تجاوزشو دوست داشتم

سلام. داستانی که  میخوام بگم فقط و فقط برای دختراییه که  دوست دارن دانشگاه برن شهر دیگه و خوابگاه و…چش و گوششون باز باشه .من توی یه دانشگاه تو شمال کشور درس میخوندم .ترم سه بودم ایام فرجه های امتحانی بود و از اونجایی ک من توی خونه اصلا درس نمی خونم تصمیم گرفتم فرجه […]

تجاوزشو دوست داشتم Read More »

عشق مخفی مامان

همه میدونستن مامان من و پسر خالش که چند سالی از خودش کوچیکتره یه رابطه صمیمی دارن… اما یه رازی هست که من تو 12 سالگی فهمیدم… یه شب همه خونه خاله مامانم مهمون بودند. ما هم دعوت داشتیم. من اول راهنمایی بودم. موقع ورود به خونه حمید که اون موقع مجرد بود اومد استقبالمون. ما به

عشق مخفی مامان Read More »

گایش کس زن پسرخالم

سلام. این خاطره ی اولین سکس منه… من متولد 76 ام… چهارم دبیرستان و رشته تجربی..قدم یک و نود یه توپولم قیافمم بدک نیست..ما اهل شهریاریم .شایدباورتون نشه ولی من قبل سحر باهیچ دختری رابطه نداشتم!! راجع به سکس و حرکات خاصش تو اینترنت خونده بودم وتو فیلمای سکسی دیده بودم ولی باور نمیشد قبل

گایش کس زن پسرخالم Read More »

دیگه راحت کس می‌دم

سلام. من بهارم.29 سالمه و متاهل. سکسم با شوهرم خیلی کمه ولی خودم عند شهوتم … دو سال پیش بود نزدیکای عید. یادم رفت بگم من کارمندم و اکثر همکارام جوونن.حدود یه ماهی می شد سکس نداشتم موقعیت صنایع دستی هم برام پیش نیومده بود. یکی از همکارام یه پسر جوونو هیکلیه که با همه

دیگه راحت کس می‌دم Read More »

کیر من و کون همکلاسیم

سلام. من ساسانم و الان ۲۰سالمه… خاطره ای که میخوام بنویسم بر میگرده به ۵ سال پیش یعنی وقتی که من ۱۵سالم بود و راهنمایی بودم. همون طور که از اسم داستان پیداست نمیخوام اغزاق کنم و هرچی اتفاق افتاده همون رو بنویسم. برسیم به داستان. همه چیز از اونجایی شروع شد که من تو

کیر من و کون همکلاسیم Read More »

عشق در باکو

دو سال پیش وقتی 17 سالم بود بخاطر تحصیل بابام از تبریز اومدیم باکو و من تازه فهمیدم که کلا مهاجرت کردیم و حتی وقتی درس بابام تموم شه هم لزومی نداره و مجبور نیستیم برگردیم ایران . اینجا بود که من سخت شکستم بخاطر این که خانوادم منو در جریان اینا نذاشته بودن .

عشق در باکو Read More »

سکس با پرستار پسرکوچولوم

سلام به همه. من و همسرم هردو کارمندیم.من راننده شرکتی ام و زنم تو مرکز بیماران دیابتی تو یکی از شهرهای شمال کشور که شهر کوچکی هست زندگی میکنم.یه پسر 4 ساله داریم که برا مراقبت از اون وقتی خونه نیستیم پرستار استخدام کردیم.اسم پرستاری که زنم آورده بود سپیده بود.صورت سبزه و چشمهای مشکی

سکس با پرستار پسرکوچولوم Read More »

کردن مادر زن دوستم

سلام. من یه دوست صمیمی دارم به اسم مسعود که سالها با هم دوست هستیم . من چند سال زودتر از مسعود ازدواج کردم و چون مسعود کسی رو که بتونه باهاش راحت باشه نداره ، مواقعی که براش مشکلی پیش میاد با من مشورت میکنه و چند بار هم که با خانمش دعواش شده

کردن مادر زن دوستم Read More »

چیزی که دیدم باورم نمیشد

باسلام خدمت دوستان . این خاطره ای رو که میخوام تعریف کنم شاید برای کمتر کسی اتفاق افتاده باشه پس حتما بخونیدش من پسری هستم قد 190 وزن 80 خوش اندام خوشکل با اندامی سکسی یک روز که تو خیابون شهرمون کسچرخ میزدم و بدنبال یک کس باحال مییگشتم یک خانمی رو دیدم 30 ساله

چیزی که دیدم باورم نمیشد Read More »

عجب تصادفی

تولدت مبارک… رضا بار دیگر این جمله را با آرامش بیشتری تکرار کرد و به همسرش که پشت میز آرایش نشسته بود، خیره شد. تینا همانطورکه مشغول پاک کردن صورتش بود از آینه نگاهی به رضا که روی تخت طاقباز بود انداخت و لبخند مهربانی تحویلش داد. رضا به پهلو شد تا بهتر بتواند تینا

عجب تصادفی Read More »

Scroll to Top