سکس خــانـوادگـی

من هيچوقت عادت نداشتم باهمكلاسيهام خونه دانشجويي بگيرم.بلكه هميشه تنها يك خونه دربست اجاره ميكردم.سال سومي كه دانشگاه بودم خونه اي گرفتم كه هم بزرگ بودوهم ارزان ودرضمن گاراژي داشت كه ازاون به عنوان مغازه تعميركامپيوتر استفاده ميكردم.صاحبخانه من يك زن تنها بودبا2 تا پسر كه يكي سال سوم راهنمايي بود و اسمش بيژن بود […]

سکس خــانـوادگـی بیشتر بخوانید »

مسـافر خـونه

از ناصر خسرو که پيچيدم تو کوچه ضربان قلبم اونقدر تند شده بود كه احساس می كردم الان از قفسه سينه م می زنه بيرون . بدنم داغ شده بود . با خودم فکر کردم « امروز ديگه به علامتاش جواب می دم » . دو روز پيش به مسافرخونه اومده بودن . از ترکيه

مسـافر خـونه بیشتر بخوانید »

من و دختر عمه زری

من 26 سالمه و یه دختر عمه خوشکل دارم اسمش زهراست.این دختر عمه ما کلاس سوم دبیرستانه. چیزی که من از این زهرا خانم فهمیدم این بود که یه دوست پسر تو فامیل داشت که ترکش کرد. البته بگم که من با خود عمه ام که40سالشه یه رابطه ی سکس خیلی خفیف دارم. مثلا تاحال

من و دختر عمه زری بیشتر بخوانید »

سکس من و زنم با ارش و شبنم

سلام به همه دوستانخاطره ای که براتون میگم کاملا واقعیه و سعی میکنم نه شاخ و برگ بدم نه چیزی کم کنم.من 32 سالمه و در تهران زندگی میکنم .یه زن فوق العاده زیبا به نام یلدا دارم . یلدا فوق العاده زیباست . اندام و جسم فوق العاده سکسی داری با سینه های درشت

سکس من و زنم با ارش و شبنم بیشتر بخوانید »

اشتباه محض با خواهرزاده

سلام من ليلا هستم سى و سه سالمه ليسانس مديريت ولى بيكارم الانم حدود يازده ساله ازدواج كردم تقريبا راضيم در صمن يه دختره شش ساله هم دارم. راستش من فقط يه خواهر دارم كه ده سالى از من سنش بيشتره و خونشونم به ما نزديكه تقريبا داخل يه محله است خواهرم دو تا فرزند

اشتباه محض با خواهرزاده بیشتر بخوانید »

گی دو طرفه

برای بار اول خیلی از خاطره ها تو ذهن آدم ثبت میشه اگر اون خاطره چه بد باشه چه خوب !!!!اسم من امیر هست .یادم میاد سال اول دبیرستان بودم ، تازه فهمیده بودم سکس یعنی چی ، جنس مخالف چیه و این جور چیزها …مطمئناً بچه ها این جور حالت رو خوب یادشون هست

گی دو طرفه بیشتر بخوانید »

فیش بدم؟

سلام به همه دوستان گل من فربدم 19 سالمه از تهران این ماجرا برای من هفته ی پیش اتفاق افتاد من یه کافی نت دارم تو مرکز شهر که تو کار چاپ عکس و بنر و کارتهای تبلیغاتی و ….. هستیم ولی خودم بچه پایین شهرم. داستان از این جایی شروع شد که یه دختر

فیش بدم؟ بیشتر بخوانید »

یه همسایه ی جدید

وقتی همسایه های جدیدمون اسباب کشی میکردن من و همسرم نیلوفر توی ایوون جلوی خونه ی ویلاییمون نشسته بودیم.از قبل میدونستیم که قراره همسایه های جدید بیان، ولی من نمیدونستم همسایه هامون یه زن خوشگل 28 ساله و شوهرش هستن.ما از توی ایوون بلند شدیم و به استقبالشون رفتیم.اسم زنه مژده بود و اسم شوهرش

یه همسایه ی جدید بیشتر بخوانید »

کون دادن من به فروشنده مغازمون

داستانی که براتون تعریف مکنم برمیگرده به9 سال.ما مغازه بوتیک داشتیم.بابام یه فروشنده داشت به اسم حسن که 6 سال از خودم بزرگتر بود.رابطه حسن با خانواه ما خیلی نزدیک بود طوری میشد که بعضی اوقات یک هفته خونه ما تلپ میشد(بخاطر دوری مسیر خونشون).منم اغلب اوقات وقتی که از مدرسه تعطیل میشدم میرفتم مغازه

کون دادن من به فروشنده مغازمون بیشتر بخوانید »

رسيدن به سحر

سلام به همه ي دوستاي خوبم اميدوارم حال همگيتون خوب باشه من بهروزم 24 سالمه و به تازگي ازدواج كردمميخوام خاطره ي اولين سكس با همسرم رو واستون تعريف كنم. اول اجازه ميخوام از آشناييمون با هم بگم و بعد اصل داستانو تعريف كنم.قيافم معمولي هست فدم 175. در حد خودم هستم.خيلي خجالتيم و هر

رسيدن به سحر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا