سکس زن شوهردار با مرد غریبه

سکس زنهای شوهردار با پسرای جوون و کص دادنشون به بکن‌های تازه کار و کیرکلفت.

گفتم اون که لخت منو دیده کوسمم خورده بزار حال کنیم

من مریمم و ۳۵ سالمه چند سال پیش رفتم منزل پدرم ک ایام محرم اونجا باشم اما کسی خونه نبود الان یادم نیست کجا رفته بودن.   ی پسر دایی مادرم داره مذهبی و سیاه ک اسمش مجید بود من از همشون بدم میومد ، ی مدت بود مجید خیلی پیگیر بود و داشت بهم […]

گفتم اون که لخت منو دیده کوسمم خورده بزار حال کنیم بیشتر بخوانید »

دست خالی درست نیست

من سمانه ۲۹ سالمه و علی شوهرم ۳۵ ساله است اما ما باهم حتی ماهی یک بار هم سکس نداریم.   ماجرا از جایی شروع شد که من یک دختر چشم و گوش بسته که تا حالا با شوهرم حتی ارگاسم نشده بودم فقط گاهی خودارضایی میکردم چادری و باحجاب کامل بودم اما یک روز

دست خالی درست نیست بیشتر بخوانید »

زنم سحر و کیر دسته تبر

با سلام خدمت همه دوستان من امین هستم سی و هشت سالمه اسم زنم سحر هست یه دختر خوش فیس و یه هیکل باربی فیتنس…   سحر کلا دختری بود که خانواده زیاد‌ بهش آزادی نداده بودن البته خودشم هم خیلی محتاط بود یعنی دختر ولنگ بازی نبود ما اقلب مشروب می‌خوردیم مست میکردیم تو

زنم سحر و کیر دسته تبر بیشتر بخوانید »

هات وایف و شوهر کاکولد

سلام من رویام الان که این داستانو مینویسم 30 سالمه و شوهرمم 31 مشخصات من قد۱۷۰ وزن ۷۰ سبزه و بشدت خوشگلم شوهرم عارف ۱۸۵ قد و وزنش۹۰ و خوشتیپ.   میخام زندگیمون رو چگونگی اشنایی با فانتزی ها و کاکولد شدن شوهرم به معنایی واقعی و هاتوایف شدن من… حدود ۱۰ سال پیش من

هات وایف و شوهر کاکولد بیشتر بخوانید »

سمانه و درد بی‌ کیری

سلام من سمانه ۲۵ سالمه با علی ۴ ساله ازدواج کردم دختر چشم و گوش بسته ای بودم اما علی قادر به رفع نیازهای من نبود اصلا تمایلی نداشت که هیچ همون ماهی یک بار هم که میک د دودول کوچیکش رو تا می‌مالید به کسم کارش تموم بود .   ماجرا از جایی شروع

سمانه و درد بی‌ کیری بیشتر بخوانید »

پرواز ترانه

فرید جونم. تو رو خدا نه نگو دیگه. من این همه ساله دارم تلاش میکنم که به اینجا برسم. اما حالا که خیلی بهش نزدیک شدم تو داری راهم رو میبندی؟ اونم تویی که همیشه پشتم بودی و مشوقم بودی؟ و خیلی جاها ب شدت کمکم کردی؟ آخه چی شد یهویی . تو چرا یهو

پرواز ترانه بیشتر بخوانید »

تابوهای شکستنی

سلام اسمم سمانه است و ۲۸ سالمه مذهبی‌ و چادری هستم این داستان زندگی‌ خودمه.   اوایل ازدواج با مهدی حس خوبی بهش نداشتم ما اصلا سکس کامل هیچ وقت نداشتیم مهدی خیلی سرد بود اصلا سمتم نمیومد علاوه بر اون کیرش خیلی فندقی و کوچولو بود به زور راست میشد و ۳ سوته آبش

تابوهای شکستنی بیشتر بخوانید »

زیباترین گناه زندگی

اسم من فرشته ست و ۴۰ سالمه و ۱۵ سال ازدواج کردم ازدواج من عاشقانه بود و بعد از چند سال دوستی به ازدواج ختم شد… … من همون سال اول متوجه شدم همسرم به مواد مخدر آلوده شده ولی از آنجایی که در شهر کوچیکی بودیم و آبرو همه چیز بود متاسفانه من دم

زیباترین گناه زندگی بیشتر بخوانید »

فرزانه جونم جندس

من حامد ۳۲ ساله و همسرم فرزانه ۲۷ساله وزن ۷۵ و قد ۱۷۰ قبل از هرچی راجع به هیکل فرزانه باید بگم که یه هیکل خیلی سکسی  داره همیشه هم لباس‌های جلو باز می‌پوشه و اکثراً هم خط سینه ش معلومه و بعضی وقتا هم که ساپورت می‌پوشه خط کصش می‌زنه بیرون خلاصه که خیلی

فرزانه جونم جندس بیشتر بخوانید »

بیست دقیقه تا کیر

ساعت چهار نیم ساعت کاری من تموم شده بود. واسه یه زن بیست و هشت ساله کار کردن تو بخش بسته بندی یه شرکت به اندازه کافی سخت بود که موقع رفتن خونه حوصله زیادی واسش نمونده باشه. شوهرم یه مرد شکاک و زبون نفهم بود که از غیرت فقط گیر دادن به وضع ظاهر

بیست دقیقه تا کیر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا