برده ی من

سلام اسمم امیره و 36 سالمه. بابام عرب اهواز بود ولی تهران زندگی میکردیم .از بچگی که رفتم سمت پرورش اندام کارم گرفت بابام وضع مالیش بدنبود ولی دل خوشی از زندگی تو ایران نداشت از طرفی به قول خودش ادامه مطلب

برده خواهرم شدم

اسم من بهنامه…21 سال دارم و یه خواهر بزرگ تر از خودم دارم که اسمش سمیراست و 5 سال از من بزرگتره… داستان از جایی شروع نشده و من تا اونجایی که یادمه و مغزم کار میکنه عاشق پا با ادامه مطلب

کون خوشگل افسانه جون

سلام دوستان من اسمم سامه ۲۴سالمه قدم۱۸۶ و وزنم ۸۹ کیلو یه کم تپلم اما خوش قیافه ام من دو سال پیش تو یه قنادی کارمیکردم به عنوان فروشنده اونجا۳تافروشنده ی پسر و۳تافروشنده ی دختر داشت یکی ازفروشنده های دختر ادامه مطلب

کیارش و کس خواهر زن

سلام دوستان من کیارش هستم 35 سالمه الان 6 ساله که ازدواج کردم خانواده زنم مومن ومتدین هستند از همون سالی که ازدواج کردم تو نخ خواهر زنم مهرانه بودم و هیچوقت هم فکر نمی کردم بتونم با هاش رابطه ادامه مطلب

هیچ لذتی بالاتر از سکس نیس

سلام به همه عزیزانی که این داستانو میخوان بخونن،من مرجانم 25 سالمه و اولین باره ک داستان مینویسم . راستش یه چندوقتی هستش که میام اینجاومطالبوداستان های بچه هارومیخونم واسه همین تصمیم گرفتم داستان خودمم بنویسم داستان اولین سکسی که ادامه مطلب

حال کردن دختر عمم با من

سلام دوستان   این خاطره برمیگرده به سالها قبل  (وقتی که 14 سالم بود الان 34 سالمه) . عمه ی من دو بار ازدواج کرده که از ازدواج اولش تو شهرستان یه دختر داره که اونموقع من اصلا از وجودش خبر ادامه مطلب

خیلی هوس کیر کرده بودم

سلام دوستان اسمم لیلاس .بیست و پنج سالم یه ساله که ازدواج کردم شوهرم راننده ترانزیته که بیشتر وقتا تو سفره.از وقتی که ازدواج کردیم توی این یکسال شاید نتونستیم بیشتر از سی چهل بار بیشتر باهم سکس کنیم .شوهرم ادامه مطلب

شانس از کونمون اوردیم

سلام من دریام و 23 سالمه و کرج زندگی میکنم (شوهر دارم اما دوسش ندارم، اونم میدونه و باهام کاری نداره), میخوام یکی از خاطراتمو (توجه کنید فقط یکیشو) براتون بگم,هنوزم ک هنوزه بعد گذشت یه سال وقتی یادش میوفتم تنم ادامه مطلب

لذت کون دادن تو سکس پارتی

من از حدود ده یازده سالگی کون میدم الان هم نزدیک چهل سالمه توی این مدت با خیلی ها بودم و بعضا یه مدت کون نمیدادم ولی نمیتونستم دوام بیارم و دوباره به کون دادن رو میاوردم اولین کون دادنای ادامه مطلب

نونهای زير كباب

سلام اسم من محسنه. من با خواهر كوچيك خانمم خيلي شوخي ميكرديم . اوايل حرفي بود اما كم كم شوخي هاي فيزيكي هم بهش اضافه شد. يادمه يه بار رفته بوديم انزلي خونه پدرخانمم كه محبوبه تو آشپز خونه بود. بهش گفتم ادامه مطلب