چادری‌ ها هم کیر میخواهند

من سعید هستم 26 ساله. سال 85 که فقط 14 سالم بود تو با یکی از دوستام تو بسیج محل ثبت نام کردیم. ادم مذهبی نبوده و نیستم. کلاسهای پایگاه روزهای فرد هر هفته بود و منو دوستم سجاد پای ادامه مطلب

راز بزرگ خاله

سلام من سعید هستم بیست و هشت ساله از تهران مجرد در حال حاضر تو یه شرکت خصوصی به عنوان حسابدار مشغول به کار هستم به همراه پدر و مادر و برادر کوچکترم وحید زندگی میکنیم ما اصالتا شمالی هستیم… ادامه مطلب

زهرا زهرا کیر من شد اسیرت

سلام من اسمم رضا هست 19 سالمه با قیافه عادی و هیکل معمولی قدم 178 و وزنم 72.  داستانی که واستون تعریف میکنم مربوط به پارسال که 18 سالم بود… *** ما در یکی از شهر های استان کرمان که ادامه مطلب

شوهر خالم مامانمو کرد

سلام من پویا هستم میخوام از دوران راهنمایی براتون خاطره بگم این خاطره مربوط میشه به مامانم و شوهر خانم یه روز که بچه های کلاسمون قرار بود برن اردو و من نمیخواستم باهاشون برم،موندم خونه و مدرسه نرفتم اون ادامه مطلب

جاده‌های خاکستری

سینا چمدونم رو گذاشت توی صندوق اتوبوس. همراهم اومد بالای اتوبوس و کمک کرد تا شماره صندلیم رو پیدا کنم. صندلیم وسطای اتوبوس بود. به خاطر بچه نمی خواستم کنار پنجره باشم. گاهی لازم بود راش ببرم. یه دختر جوون ادامه مطلب

کسو بالاخره داد

سلام نمیخوام چرت بنویسم این تجربه ی خودمه اسمم میلاده و ۱۷سالمه . پنج تا زندایی دارم که یکی از یکی بهتر. همیشه اونا رو دید میزدم مخصوصا اخری که از همه جوون تره .ولی این داستان درباره اون نیست ادامه مطلب

بهترین هدیه به کسی‌ که بهم زندگی‌ هدیه داد

دلم نمی خواست بیدار شم دوست نداشتم به ساعت نگاه کنم انگار ميترسيدم که ببینم ساعت 7 شده دلم واسه یه ذره بیشتر خوابیدن با عقلم یکی به دو میکرد یکی از چشمامو نیمه باز کردمو به ساعت نگاه کردم ادامه مطلب

جنده کردن زنم سارا

سلام من سامی 27 ساله چهره معمولی و تقریبا چاق که با دختر خالم نوزده سالشه ازدواج کردم. اسمش ساراس فنج تشریف دارن کوتا و لاغر ولی چهره زیبا و سفید با کون درشت و گرد. من از بس داستانای ادامه مطلب

مامان و خاله سهيلا

سلام اسم من محمد هستش، 19 سالمه و تو يه خونواده معمولي زندگي ميكنم، ما يه خونوادهء 5 نفره ايم  خونمون پايين شهره تهرانه،  پدرم توي يكي از  ارگانهاي دولتي كارمنده البته مدير اونجاست، مادرمم ليلا42 سالشه خونه داره ولي ادامه مطلب

کون افغانی

سلام به دوستان خوبم میخوام این داستانوبراتون تعریف کنم ک هم واقعی و هم قشنگه ما یه همسایه داشتیم یزد ک افغانی بود یه پسرهم داشت ک خیلی سفیدوناز بود همیشه دوس داشتم بکنمش چون واقعا رفته بودم تو کفش ادامه مطلب