سکس من و ناپدریم

سلام این خاطره ای که میخوام براتون بگم بر میگرده به چند ماه پیش… من راندا هستم (18سالمه قدم 170 و وزنم حدود 69 کیلو) وقتی خیلی کوچیک بودم پدرم تو تصادف از بین میره و مامانم بعد چند سال با ادامه مطلب

من و مامان نازم

اسم من نیماست و 18 سالمه و از لحاظ تیپ و قیافه هم تقریبا خوبم و تهران زندگی می کنیم، اعضای خانواده ما 3 نفر هستن ، من ، بابام که نگهبان یه شرکت خصوصیه و 24 ساعت نگهبانی می ادامه مطلب

هر دو کونی بودیم

من امیر هستم، 23 سالمِ از اصفهانم. از خودم بگم اول یکم، از 13 سالگی لا پایی میدادم، کم کم به کون دادن علاقه مند شدم و از 16 سالگی کون دادم. البته خیلی کم سالی یکی دو بار. بیشتر ادامه مطلب

سکس با جوجو

سلام.من آرشم 28 ساله.این خاطره مربوط به3 سال پیشه.تازه تو یه شرکت به عنوان ویزیتور استخدام شده بودم ویه روز بعد تموم شدن کارم که ظهرهم گذشته بود رفتم پارک محلمون راه برم.یه جا تو پارک موقع رد شدن چشمم ادامه مطلب

تجاوز دردناک به من

سلام من سوگل هستم چیزیکه مینویسم درد دله نه یه داستان الکی.الان 21 سالم 3 سال پیش پسرخالم (رضا ) بهم ابراز علاقه کرد و منم احمق شدم حرفشو باور کردم بهم گفته بود سنم که بالاتر رفت میاد خواستگاری ادامه مطلب

رفته بودم ماهواره نصب کنم

سلام اسمم شاهرخه ۲۸سالمه و اهل یکی از شهرهای جنوب ایرانم. قدم ۱۷۵با قیافه ای معمولی.به ظاهر اهمیت میدم همیشه هم شیک پوشم.کلا آدم داغی هستم.تو کارماهواره نصب کردنم .تو کارم زیاد پیش میاد که داف بخوره به تورم.داستانی که میخوام بگم ادامه مطلب

سينما پارادايز

تو شهر كوچك ما بهترين تفريح تو روزاي گرم و طولاني تابستون سينما رفتن بود . يه سينما هم بيشتر نداشتيم . اين بود كه هر فيلمو سه چهار بار مي رفتيم . بقيه وقتمونو هم با ول گشتن تو ادامه مطلب

دوباره تونست گولم بزنه

من همه چیزش رو دوست داشتم، لهجه بامزه جنوبیش رو، قد بلندش رو، تنه ی محکم ولی ظریفش، حتی زبون چرب و نرمش که خامم کرده بود… اما همه چیز به هم خورد. سر یه بازی مسخره ” شجاعت و ادامه مطلب

سکس با خواهرزاده ام

محمد هستم. 23 ساله از قزوین، دیپلم کامپیوتر دارم، درس هم ادامه ندادم، الان هم کار میکنم، پیش داداشم کار می کنم، داداشم گیم نت داره، من اونجا رو می چرخونم. اولین خاطرم رو از تنها سکسی که با خواهر ادامه مطلب

لزی که به ازدواج ختم شد

سلام قبل ازدواج خیلی حشری بودم و برای اینکه آروم بشم با یکی از هم کلاسی های دبیرستانم لز داشتیم به بهونه های مختلف شبا خونه هم می موندیم یشب مثل همیشه سارا افتاد روم شروع کرد خوردن گوشم بعد لبااااام ادامه مطلب