بازی سکسی
سالها بود که با مهسا و شوهرش مسعود رفت و آمد خانوادگی داشتیم و با هم خیلی راحت بودیم و تقریباً هفته ای یکی دوبار یا اونا میومدن خونه ما یا ما میرفتیم خونه اونا .تا اون شب هم اتفاق خاصی نیفتاده بود و فقط بعضی وقتا نگاههای عاشقانه ای بین من و مسعود رد […]
