کص دادن به پسر همسایه

سلام من نسرین هستم چهل سالمه دوتا پسر دارم، سپهر هفده سالشه سهراب چهارده، شوهرم محمد هم چهل و پنج سالشه، زندگی خوب و آرومی داریم…   داستانی که میخوام تعریف کنم برمیگرده به دو ماه پیش که پسر همسایه که اسمش پوریاست و شونزده سالشه و دوست مشترک پسرامه مربوط میشه به اون، من تو خونه خیلی باز میگردم و راحتم، ی روز که مثل همیشه پوریا خونه ما بود و با بچه ها تو اتاق پلی استیشن بازی میکردن منم مشغول کار بودم تو آشپزخونه که پوریا اومد آب بخوره دیدم خیلی از پشت نگاه میکنه آخه کون ادامه مطلب کص دادن به پسر همسایه

هیچ شبی مثه دیشب نیست

اون شب امیر و زنش بابچه ها مهمون ما بودن تاآخرای شب گفتیم وخندیدیم ساعت یک نیمه شب خواستن برن خونشون که نذاشتیم وگفتیم فردا تعطیله همین جا بمونین که اونا هم. قبول کردن از سر شب نقشه کردن مژده زن امیر رو کشیده بودم خیلی وقت بود تو کف او مونده بودم اون شب خیلی شوخی کردیم چندتا چشمک هم به مژده زدم که با لبخند سرشو پایین انداخت ولی بازم بعد چند لحظه نگام کرد با نگاه شهوتناکی سراپای بدنشو دید می زدم و خودشم متوجه شد بازم چشمک زدم و باهاش شوخی کردم ساعت یازده و نیم ادامه مطلب هیچ شبی مثه دیشب نیست

پستانهای مامان

جک با یک کیسه پلاستیکی بزرگ از پوشک یکبار مصرف در یک دست و در دست دیگرش دو کیسه از مواد غذایی وارد خانه شد و در حالت نامتعادل با پشت پا در را بست، بسته ها را روی میز آشپزخانه گذاشت. “مامان؟” جوابی نشنید او در اتاق خواب نگاهی کرد و مادرش را دید که برادر نوزادش بابی را در کنار خود قرار داده و خوابیده اند. مادرش پیراهن زرد پوشیده. جک متوجه شد که دکمه های جلوی لباس او باز است و نوک پستان صورتی رنگش چون خورشید میدرخشد و از میان لباسش بیرون زده است. جک چند ادامه مطلب پستانهای مامان

نفر سوم با همکاری شوهرم

سلام دوستان من مهناز هستم 34 سالمه داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط به 6 ماه پیش میشه   من و شوهرم حسین حدودا 8 ساله باهم ازدواج کردیم حسین ادم خیلی مهربون و منطقی هستش تنها عیبی که داره از لحاظ جنسی نمیتونست سیرم کنه و شاید در ماه 2بار باهام سکس میکرد شوهرم یه کارخونه کار میکنه که یک هفته شب میره سر کار و یک هفته روز.راستش من 3سال اول زندگی داشتم افسرده میشدم چون واقعا 3 سال بود ازدواج کرده بودم و حتی یکبار هم ارضام نکرده بود و همین باعث شده بود روحیم خیلی ضعیف ادامه مطلب نفر سوم با همکاری شوهرم

کون منیر

سلام عزیزان من عرشیام و ۲۳ سالمه. من یه دخترخاله دارم ۳۲ سالشه اما یه دوستی داره که اسمش «منیر» هست.دختریه با موهای مشکی،چشم زاغ،پوست سفید،کون و ممه گنده،قد بلند و سنشم ۲۰ سالشه.شاید براتون جالب باشه که دخترخاله من یه دوسته ۲۰ ساله داره اما از نظری که دخترخالم که اسمش«مهسا»ست به دلایل خانوادگی دیر دانشگاه رفت و در اون موقع با این دخترخانم خوشگل آشنا شد من و خانوادم چند روزی بود خونمون رو برای قرض های بابام فروخته بودیم برای همین توی خونه شوهر خالم میشستیم اما خالم طبقه همکف بود و ما زیرزمین.یه روز که خواستم ادامه مطلب کون منیر

منم بکن دیگه

داستانی ک میخام براتون تعریف کنم برمیگرده ب ۴ سال پیش   قبلش اینو بگم ک من اسمم امیر هست الان ۱۸سالمه کونم سفید و تپل هست یکم.بگذریم عروسی یکی از فامیل بود با پسر عموی پدرم داشتم حرف می زدم ک یدفعه حرفمو قطع کرد و رفت دم در وبا یکی از دوستانش صحبت کرد.موقعی ک کارش تموم شد ازش پرسیدم و اونم گفت ک هفته ای یکبار میکنتش.پسرعموی پدرم اون موقع ۱۸سالش بود.منم ک فهمیدم تو این کاره بهش پیشنهاد دادم ک منو بکنه.اونهم قبول کرد،روز بعدش رفتم خونشون ک خالی بود،باهم رفتیم تو اتاق بعد از چند ادامه مطلب منم بکن دیگه

مهمانهای شبانه ی مامان

سلام اسم من عارف هست 20 سالمه، امروز تصمیم گرفتم خاطره ای از دوران نوجوانیم براتون بنویسم دورانی که من 15 سال بیشتر نداشتم مامان بابام به علت اعتیاد بابام دو سال بود از هم طلاق گرفته بودن و من با مامانم زندگی میکردم ولی آخر هفته ها یک روز میرفتم پیش بابام. مامانم طبقه دوم آپارتمانی که خالم اینا طبقه یکش بودن اجاره کرده بود و صاحب آپارتمان یکی از اعضای هیات مدیره شرکتی بود که مامانم اونجا کار میکرد شوهر خالمم تو همون شرکت کار میکرد. مامان چون مجرد بود خب دوستای زیادی داشت که اکثرا مرد بودن ادامه مطلب مهمانهای شبانه ی مامان

جوراب شلوارى شيشه اى

سلام من اولين بارم هست كه داستان مينويسم، من حامد ۲۹ ساله هستم و چندين سال هست كه علاقه دارم كه جوراب يا جورابشلوارى شيشه اى مشكى بپوشم و با مردان پير و مسن سكس كنم، اين داستان برميگرده به چهارسال قبل و اولين بار كه با نورالدين آشنا شدم، نورالدين يه مَرد ٥٥ يا ٥٦ ساله افغانى بود، من فروشنده يك بوتيك بودم كه نورالدين براى خريد آمده بود، تا ديدمش بهش احساس شديدى پيدا كَردم، چون هم سن بالا بود هم افغانى بود و ازش خجالت نميكشيدم، وقتى براش لباس مورد نظرشو آوردم همش دستم رو به دستش ادامه مطلب جوراب شلوارى شيشه اى

کاره اون نامرد از قتل بدتر بود

شما چی میدونید از حاله کسی که بهش تجاوز شده ??? میدونید چرا لذت میبرم و دوست دارم داستان های تجاوز واقعا اتفاق افتاده باشه ??? چون سبک میشم، چون حس میکنم تنها نیستم، چون دوووووست دارم همههه این بلا سرشون بیاد … چرا من ??? چرا یکی دیگه نباید اون اتفاق تلخ براش میوفتاد ??? چندسالم بود کلا ??? 13 سالم بود !!! رفتم بادکنک ضخیم و تیوب بگیرم بدم به پسره همسایمون واسم دو مدل تیرکمون درست کنه. سره ظهر بود، همیشه مامانم باهام مشکل داشت بخاطر ظهر و تو آفتاب بیرون رفتن که هنوزم که هنوزه میگه ادامه مطلب کاره اون نامرد از قتل بدتر بود

مامانم یه میلفه

سلام من امير حسين هستم كه همه امير منو صدا ميزنن ولي تو شناسنامه معين اسمم خيليم كيريه كه به معين بگي اميرحسين ولي از بچگي اين جوري بوده من الان ١٨ سال دارم و تقريبا ١ ماه ديگر ميشه ١٩ قدم متوسطه و يكمي شكم دارم و پوستم هم خيلي كم سبزه اگر بخوام از كيرم بگم تقريبا ١٨ سانته و قطرشم زياد هستش و كلا كير گنده اي دارم و اينم يجورايي ارثيه من همين يدونه پسرم و براي همين تو خونه اكثرا تنها وضعيت زندگي ما خيلي توپه و براي شغل پدر و مادر درآمد بالايي داريم ادامه مطلب مامانم یه میلفه