زیم زیم زیم زیم زیم

سلام اسم من احسان و اسم خواهر بزرگم شهلا يك فأميل كوچيك ٥ نفره افغان هستيم تو تهران زندگي ميكنيم ٢ خواهر دارم كه اسم يكيش شهلا ٢٥ سالشه و خواهر ديگم كه اسمش گل م است اين واقعه هم شيرين ادامه مطلب

سگ ارباب فریال

تو سینما وایساده بودیم ساعت ۱۰ شب بود کم کم داشتیم به سانس فیلم چهارشنبه خون به پا میشود نزدیک میشدیم…   بچه ها رفتن تو سالن من برگشتم که پاپکورن و دسر مسر بگیرم از طبقه سوم اومدم پایبن ادامه مطلب

کون دادم ولی کاش بیشتر میکرد

اول تو روم های خارجی دنبال افراد گی میگشتم باهاشون چت میکردم بعد کم کم تو روم های ایرانی دنبال افراد گی میگشتم . بیشتر باهاشون چت میکردم بعضی وقتها هم سکس چت .تا حرف سکسی میزدیم راست میکردم مدتها ادامه مطلب

جنده شدن خواهرزن خوشگلم برای من

سلام. ارش هستم 31 ساله از شیراز…   اسم خانمم مژگان هست.به خاطر شغلم اصفهان زندگی میکنیم……یه خواهرخانم خوشکل و خوش اندام به اسم مهسا دارم همیشه تو کف کونش بودم ولی به خاطر ابروم سراغش نمی رفتم…سال94 مهسا دانشگاه ادامه مطلب

سکس من و زنم و دوست زنم و شوهرش

چند سالی بود ازدواج کرده بودم اوایل ازدواج خیلی با زنم همدیگه رو دوست داشتیم و مثل دوتا زوج عاشق با هم زندگی میکردیم شاید بعضی روزا پنج با سکس داشتیم و کلی کس و کونشو میکردم حتی چند باری ادامه مطلب

کردن دوست جنده ی دخترعمه‌ی زنم

من و زنم دعوت شده بودیم به یک عروسی. این جریان رو می‌نویسم چون هربار که یادم می‌یاد اونقدر هیجان‌زده ‏و به عبارت دیگه، حشری می‌شم که مجبور می‌شم هرجایی که هستم، یک جای خلوتی گیر بیارم که جلق بزنم ادامه مطلب

انتقام زنجیره ای

یک روز پسری دوازده ساله که لاکپشت مرده ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از “خانه های فساد” اطراف آمستردام (هلند) شد و گفت: – من می خواهم با یکی از ادامه مطلب

نتیجه ی ۳۸ سال ارشاد

سلام بچه ها یه داستان کاملا واقعی میخوام براتون بگم البته این داستان برای 1ماه پیش ولی الان که با شهوتناک اشنا شدم براتون میگم… اسم من اریا و الان 15 سالمه و اجیم 8 سالشه.مامان و بابام پرستارن و ادامه مطلب

مگه یه لزبین حق نداره عاشق بشه

من لزبین هستم و 17سالمه و این داستان مربوط میشه به سه سال قبل که اول دبیرستان بودم و به خاطر اینکه تازه مدرسمو عوض کرده بودم خیلی رفیق نداشتم و تنها میپریدم. میخاستم مثل هم سنو سالام دوست پسر ادامه مطلب

سکس با جنده ی لبنانی

ساعت ۷ بود خسته خسته بودم پرواز یک ساعت تاخیر داشت بعد از ۴ روز سفر تفریحی کاری تو شیراز حالا خستگیش فقط تو تنم مونده بود…   از پله ها بالا رفتیم و نشستم کنار پنجره همینطور که داشتم ادامه مطلب