کردن سمانه خواهرزنم

با سلام اسم خودمو میزارم امیر من یه خواهر زن داشتم به اسم سمانه که شوهر کرده بود اسم شوهرشم نویده سمانه یه کم لاغره ولی معلومه حشریه از چهرش میشد فهمید داستان ما از اونجایی شروع شد که من ادامه مطلب

اون شب تو ویلا

من خیلی وقت بود که تو کف بهار بودم یعنی از دوسال پیش خونواده ی بهار اینا فامیل دورمون میشن یک سال تو کودکی هم همسایه بودیم ک کار نبود منو بهار نکنیم اونموقع دو سال پیش باهاش طرح رفاقت ادامه مطلب

ساک زدن تو ماشین

اسمم فرهاد قد 182 وزن 87 هیکلیم فیسم بد نیست 25 سالمه….یه شب که کشیک بودم(دانشجو پزشکی ام) یه اقای 60 ساله هیکلی اومده بود با زنش حال خانمش خوب نبود فشارش افتاده بود یه سرم وصل کردیم و…نیم ساعت ادامه مطلب

کس دادن من به نامزد کیر کلفت دوستم

۱۵ سال پیش دانشجوی دانشگاه یکی از شهرای استان فارس بودم. یه شب یکی از همخونه های شیرازیمون نامزدش رو اورد خونمون البته مامانش رو هم اورده بود که حرف وحدیثی توش نمونه. قبل از شام منو دوتا دیگه از ادامه مطلب

نگاه شیطانی

من وآرمین با عشق از دواج کردیم . دوسال بود که همدیگه رو دوست داشتیم . دیگه از دست هوس و شهوت خسته شده بودیم . دوست داشتم زود تر با هاش ازدواج کنم و دیگه این قدر با کوسم ادامه مطلب

سفرنامه تایلند

شیوا زن من خیلی خوشکله قربون اون کسش برم که همیشه تمیز و تراشیده و امده لیس زدن هست زنم توی خونه خیلی سکسی لباس می پوشه من هم فیلم و عکس سکسی زیاد می بینم و برای همین می ادامه مطلب

ارباب حلقه ها

تهران پارک زیاد داره پارک های معروف,پارک های محلی ,کوچیک بزرگ.. بعضیاش بوی عرق و تیزی و خون میدن بعضیاش پول و رفاه زدگی و قرارا های کاری و دختر پسرای 17.18 ساله .. بعضیاشم بوی دراگ های مختلف ماشروم ادامه مطلب

سکس من و داداشم شهرام

من 20 سالمه.اولین سکسم وبا داداشم تجربه کردم.4سال پیش بود. اون موقع من 16سالم بود و داداش شهرامم 22. چون من از اول خیلیییی ترسو وخرافاتی بودم و مادر وپدرم هم گه گاهی شیفت شب بودن . تصمیم گرفتن اتاق ادامه مطلب

چشمهای دیوانه کننده

درود به همگی داستانی که می خوام براتون تعریف کنم حدود 2 یا 3 سال پیش برام پیش اومد. من یک تاجر هستم اسمم کوروش هست و الان حدود 27 سالمه. البته خیلی تاجر بزرگی نیستم ولی به اندازه خودم ادامه مطلب

ازدواج پر ماجرای مرجان

من فرهاد هستم و 26 سالمه . اواخر سال 83 که 23 سالم بودم ، پرایدم را به مریم خانم (مادرمرجان ) فروختم و از همان زمان خانواده ما و خانواده آنها تا حد خاله و عمه هایم با هم ادامه مطلب