دیگه رسما کونی‌ شدم

هنوز تابستون شروع نشده بود که ما به خاطر شغل بابام باید راهی تهران میشدیم.شهرستان خودمون کوچیک بود اما من خیلی دوستش داشتم کلی برنامه داشتم واسه سال اخر راهنمایی اما چاره ای نداشتم جز اینکه خودم و اماده کنم ادامه مطلب

کون دادن من به بلیط فروش

سلام به همه دوستان حشری و گی‌‌های عزیز ماجرا از اونجا شروع میشه که من و چند تا از دوستام قرار بود یه روز باهم بریم استخر که دوستم بهم زنگ زد گفت با بقیه هماهنگ کرد میتونیم امروز با ادامه مطلب

زن عمومو جنده ی خودم کردم

سلام.داستانی رو ک میخوام براتون بگم بر میگرده به دو ماه قبل و سکس با زن عمومه.. از خودم بگم ک 19سالمه ودانشگاه میرم و دانشگاهمم نزدیکه خونه عموم و ایناست.. چون اخلاقم شوخ طبعه با زنای فامیل رابطه خوبی دارم ادامه مطلب

لختم کرد و بهم تجاوز کرد

سحر هستم اینم داستان زندگی‌ منه.خلاصه میگم که سرتونو درد نیارم… شش ماه از ازدواجم گذشت که فهمیدم شوهرم مواد مصرف میکنه . باهاش دعوا کردم گفت فقط واسه اینکه سکس بهتری داشته باشیم میکشم ولی دیگه کم کم زیادش ادامه مطلب

پاره کردن کون خاله ی نازم

سلام. من علیم ۲۶ ساله و ۲ تا خاله دارم که یکیشون ۲سال ازم بزرگتره، بریم سر اصل مطلب. من از قدیم خالمو خیلی دوس داشتم، خیلی ازش خوشم میومد عاشق بدنش بودم، صورت مملو از شهوتش(من اینطوری حس میکردم) ادامه مطلب

زندگی‌ شیرین با سکس ضربدری

سلام. من 31 سالمه شغلم ازاده زنم زهره 28 سالشه ما یه 4 سالیه ازدواج کردیم زنم هیکله خوبی داره من از اویل دوران مجردی داستانهای سکسی رو میخوندم ودوست داشتم اوایل ازدواجمون یه گریزی به دوستان زمان سکس با ادامه مطلب

اولین سکسم با سمیرا

سلام. من میخوام داستان اولین سکس خودمو براتون تعریف کنم که اولین سکس زندگیم بود و الان هم به یادش میوفتم کیرم شق میکنه … یه روز تابستونی بود که جلوی مغازه مون بودم که دیدم یه دختری میاد ، وای چه ادامه مطلب

گول راننده تاکسی‌ رو خوردم

سلام. سوگند هستم ٢٠سالمه بچه تهرانم،وزنم ٤٨قدم١٦٠،خيلي حشريم … اين خاطره مال چند ماه پيشه،آخراي ترم بود،حال نداشتم پياده برم خونه تاكسي گرفتم،يه پرايد سفيد،سر صحبت و باز كرد يكم از حرفه و هنراي ورزشيش گفت و خلاصه پيشنهاد داد ادامه مطلب

سکس لذت بخش با دوست پسرم

سلام سکسیا .من و دوست پسرم هردو خیلی هاتیم.سکس واقعا برای ما لذت بخشه.این خاطره ی یکی از بهترین سکس هامونه خونه ی محسن اینا کسی نبودو همه رفته بودن سفر.ما از قبل هماهنگ بودیم برای اون روز.من به مامانم گفته بودم ادامه مطلب

سکس اجباری با دوست جنده زنم

سلام. من رسولم. 31 سالمه و زنم رویا 25 سالشه. ما 2 ساله ازدواج کردیم. زنم داشجوی کارشناسی ارشد است. یه دوست داشت که اسمش زهرا بود. خیلی خوشگل بود ولی خیلی باز بود. یعنی بی حجاب نبود ولی تو ادامه مطلب