سکس با خانوم دندانپزشک

سلام اسم من امیره 21 سالمه باقد حدود 178. میگن خوشگل و خوش تیپم و البته دختر کش .این خاطره داغه داغه و برای همین امروزه… من برای عصب کشی دندونم وقت داشتم وامروز به دندانپزشکی رفتم قبلا پیش این دکتر نرفته بودم.بالاخره نوبت من شدو رفتم داخل اتاق دکتر.دکتر؛ خانم تقریبا 35 ساله بود که […]

سکس با خانوم دندانپزشک بیشتر بخوانید »

خوابم میومد ولی منو کرد

سلام. اسمم عسل منو عشقم آرمان چند وقتی میشه که ازدواج کردیم. این خاطره یکی از خاطره های سکسمونه. ظهر بود بعد نهار آرمان جلو تلویزیون لم داده بود منم بغلش.گفتم عزیزم میرم یکم استراحت کنم دوس داشتی بیا.. گفت چشششششششممم اووومدم. رفتیم رو تخت خوشگلمون که تازه واسش روتختی مشکی براق با ترحهای قرمز خریده

خوابم میومد ولی منو کرد بیشتر بخوانید »

بالاخره یگانه بهم کس داد

چند وقتی بود ازدواج کرده بودم… قرار شد سیمین (زنم) برای مسافرت چند روزه با خواهرش و باجناقم بره خوزستان. کمی حس شیطنت داشتم… ذهنم سریع رفت سمت دوستام،دعوتشون کردم به چند روزی عشق و حال مجردی،مشروب توی یخچال بود شراب، عرق، راکی دست ساز ولی چون میدونستم بچه ها اصلا احل تک فازی نیستن راه افتادم

بالاخره یگانه بهم کس داد بیشتر بخوانید »

بازی سرنوشت

سلام. من یلدا هستم و در حال حاضر 27 سالمه ولی توی زندگیم شکست خوردم که شاید مقصرش خودم بودم… وقتی به دنیا اومدم خیلی زشت بودم، دماغ و دهن خیلی گنده و چشمای گرد و گنده. اما رفته رفته تغییر قیافه دادم تا وقتی که به سن 18 سالگی رسیدم کم کم دماغ و

بازی سرنوشت بیشتر بخوانید »

کردن زن خوشگل پسرعموم

سلام.   اسم من امیر 26 سالمه که داستان برمیگرده به چهار ساله پیش. من یه پسرعمو دارم که اسمش رضا و یه زن خیلی خشگل به اسم زهره داره. زهره تو سن سیزده سالگی ازدواج کرده بود و تازه شده بود شونزده. دختر خیلی خشگل و خوش هیکل با اینکه سنش پایین بود ولی

کردن زن خوشگل پسرعموم بیشتر بخوانید »

داییم گولم زد و منو کرد

سلام . من کیا هستم این خاطره مال وقتیه که 16 سالم بود و به دایی 29 ساله ام کون دادم… *** یه روز پشت خون با دوستم نشسته بودیم و در حال بازی با دودولای همدیگه بودیم که داییم سر مچمونو گرفت و کلی باهامون دعوا کرد و ما رو نصیحت کرد که اینکارا

داییم گولم زد و منو کرد بیشتر بخوانید »

سکس عاشقانه قبل از ازدواجمون

سلام دوستان. اسم من پروا، ١٨سالمه ميخوام خاطره سكسي مو براتون تعريف كنم.  اسم دوست پسرم دانياله  خيلي دوست داريم همديگرو… يه شب رفتم خونشون خوانواده ام رفته بودن مسافرت دانيال هم مجردي زندگي ميكرد رفتم رومبل خونشون دراز كشيدم داني(دانيال) زنگ زد پيتزا بيارن بعدازاينكه شام خورديم داني هي بحثو عوض ميكردماهواره رو شبكه

سکس عاشقانه قبل از ازدواجمون بیشتر بخوانید »

سکس من با زوج حشری

زمان آخر اسفند مکان در یک مرکز خرید رفته بودم برای خرید بعدازظهر …  خیابونها شلوغ همه ریخته بودن بیرون واسه خرید عید.رفتم تو یه مرکز خرید…خیلی شلوغ بود. بزارید داستان اینجا متوقف بشه تا یکم از خودم بگم من سی و پنج ساله،مجرد ساکن تهران فوق العاده هات بهتری چیزی یا جمله ای که دوستان راجع

سکس من با زوج حشری بیشتر بخوانید »

بداخلاق ولی بامرام

دوستان سلام. من امیرم 80 کیلو 178 قد. هیچ کس به خاطر اخمو بودنم به من پا نمیداد. حتی از کنارم که میگذشتند به من میگفتند عزراییل، یا اخمو، بداخلاق با خودش دعوا داره به هر حال متاسفانه کسی بخاطر چشمهای اخموم به من پا نمیداد. یه روز دوستم حمید اومد خونمون.گفت درسا رو بیاریم یه حالی

بداخلاق ولی بامرام بیشتر بخوانید »

عشقی‌ که ده سال از من بزرگتره

سلام. اسمم سامان و 25 سالمه. خاطره من برمیگرده به دو ماه پیش که با خانومی از طریق چت آشنا شدم.اسمش مهناز بود و 35 سالش بود و تو ی آرایشگاه کار میکرد.بعد از رد و بدل کردن شماره دو روز بعد با هم قرار گذاشتیم تا همدیگه رو بببینیم.روز قرار زنگ زد که با

عشقی‌ که ده سال از من بزرگتره بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا