کوس دادن تو راه مدرسه

سلام. من اتوسا هستم ۲۳ سالمه و اهل تهران هستم. و بگم که از ۱۵ سالگی سکس داشتم.این داستان که میخوام تعریف کنم تقریبا مال ۵ سال پیشه وقتی من ۱۸ سالم بود و دبیرستانی بودم … بگم که من ادامه مطلب

برای کون کردن رفتم ولی کونمو کردن

سلام حدودا 17ساله بودم. پشت بام بودم یکدفعه متوجه دوتا از هم سن و سالام توی محل شدم اسم یکی شون بهروز و دیگری حسن توی حیاط خونه بهروز اینا حسن را لخت دیدم که رفت توالت خلاصه یک ساعت ادامه مطلب

گی با شاهین

سلام خدمت همه دوستان اسم من سامان 18 سالمه قد170 وزن 60 باسن متوسط و نرم اهل کرج هستم این داستان بر میگرده به دو سال پیش که دوم دبیرستان بودم داستان از اونجا شروع شد که : من دبیرستان ادامه مطلب

سكس با آبجی حشریم مریم

سلام دوستان اسم من فرزامه و ٢٧ سالمه و متاهلم، هيكل معمولي و قيافه معمولي دارم، يه آبجي دارم به اسم مريم كه ٢۵ سالشه و متاهل ولي قيافش فوق العاده خوشگل و نازه و اندامشم خوبه و ٢ تا هم ادامه مطلب

اولین لز الهام و فریبا

من الهامم 25 سالمه. این خاطره برمیگرده به 4سال پیش.من دانشجوی شهرستان بودم.آخر هفته با مهرداد و دوستاش رفتیم شمال تو ویلا یکی از دوستاش.همه جفت جفت بودیم.عصر که رسیدیم همه رفتن استراحت کنن.من و مهردادم رفتیم تو یکی از ادامه مطلب

سکس با نیر

سلام اول از خودم بگم : محمد هستم 17 سالمه و اهل تبریزم ، معمولا عید ها میریم تهران چون فامیلای بابام تهرانن.روز سوم عید رفته بودیم خونه عمه بابام که عید دیدنی کنیم حالا زورکی ما رو نگه داشتن.عمه ادامه مطلب

کون دادن عرفان

سلام اسمم عرفان هستش داستانم برمیگرده به سه سال پیش اون موقع سنم پایین بود و خیلی حشری بودم .یه شب مهمون عموی بزرگم بودیم بعد از شام خانوادمون برگشتن خونه من موندم خونه عموم.عموم چهارتا پسر داره که یکیشون ادامه مطلب

ثانیه های لذت بخش

هنوز آفتاب غروب نکرده، چشمانم را به ساعت روی دیوار دوخته ام… عزیزترین موجود زندگیم هنوز درب سوییت شماره ۷۰۱ رو باز نکرده. بعد از دو ماه دوری منتظر دیدن فرناز بودم، همه وجودم از شوق می لرزید. هزاران نقشه ادامه مطلب

گل تن

با سلام من حامد هستم و پانزده سال پيش وقتي بيست سالم بود اين اتفاق برام افتاد اون موقع تعميرکار يه شرکت خدماتي بودم که با شرکت سام سرويس قرارداد داشت و کارهاي خدماتي براي لوازم خانگي و الکترونيکي انجام ادامه مطلب

تجربه فوت جاب با همسرم

سلام به همه دوستان.   داستانی که می خوام واستون تعریف کنم مربوط به اولین فوت جاب من و همسرم هستش.من یوسف هستم , سی و چهارساله و کارمند اموزش و پرورش در یکی از شهرستانها. همسرم مریم چهار سال ادامه مطلب