سکس با مامان

سکس با مامان، داستان سکس با مام و خاطره سکسی از سکس با دخترخاله ی شوهردار و حشری.

منم مادرمو خواهرمو میمالیدم

منم مادرمو بالای ۵۰ بار کردم .قدیما میومدم اینجا نظراتو میخوندم و فکر میکردم کسوشعره ..از بچگی هم به خواهرم فکر میکردم بالای ۲۰ بار فقط شبا میرفتم دستمو میزاشتم روی کونش ،و با یه دست هم کیزمو میمالیدم تقریبا از ۱۰ سالگیش تا ۱۷ سالگیش برنامه همین بود دوماه یه بار سه ماه یه […]

منم مادرمو خواهرمو میمالیدم بیشتر بخوانید »

تا بابات نیست تو باید شوهرم باشی

پدرم توی اربعین به عنوان خدمه موکب رفته بود کربلا و حدود دو سه هفته ای خونه نبود و من و مامان افسانه خونه تنها بودیم. منم از اونجایی که از بچگی و دوران بلوغ بخاطر تاثیراتی که یکی از دوستام روی مغزم گذاشته بود بی غیرت شده بودم و روی مادرم حس داشتم؛ با

تا بابات نیست تو باید شوهرم باشی بیشتر بخوانید »

حسین آب داد مامان کوس داد

سلام دوستان عزیز.   اسم من محسنه واین قضیه برمیگرده به حدود۲۰سال پیش وقتی بچه بودم…     من یه دوستی به اسم علی داشتم که با هم همسایه هم بودیم ورفت وآمد خانوادگی هم داشتیم .یه روز قرار بود با علی روزنامه دیواری درست کنیم من رفتم خونه اونا و با علی شروع کردیم

حسین آب داد مامان کوس داد بیشتر بخوانید »

مامانم میده منم جق میزنم

سلام من علی هستم 24 سالمه توی یه خانواده سه نفری زندگی میکنم. این داستان واسه 8 سال پیشه. من 16 سالم بود و مامانم اسمش آیداست یه زن 38 ساله با قد 167 و وزن 80 با بدی سفید سینه های سایز 75 و رونای گوشتی و کون بزرگ که با هر شلواری خودنمایی

مامانم میده منم جق میزنم بیشتر بخوانید »

یه جشن دونفره کوچیک

سلام، اسمم نسرینه، الان چهل سالمه و با پسرم مهران تنها زندگی میکنم.   توی یکی از روستاهای گیلان به دنیا اومدم و آخرین فرزند یه خانواده ده نفری هستم. پدرم خان زاده بود و کلی زمین و دام داشت و جز بزرگ های روستا به حساب میومد. یادمه تو نوجوانی از همه هم سن

یه جشن دونفره کوچیک بیشتر بخوانید »

منو کردش و بعدشم مامانمو کرد

سلام من ۱۸ سالمه و تک فرزندم پدرم وقتی که بچه بودم بر اثر تصادف عمرشو داد به شما و من با مامانم زندگی میکنم . مامانم اسمش فاطمه هست ولی همه فاطی صداش میکنیم .   مامان فاطی ۳۹ سالشه ۱۷۰ قدشه بدن تو پر و گوشتی داره با سینه های ۷۵ و چیزی

منو کردش و بعدشم مامانمو کرد بیشتر بخوانید »

کس دادن به پسرم

شوهرم راننده اسکانیا بود و قرار بود یک باری رو به ارمنستان ببره و پیشنهاد کرد من و پسرم هم باهاش بریم.   شبی که حرکت کردیم برف میبارید و هوای خیلی سردی بود. البته داخل کابین گرم بود و من کنار دو تا مردی که عاشقشان بودم کاملا احساس امنیت میکردم. از تهران که

کس دادن به پسرم بیشتر بخوانید »

کیر برای مامان فرشته

سلام به دوستان. من افشین هستم و الان ۳۰ سالم هست. اما داستانی که می‌خوام براتون تعریف کنم، مربوط میشه به ۱۰ سال پیش تا الان. یعنی مجموع اتفاقات در ده سال گذشته رخ داده که به زمان هر رویداد اشاره می‌کنم.   ما اصالتاً اهل یکی از روستاهای اطراف اصفهان هستیم و تو دوره

کیر برای مامان فرشته بیشتر بخوانید »

مامان منم جندس

سلام اسمم میلاد هستش و تو یه خانواده پنج نفری زندگی میکنیم خواهرم و برادرم ازدواج کردن که من اولین بچه هستم و الان ۳۰ سالمه و با مامانم ۱۸سال اختلاف سنی دارم به خاطر اینکه بابام معتاد بود مجبور بودم کار کنم خرج خونوادمو بدم بابام هم شاید هفته ای یه شب لونم برای

مامان منم جندس بیشتر بخوانید »

امان از درد دوری

من و خونوادم تو ی روستا بودیم پدرم شهرکارمیکرد گاهی مادرم خیلی ناله میکرد من ۱۶سالم بودخواهرم ۱۵ سالش . شب شد مردی اومدکه قبلا دیدمش وگفت که ا طرف بابات پول آوردم مامانم خیلی باهاش راحت بود ولی فکرش نمیکردم. گفت روستامون شب مشکله برم مامانم هی میگفت مگرشما غریبه ای و خیلی خوشحال

امان از درد دوری بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا