یک کیر برای دو خواهر

روابط من و خواهر زنم سمیرا هیچوقت قطع نمی شد شاید گاهی تا شش هفت ماه هم می شد که شرایطش بوجود نمی اومد تا با هم سکس داشته باشیم حتی سر پاییt اما حتما” این رابطه برقرار می شد ادامه مطلب یک کیر برای دو خواهر

کردن دختر عموی حشری

سلام خدمت دوستان من یه یک هفته ای هست که تو این سایت دایتان میخونم و بدم نمیاد خاطره خودمو بنویسم تو این سایت خیلی از این داستانا دروغه شک نکنید این داستان واقعیته که برام مهم نییت که باور ادامه مطلب کردن دختر عموی حشری

شانس اوردم و گرنه حالا حالاها بکنم بود

من الهامم 37 سالمه این داستان واسه تابستون سال قبله … فوق لیسانس دارم و کارمند هستم مجردم از بابام یه باغ بزرگ بهم ارث رسیده و من واسه رسیدگی به باغم همیشه کارگر میگیرم یه سرایدار ثابت داشتیم از ادامه مطلب شانس اوردم و گرنه حالا حالاها بکنم بود

کس دادم به خاطر پول

توی سن کم به خاطر یه سری مشکلات خانوادگی مجبور شدم صیغه ی یه مرد 37 ساله بشم. چند سال پیش بود  17 سالم بیشتر نبود.دختره خوشگلی بودم و خاطر خواه زیاد.ولی من تمایلاتم با بقیه هم سنام فرق داشت ادامه مطلب کس دادم به خاطر پول

رهایی از زنجیر‌های غیرت

سلام. وقتی با شهین ازدواج کردم یک جوان شهرستانی و قوق العاده متعصب بودم و به نجابت زنم که نزدیک یکسال زیر نظر داشتمش ایمان داشتم.اونموقع شهین هم مثل خودم بدنی لاغر و کم گوشت داشت اما خیلی زود متوجه ادامه مطلب رهایی از زنجیر‌های غیرت

کیر دوجنسه عالی‌ بود

با سلام من آروین هستم الان 23سالمه.قدم 180 و وزنم 90 هستش.توپولم و سفید و همیشه مو های بدنمو میزنم چون واقعا دوست ندارم.یادمه حدودا از 15 16سالگی به مفعول بودن علاقه مند شدم.ولی خب زیاد حسی به پسر ها ادامه مطلب کیر دوجنسه عالی‌ بود

مسیح نجات دهنده

یک ربع بود که منتظرش ایستاده بودم… درست و واضح همه چیز یادمه.اوایل بهمن ماه بود و تهران زیر برف سنگینی محو شده بود هفده سالم بود و با قد متوسط و هیکل توپر(شاید من دوست دارم کلمه ی توپر ادامه مطلب مسیح نجات دهنده

سینا و مبینا

اسمم سیناست متولد ۷۵ اهل ارومیه‌ام و ۲ سالی میشه تو دانشگاه انکارا دانشجوی پزشکی‌ام قدم ۱۸۸ و وزنم ۸۰ میشه گفت خوش هیکلم. *** یه هم کلاسی داشتیم اهل شیرازه و اسمش مبینا هست با هم خیلی صمیمی بودیمو ادامه مطلب سینا و مبینا

سیک و داشاق و آمجیخ

سلام به همه دوستان اسمم امینه 25 سالمه ارنولدم نیستم تیپ و اندامم کاملا معمولیه یه همسایه داریم به اسم سیما پرستاره خودش شوهرشم نمیدونم شغلش چیه فقط میدونم که همش ماموریته و یک ماه دو ماه یبار میاد اونم ادامه مطلب سیک و داشاق و آمجیخ

گذاشت تو کس عادله

من حمید هستم و داستانی که دارم روایت میکنم مربوط به همین چند وقت پیش هست که اتفاق افتاد … *** من کارمند هستم و به لطف خانواده ام یک ازدواج سنتی و یک واحد آپارتمان دارم یک زندگی آروم ادامه مطلب گذاشت تو کس عادله