مامان منم جندس

سلام اسمم میلاد هستش و تو یه خانواده پنج نفری زندگی میکنیم خواهرم و برادرم ازدواج کردن که من اولین بچه هستم و الان ۳۰ سالمه و با مامانم ۱۸سال اختلاف سنی دارم به خاطر اینکه بابام معتاد بود مجبور بودم کار کنم خرج خونوادمو بدم بابام هم شاید هفته ای یه شب لونم برای […]

مامان منم جندس Read More »

زنم ردیف کرد کون بدم

با سلام خدمت همه دوستان. همیشه برام سوال بود که  زنم اگه بفهمه کون میدم  چه حسی داره و زنم کمکم کرد که جواب این سوالمو تا اعماق وجودم حس کنم… *** توی ده دوازده سالگی با یکی از پسر عموهام که هم سن بودیم جق رو یاد گرفتیم ولی آبمون نمیومد از یه سال

زنم ردیف کرد کون بدم Read More »

اساسینز کیرید

پدرم تاجر بود!. قرن ها پیش در دورانی که هنوز عثمانی ها موفق به تصرف کامل یونان شرقی نشده بودند، در شهر باستانی کنستانتینوپول ساکن بودیم. شهری که در واقع نامش “کون‌ستان‌تین‌توپول” بود و تینیجرهای تپلی داشت که کون های مرغوبی داشتند و به قیمت مناسبی می‌شد از آنان کام ستاند.   ده ها سال

اساسینز کیرید Read More »

شومبولی ها

آقا سلام ( سلام که عربیه مثل شالوم که یهودیه کیر تو این دو تا قوم لاشی با این زبون کیریشون همیشه هم میخوان همدیگرو بکشن جاکشا…به ما چه ربطی‌ دارن آخه) اصلا درود به همه ی شما دوستان من اول کار بگم که تو یکی از روستا های شمال زندگی می کنیم من اسمم

شومبولی ها Read More »

در کون دادن لذتی هست که در ازدواج نیست

مسعود هستم .اصالتاً آذر‌ی هستم .در سن حدود ۱۳ ۱۴ سالگی بود که متوجه شدم همکلاسم و دبیرام نگاه شهوتی بمن دارند و ظاهرا با تعارف خوراکی و یا کارهای فیزیکی مانند چلوندن گونه هام یا انگشت کردن بمن ابراز محبت میکنند و گاهی هم با الفاظی مانند خوشگلم و کونی ازارم میدادن .واقعا من

در کون دادن لذتی هست که در ازدواج نیست Read More »

اوب دارم

سلام من اسمم مجیده. سه ماه تابستون تنها بودم و کسی خونه نبود .هرچی گشتم و دور زدم کس به پستم نخورده بود شها تنهایی سرکرده بودم و گاهی هم یه جق زدن تموم شده بود .تا اینکه یه روز توحموم هوس کردم که موهای بدنم کامل بزنم تابحال اینقدر کامل بدنم نزده بودم کامل

اوب دارم Read More »

لز با خاله کتی

اسمم پارمیدا ۱۹ سالمه قد ۱۶۰ وزن ۷۵ قیافه ام‌ معمولی ولی سفید با لبای قرمز و گوشتی   پوستم خیلی سفیده با سینه های بزرگ و کون برزیلی داستان مربوط میشه به پارسال تابستون مامانم یه دوست صمیمی داره خاله کتی که سالهاست انگلیس زندگی‌میکنه تقریبا هر سال میاد ایران ما تو رشت زندگی

لز با خاله کتی Read More »

آغاز اوبی شدن رضا

سلام دوستان من رضام تازه ۱۸سالم شده . داستان کونی شدن من از همین داستانا شروع شد اولاش فقط داستان می‌خوندم بعدش فهمیدم میشه اینجا کارای دیگه هم کرد دو سه سالی بود که حس کرده بودم دوست دارم کون دادنو هم تجربه کنم. اوایل ک تو چت شهوتناک عضو شدم با هرکس آشنا میشدم بعدش پشیمون

آغاز اوبی شدن رضا Read More »

مامانم جلو چشمم گاییده شد

اسم من امیرعلیه و آمل زندگی می‌کنم، اون زمان 16 سالم بود و عروسیه یکی از اقوام پدریم بود به جز ما عمم و عموهام دعوت بودن من یه دختر عمو دارم که اسمش لادن و من اون موقع خیلی روش کراش داشتم و می‌خواستم اولین دوست دخترم باشه برای همین کلی برنامه ریزی کردم

مامانم جلو چشمم گاییده شد Read More »

نادیا کوچولوی کون تپلی

اولین بار که خونه رضا همکارم رفتم خیلی معذب بودم چون زنش خونه بود و من هم یکم خجالتی ولی با اصرار دعوتش پذیرفتم. یکساعتی از اومدنم گذشته بود رو مبل کنار رضا بخث میکردم دیدم یه دختر خانم فرشته اومد تو پذیرایی سلام کرد. رضا گفت،، نادیا دخترمه. گفتم ماشاله فکر نمیکردم دختر به

نادیا کوچولوی کون تپلی Read More »

Scroll to Top