستم تجربه یه رابطه غیر معمول که سال قبل داشتم رو اینجا بنویسم و امیدوارم شما هم لذت ببرین. من تو تهران دانشجو هستم و یه رفیق دارم به اسم سینا و از سال …

سلام جون دل ادامه »

من و زنم زیرخوابش شدیم

لذت سکس وصف ناپذیز بود برامون، مثل دوران نوجوانی که اولین تجربه سکسی رو داشتیم، هیجان زده شده بودیم . دفعه قبل ما فقط یه نفر سوم می خواستیم برای سکس هامون اما کیر 25 سانتی مجید و اون غرش هاش، جفت امون رو دیوونه خودش کرده بود،، افسون که بعد از مدت ها یه …

من و زنم زیرخوابش شدیم ادامه »

غلمان

من پسر17ساله هستم از یه خونواده مذهبی و معتقد عاشق شوهرخالمم خیلی دوست داشتنی من یک روزرفتیم خونه مادربزرگم شوهرخاله غذای حرم گرفته بود اورد اونجا غذا رو که خوردیم گفت بریم یکی اشنای ببینم چقدر رفت ماشینونشون دادیم پسرخالم خوابش برد گذاشت جلو خودش اومدعقب دستشوگذاشت روپام اشاره کرد بمالون کیرمو منم مالوندم که …

غلمان ادامه »

میخواهم کون بدهم

سلام اسمم نیما در حال حاضر ۲۴ سالمه ساکن تهران علاقه بسیار زیادی به روابط فتیش،ارباب و برده و سکس با شیمیل ها دارم که دوست دارم مفعول باشم… پدرم بعد از اینکه مادرم و طلاق داد با زنی به اسم مینا ازدواج کرد تازه از شهرستان اومده بود و همسایمون بودن من تنها فرزند …

میخواهم کون بدهم ادامه »

دختر اسب سوار

سالها بود به بهانه های مختلف میخواستم ماهرخ را که سرامد خوشگلهای فامیل بود بکنم ،موفق نمی شدم بارها اتفاق افتاد و نشد بکنمش ماهرخ و من تو حدود سنی هم بودیم من سرو گردنی از شوهرش بلندتر بودم هر چه شوهر او سرد و ناتوان است من بر عکسش توانا و گرم تا جائیکه …

دختر اسب سوار ادامه »

سربازی و سکس

سلام من حمید ف زیباترین سرباز پادگان سال 94 بعد از کاردانی نا پیوسته معماری بعلت نبودن کار رفتم سربازی تو سپاه آموزشیم را کرمان تمام کردم یکی از فرماندهها منو خیلی دوس داشت پرسید دوس داری کجا بیفتی گفتم تهران منو قبل از قبل از تقسیم امریه کرد به یه شرکتی در تهران شدم …

سربازی و سکس ادامه »

سفید برفی

برف شدت داشت وباد زوزه میکشید برف پاکن ماشینم باسرعت کار میکرد به سختی سربالایی پل گلبهار را با دنده یک بالا اومدم شیشه بخار کرده بود وجلو وپشت رو سخت میشد دید رسیدم روبه رو پله های عابر پیاده دیدم دختری لاغراندام با مانتو صورتی کم رنگ اومد از پله به لب راه دست …

سفید برفی ادامه »