کون دادن

اگر نمیتونی بکنی و فقط میتونی کون بدی احساس خجالت نکن چون هر کسی برای یه کاری ساخته شده. پس کون بده و از زندگیت لذت ببر.

دختر جوراب فروش

سلام دوستان اسم من امین هستش خودم مجردم تقریبا ۴ ساله طلاق گرفتم. این داستان تقریبا مال ۴ هفته پیشه…   پشت چراغ قرمز بودم یه دختر دستفروش بود میومد اونجا جوراب میفروخت اندام تپلی داشت قدش کوتاه بود تقریبا ۱۵۴ اینا قدش بود بش میخورد ۸۰ تا ۸۵ کیلو این حدودا باشه اندامش برجسته […]

دختر جوراب فروش بیشتر بخوانید »

عمو آلتی

باورم نمیشد که الان کنارش خوابیدم کنارهم زیریک پتو یاد مجردیهام افتادم هروقت میومدیم خونه عمه اون دور ازچشم دیگرون دستم رو میگرفت و میرفتیم طرف پشت بوم اتاق شخصیش،تادرازپشت قفل مبشد دیگه نه ازخنده وشوخی خبری یود نه ازمهربونی عمو جون. ازپشت بقلم میکرد التم روازروی شلوار میمالید ودرگوشم نجوا کنان میگفت کونت چقدر

عمو آلتی بیشتر بخوانید »

کیرشو تو یه لحظه تو خودم غیب کردم

سلام مجتبی هستم از فامیل خایه منی خورها. رنگ مورد علاقم هم طوسی. ۳۱ سالمه چهره مردونه ته ریش متاهلم لاغرم نسبتا ، اسکات زیاد میزنم کون و رونم فرمش قشنگ باشه البته بابام کروز میزد که خیلی‌ کلفت بود من به همین اسکات راضیم. خودم خیلی شدید به خودم حس دارم ، اگه میشد

کیرشو تو یه لحظه تو خودم غیب کردم بیشتر بخوانید »

تکدست و میثم

س ع هستم معروف به تکدست (چون یه دستم همیشه آویزونه البته به کیر اراذل) ۱۷ سالمه وزنم ۵۸ قدمم ۱۷۵ و این خاطره ایی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به ۱۴ سالگیم.   خونه ما توی آپارتمان هست که بهش میگن مسکن مهر و چند تا آپارتمان کنار هم هستن منم خب خیلی

تکدست و میثم بیشتر بخوانید »

یه کون دارم که تنگه

سلام مهدی هستم ۳۰ سالمه ۱۷۸ قدمه ۶۵ کیلو هستم قیافه مردونه با ته ریش متاهلم ۵ ساله زندگی خوبی دارمتو مجردی هر از گاهی یکی پیدا میکردم کون هم میزاشتیم همیشه هم بیشتر من فاعل بودم.   تو دوران متاهلی ولی دیگه باکسی رابطه نداشتم فقط خودم هر وقت خونه خالی میشد شورت و

یه کون دارم که تنگه بیشتر بخوانید »

بازم مدرسم دیر شد

سلام دوستان .هر وقت اکبر عبدی را میبینم که با بازم مدرسم دیر شد معروف شد یاد خودم میافتم…   وقتی ۱۴ سالم بود وسال اول دبیرستان یک روز مدرسم دیر شد و این باعث شد کونی بشم اما داستان.   انروز امتحان زبان داشتیم و امتحان ساعت ۸ صبح شروع میشد ولی من شب

بازم مدرسم دیر شد بیشتر بخوانید »

همچین کیری همچین بکنی

سلام من حامدم الان 40 سالمه .اصلا نمیدونم چی شد که خوشم اومد کون بدم ولی وقتی هفت یا هشت یالم بود توی کوچه مون یه پسره بود که خوشگل بودو بقیه بچه ها باهاش ور میرفتن و دقیق نمی دونستم ولی میدیم اکثرا بغلش میکردن از رو شلوار یکم توپول بود تا اینکه من

همچین کیری همچین بکنی بیشتر بخوانید »

برای نمره کونی‌ شدم

این داستانی که میخوام بگم مال ۱۶ سالگیمه واینکه چطور شد که من کونی شدم.داستان مال قبل انقلابه …   تازه وارد ۱۶ سالگی شده بودم و کلاس سوم دبیرستان بودم .دوسالی بود که شبها کیرم راست میشه و بعض شبها خواب سکسی میدیدم که دارم فلان دختر یا فلانهن پیشه رو میکنم بعض شبهام

برای نمره کونی‌ شدم بیشتر بخوانید »

هم اتاقی ۲۲ سانتی

من سام هستم ۲۶ سالمه و بخاطر اینکه ورزش میکنم هیکل نسبتا خوبی ساختم و باسنم هم خوشفرم و ژله ایه و کمر باریکم حسابی قلمبه و گوشتی بودن باسنم رو به چشم میاره، من ۱۴ سالگی واسه اولین بار دادن رو تجربه کردم و از اون موقع چندین بار حسابی حال کردم و واسه

هم اتاقی ۲۲ سانتی بیشتر بخوانید »

کیر سیاه پوست

سلاام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه این داستانی ک دارم مینویسم مربوط ب سکس ۶ ماه پیشه .   اولین باریه ک مینویسم شاید توی داستان نوشتن زیاد خوب نباشم اما چیزی ک برام اتفاق افتاده رو مینویسم.   اسمم آرشه ۲۱ سالمه واسه تفریح اومده بودم دبی و از طرفی هم مدت زیادی بود

کیر سیاه پوست بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا