بهترین سکس دنیا با بهترین مرد دنیا

من شقایقم20سالمه.این یه داستان واقعیه از عشقی که واسه تک تکتون آرزومیکنم منوبهراد توی تاترباهم آشنا شدیم بهراد میخوند وگیتارمیزدووضع مالی خوبی هم داشت اما نه از قبل باباش وووخیلی خیلی هم خوشتیپ بود قدبلندی هم داشت واسه همین خیلی از دخترا دنبالش بودن ولی بهراد مال من بود منو بهراد3سال بود ک باهم بودیمو […]

بهترین سکس دنیا با بهترین مرد دنیا بیشتر بخوانید »

گاییدن دختر دبیرستانی خیلی خوشگل

یه روز عصر از خونمون را افتادم سمت یکی از پارکای بالاشهر که دوستمو ببینم. بعد از خوش و بش و دور زدن اطراف پارک چشمم خورد به یه دختر خیلی خوشگل سفید که داشت تو محوطه اسکیت پارک، اسکیت بازی میکرد. دور و برو که نگا کردم دیدم که کل پسرای پارک دخترای خوشگل

گاییدن دختر دبیرستانی خیلی خوشگل بیشتر بخوانید »

کون دادن در ماساژ به یادماندنی

سلام   اسم من امین هست، 21 سالمه، قدم 178 ، وزنم 79 ودر مجموع هیکل قشنگی دارم و قیافه ام هم بد نیست. داستانی که می خوام براتون بگم برمی گرده به 4 ساله پیش که امیدوارم خوشتون بیاد. اول اینو بگم که من از سالها پیش خیلی دلم می خواست که یکی با

کون دادن در ماساژ به یادماندنی بیشتر بخوانید »

آخرین دیدار

نمی دونم چندمین بار بود که می رفتیم بیرون اما اون روز تولدم بود.تولده 19 سالگیم. همیشه واسه دیدنش لحظه شماری می کردم.اون دانشجو بود تو یه شهره دیگه و من هنوز پیش دانشگاهی.اون چند هفته یه بار میومد.هر جوری بود می رفتم پیشش. -آیدا کجایی تو بیا دیگه؟ -دمه درم وا کن در -بیا

آخرین دیدار بیشتر بخوانید »

تنهای تنها

بعد اون حادثه ی غمناک واز دست دادن پدر و مادرم کارم فقط این شده بود هرروز برم باشگاه سر تمرین و برگردم خونه ولی امروز برام فرق داشت . تو این مدت اصلا مصدوم نشده بودم ولی امروز سر بازی زده بودن تو رون راستم خیلی درد داشتم یاد وقتایی افتادم که میومدم خونه

تنهای تنها بیشتر بخوانید »

كس يعني كس معلم زبان

سلام   من اشكان هستم بيست و پنج ساله از تهران با قد ١٨٠ و وزن ٧٥،داستان رو ميخوام با مقدمه اي راجب خودم شروع كنم كه پسري هستم فوق العاده حشري كه علاقه زيادي به پا و مخصوصاً مانتو هاي جلو باز,مثلاً خدا نكنه من دختري رو تو خيابون ببينم كه مانتوش جلو باز

كس يعني كس معلم زبان بیشتر بخوانید »

16 سالگی و زندایی

13 سالم بود که داییم ازدواج کرد.زنداییم خیلی خوشگل نبود، ولی تپل و با نمک بود.این زندایی ما همون اوایل ازدواج منو به عنوان خواهرزاده همسرش خیلی دوست داشت.منم مهربون بودم و کلن تو فامیل از اینایی بودم که اکثرن دوستش داشتن و خلاصه محبوب بودم.زندایی منم خب 12 13 سال از من بزرگتر بود

16 سالگی و زندایی بیشتر بخوانید »

مینو و پسرخاله پررو

صبح روز بعد با بدنی خورد و خاکشیر از خواب بیدار شدم دوش گرفتم و آماده شدم سر میز صبحانه مادرم گفت که عروس خاله ام و پسرش رفتن گرمسار پیش خانواده اش و تا اخر هفته برنمیگردن بدون هیچ فکری کیفمو برداشتمو از خونه زدم بیرون همین که سوار آسانسور شدم پسرخاله ام هم

مینو و پسرخاله پررو بیشتر بخوانید »

جنده عزیزم

سلام اسم من پرهامه تهران زندگی میکنم 17 سالمه قدم 170 و کیرم 14 سانت با قطر 5 . یکم لاغرم ولی خوش قیافه.این ماجرا از اونجایی شروع شد که من تو یه برنامه چت با دختری آشنا شدم به اسم الناز.دختر باحالی بود و خیلی هم حشری! 19 سالش بود قدش 160 با پوست

جنده عزیزم بیشتر بخوانید »

عروس کوس پاره

سلام علی هستم 18 سالمه ساکن یکی از ابر شهر های ایران اولش بگم تمام اسامی مستعاره و… خاطره ای که می خوام براتون بگم مربوط به پارساله زمانی که سال سوم بودم خلاصه من یه دوستی دارم(حالا فرضا اسمش بهنام) که همکلاسیم بود و از اون زن دختر باز های قهار روزگار و خودتون

عروس کوس پاره بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا