فقط میخواستم این لذت رو بفهمم و حس کنم

سلام اسم من رضا هستش ۲۸ سال دارم بچه جنوب شهرم شهرری صبح ها ساعت هفت با مترو میرم شهید حقانی عصرها هم ساعت هفت از حقانی سوار میشم میرم شهرری مدتی بود که یه احساس عجیبی داشتم و البته هنوز هم دارم احساس سکس کردن با یه نفر احساس اینکه مزه کیر چطوریه لمسش …

فقط میخواستم این لذت رو بفهمم و حس کنم ادامه »

راضیه راضیه

به منم برادر شوهرم امپول می زد اوایل ازدواجم بود برادر شوهرم اب دهنش راه می افتاد وقتی باسن منو می دید و می مالید 20 تا امپول بود باید روزی یکی می زدم تا میخوابیدم شورتو شلوارمو تا زیر باسنم میدادم پایین کیرش عینهو دکل زیر شلوار  بالا می اومد و صداش میلرزید تا …

راضیه راضیه ادامه »

دوس داشتم خروسشو تو گربه ام بذاره

سلام اسمم مهدیه است مامانم بخاطر عموم که اسمش مهدی است این اسمو انتخاب کرده 12 ساله بودم چیز زیادی از سکس نمیدونستم ولی تیپ بدنیم به دختر 16 ساله می اومد سینه هام نسبت به محدثه که هم سن بودیم خیلی بزرگتر و زیباتر بود عموی کوچکم مهدی 17 سالش بود با هم خیلی …

دوس داشتم خروسشو تو گربه ام بذاره ادامه »

میخوام تا صبح زنمو بکنین

سلام این داستانی که میخوام تعریف کنم دوماه پیش اتفاق افتاده اسمم بیتاست ۲۳سالمه قیافه ی خیلییی خوبی دارم قد متوسط و هیکلم خیلی پر نیس و ظریفم ولی سینه و کون پر و خوش فرم و بزرگی دارم وکمرم باریکه با پوست سفید من یک ساله ک ازدواج کردم شوهرم ۷سال ازم بزرگتره اوایل …

میخوام تا صبح زنمو بکنین ادامه »

همسرم مامان

سلام امیرحسین هستم 25 ساله تک فرزند که بابام تو 15 سالگیم ایست قلبی کرد و مامان جوان 32 ساله ام را بیوه و منو یتیم گذاشت 23 سالگی به اصرار مامانم با دختر خاله ام سمیرا ازدواج کردم سال اول ازدواجمون همه چیز خوب بود برای مامانم دهها خواستگار اومده بود راحتمون نمیذاشتند اکثرا …

همسرم مامان ادامه »

ابراهیم تاتلی کیر

باسلام خدمت دوستان عزیز من علی هستم ۱۸ ساله تهران داستان من مربوط میشه به مامانم زهرا و پسر داییم ابراهیم مامانم ۴۳ سالشه سفید و توپر با هیکل سکسی سینه ۸۵ و پسر داییم ۲۶ سالشه قضیه مربوط به دوماه پیشه که سکس مامانم و ابراهیم رو دیدم، ابراهیم خیلی خونه ما رفت و …

ابراهیم تاتلی کیر ادامه »

زن صابخونه و کیر مردونه

چند سال پیش یه خونه اجاره کردم اساس ها رو که ریختیم تو خونه زنم و بچه ها رفتن خونه مادرش چون مامانش تازه از بیمارستان برگشته بود و زنم میخواست کنارش باشه زن صابخونه اومد بالا چای اورد گفت خانوم بچه ها کجا هستن آقا پیمان؟ گفتم نیستن من تنهام اونم گفت مثل من …

زن صابخونه و کیر مردونه ادامه »

کنتور نداره که ما هم میبافیم

اخطار : این کوستان به دست یک متوهم خودشیفته نوشته شده اگه اعصاب ندارید و این چیزا براتون حالت جوک نداره برید سر یه داستان دیگه اگه هم دانشجوی روانشناسی هستید تجزیه و تحلیل این کوستان رو به عنوان یه کار پژوهشی یا پایان نامه ی دکترا میتونید به اساتیغ تقدیم کنید   دوست دخترم …

کنتور نداره که ما هم میبافیم ادامه »

فریبا کوس طلا

سلام فریبا هستم 19 ماه نامزد بودم نزدیک دوسال است ازدواج کردم این اتفاق که مینویسم 16 اردیبهشت امسال رخ داده مدتی بود حمام خونمون به واحد پایینی نم میداد به اونجا رسید که دیگه نمیشد حمام کرد صدای پایینی ها در می اومد بنا و اوردیم کل کفِ حمامو کند تا درست بشه چند …

فریبا کوس طلا ادامه »

سارا کس کوچولو

من #مهرداد هستم.۳۲ساله و ازدواج نکردم ،داستان من از جایی شروع شد که ۱سال قبل از طرف شرکت شدم مدیر شعبه زاهدان از خودم بگم که قدم ۱۹۰ و ۱۰۵ کیلو هستم و شکمم خیلی بزرگ شده ولی خوب همه بهم میگن خوشتیپی و کلا پوستم یه خورده سبزه هستش ولی کیر و خایم سیاهه …

سارا کس کوچولو ادامه »