سیزده به در پر حشر

نزدیک سال نو 86 بود… دوست دختر جدیدم که اهواز دانشجو بود، اومده بود تهران چند روزی پیش من بود و داشتم می بردمش نوشهر خونه خودشون. به خاطر اینکه ماشین نداشتم با ماشینهای خطی آزادی از مسیر جاده چالوس ادامه مطلب

مخ زنی‌ تو استخر

سلام. من مجیدم ۲۲ساله  قدم ۱۸۰وزنم ۸۰ قضیه از اونجایی شروع شد که من باشگاهم (بدنسازی) نزدیکه ی استخره بعضی اوقات بعد باشگاه میرم استخر . ی روز که خیلی بدنم خسته بود گفتم برم ی تنی به اب بزنم ادامه مطلب

ماجرای اولین کس دادن من

سلام. میخوام براتون یکی از خاطره هامو بگم ، من عاشق دوست پسرم هستم اولین بار که دیدمش از همون اول فهمیدم که من به این آدم کس میدم اما مطمئن نبودم چون قبل از اون تجربه ای نداشتم اما ادامه مطلب

لیسیدن کس مادرزن

مادرزنم خیلی دوسم داره.. منم عاشقشم.. یه زن مانکن با چهره سکسی دو سه سالی هست با نگاه سکسی به هم نگاه میکنیم هر جا توی خلوت زمانی گیر میاریم یه دل سیر ماچ و بوسه و مالش … کم نمیذاریم . ادامه مطلب

اولین سکس زوری با من

سوم راهنمایی بودم . ما توی یه خونه کوچیک تو جنوب شهر مستاجر یه پیرزن مهربون و باحال بودیم که سه تا پسر بزرگ داشت که همشون ازدواج کرده بودند و رفته بودند و افسر خانوم تنها زندگی میکرد . ادامه مطلب

کردن ندا عشقم تو ماشین

سلام. اسمم نیماس اهل کاشانم 180 قدمه و 24 سالمه. ماجرا از اونجا شروع شد که با رفیقام رفته بودیم باغ فین پنجشنبه شب بود لب یه تخمه فروشی واساده بودیم که اسمش قدرت هست که پاتقمونه دو سه تا دختر ادامه مطلب

مزد سرویس آسانسور

سلام دوستان. من اشکان هستم ۲۵ ساله. کارم سرویس آسانسوره واغلب به خونه های زیادی میرم… یه روز یکی از کارام که تمایلی نداشتم برم (چون پول نمیدادن)مدیر ساختمونش بهم تلفن کرد و گفت که دستگاه گیر کرده و بعد کلی ادامه مطلب

اولین سکس با عشق

سلام دوستان. اولین خاطره ای که براتون نوشتم یه شب دلچسب دیگه بود که مورد لطفتون واقع شد برا همین تصمیم گرفتم خاطره اولین سکس با عشقم تو دوران نامزدیمون رو براتون بنویسم چون همیشه اولین ها یه حس متفاوتند. ادامه مطلب

زن همسایه مهربون و خوش سکس

سلام دوستان. داستان من از اونجایی شروع میشه که از دانشگاه در اومدم و راهی اصفهان شدم. مدتی خونه یکی از آشنایان ماندم و بعد از طی مراحل ثبت نام، اوفتادم دنبال خونه پیدا کردن. از طرفی می خواستم به دانشگاه ادامه مطلب

مسافرت با مامان

سلام به همه.   داستان من مربوط به سه سال پیشه که مادرم مریض شده بود و من مجبور شدم اونو از شهرستان ببرم شیراز دکتر. مامان من مریضی گرفته بود که شکمش به شدت درد می گرفت و پاهاش ادامه مطلب