شهوتناک

داستانهای شهوتناک فقط در سایت بزرگ صد داستان سکسی یا شهوتناک.

اولین پیام رهبر غایب از دیده‌ها سید موشقوا در مورد بهشت و خدا

خداوند متعال در بهشت موعود برای هر مردی ۷۰ حوری بهشتی و تعداد زیادی غلمان* (پسران خوبرو وکمسن) مقرر فرموده که شراب بنوشند و مشغول گائیدن کس و کون و لواط با غلمان باشند.   پس خدای متعال انقدر هم که میگویند سختگیر نیست از طرفی اجداد ما گفتن سیلی نقد بهتر از حلوای نسیه […]

اولین پیام رهبر غایب از دیده‌ها سید موشقوا در مورد بهشت و خدا بیشتر بخوانید »

جمهوری اسلامی رسما تمام شد

درود دوستان. از دیماه سال گذشته سوگواریم و تا نابودی آخرین مسلمان ایرانی کش سوگوار و خشمگین خواهیم ماند . اما امروز دیگر نه تنها جمهوری اسلامی بلکه تمامی مافیای اسلامی در منطقه هم رسما به پایان رسید. سفر قالیباف به قطر یعنی‌ التماس به آمریکا برای نمردن و اعتراف به همه چیز. قالیباف همه

جمهوری اسلامی رسما تمام شد بیشتر بخوانید »

تا زمان سقوط رژیم آخوندی آپدیت نخواهیم داشت

تا زمان سقوط رژیم آخوندی آپدیت نخواهیم داشت. درود به ملت سوگوار اما سرفراز ایران. به همه ی مردم ایران: هزار بار گفتم بازم میگم مسلح بشید و مسلح بمونید (مثل مردم آمریکا) وگرنه بازم سلاخی میشید. اگر مایل به حمایت از ما هستید فقط چند ثانیه در روز از سایت و آگهی‌ها بازدید کنید.

تا زمان سقوط رژیم آخوندی آپدیت نخواهیم داشت بیشتر بخوانید »

کیر آرش و کوس و کون لیلی‌

یادمه تا ۱۰-۱۲ سالگی اختلاف قدمون چیزی حدود ۴۰-۵۰ سانت بود وقتی جلوم وامیستادی نوک دماغت جلوی نافم بود ولی یدفعه تو چند سال بعدش رشد عجیبی کردی و حالا بعد از گذشت ۱۵ سال تقریبا هم قد شدیم. الان دو ساله که نامزد کردیم و تو این مدت اکثر جاهای بدن منو دیدی… تو

کیر آرش و کوس و کون لیلی‌ بیشتر بخوانید »

مصاحبه با امام حسین

مهمان امروز ما امام حسین فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا،اعزامی از مدینه. مجری : السلام علیک یااباعبدلاه. امام حسین :وعلیکم السلام. * مجری* : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟ امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای

مصاحبه با امام حسین بیشتر بخوانید »

شهوت با حمید

سرعت قدم هام و تندتر کردم که ازش فرار کنم، امروز سومین روزیه که دنبالم داره میاد و ازم میخواد بهش شمارمو بدم، دیگه کم کم داشتم نزدیک خیابونمون میشدم نمی‌خواستم تا اونجا دنبالم بیاد، هم برای اینکه ممکن بود کسی مارو ببینه و هم اینکه نمی‌خواستم خونه رو یاد بگیره ، کیف باشگاهم و

شهوت با حمید بیشتر بخوانید »

شبی با بنفشه

از همون آخرای شب که سروصدای بچه‌ها خوابیده بود، حس کرده بودم امشب با همه‌ی شبای دیگه فرق داره. کل شب نگاهم به نگاه بنفشه قفل شده بود، انگار با چشمامون برای آخر شب قرار می‌ذاشتیم و من با نگاهم می‌گفتم: «همه که رفتن، تو نرو، بمون.» کم‌کم که جمع خلوت شد و همه راهشونو

شبی با بنفشه بیشتر بخوانید »

سیما ساکزن

وقتی که سیما اومد تو اتاق با اخم بهش گفتم “چرا اینقدر طول کشید تا بیای. نیم ساعت پیش بهت اس ام اس داده بودم.” به دوستم احمد که تو اتاق بود نگاهی کرد و بعد سرش رو پایین انداخت و گفت: “ببخشید آقای … داشتیم با بقیه بچه ها جنسهای جدید رو تو قفسه

سیما ساکزن بیشتر بخوانید »

فیلمبردار‌ ها هم کیر دارند

سلام به همه ی مهربونا عرفان هستم۳۰سالمه کارم فیلمبرداری مجالسه.ماجرا مال وقتیه که مجرد بودم…البته خیلی وقت نیست ها مال۳سال قبل تابستونه. سرمون شلوغ بود دنبال فیلمبردار خانوم می‌گشتیم.یکی از فیلمبردارا گفت خواهر زن داداشم هست کارش هم خوبه.گفتم بگو بیاد.وقتی اومد یک دختر خوشگل و باکلاس قدبلند بسیار خوشتیپ.خیلی آروم صحبت می‌کرد… توی شغل

فیلمبردار‌ ها هم کیر دارند بیشتر بخوانید »

زیارت پر دردسر

به اصرار زنم و چند تن از زنهای پرسنل همکار و سرپرستهای کارگاههایم که مدیرشان بودم و سود خوبی کرده بودم مبلغی قابل توجهی گذاشتم تا دسته جمعی تعطیلات عید را در شمال یا سمت شیراز و جنوب باشیم به اصرار زن ها دسته‌جمعی تعطیلات عید ۴۰۰ را رفتیم مشهد تعدادمون زیاد بود اتوبوسی را

زیارت پر دردسر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا