رئیس حشری من

سلام به همگی، این خاطره مربوط می شه به 2 سال پیش که من تو یه شرکت واردات تجهیزات پزشکی کار می کردم. من نمی خوام از خودم تعریف کنم اما دختر نسبتا جذابیم ( عکس پروفایلم واقعیه ). معمولا شیک لباس می پوشم و سعی می کنم از عطرهای خاص استفاده کنم. تقریبا 5 […]

رئیس حشری من Read More »

زیباترین کابوس و عشق ممنوع

دیگه به پیامام جواب نداد نمیدونم چرا من هیچ کاری نکرده بودم ولی الهام رفت چند روز ازش دور بودم قبل رفتنم برای امتحانای پایان ترم بهم گفت شوهرش بهش شک کرده و دائما چکش میکنه بهش گفتم من دیگه بهت نمیزنگم هر وقت تونستی خودت بزنگ ولی فقط یه بار زنگ زد و دیگه

زیباترین کابوس و عشق ممنوع Read More »

سکس با زندایی هات

سلام به همه دوستان عرشیا هستم. این خاطره مربوط میشه به سال 79 الهام زنی 27 ساله با چشمان زیبا و دلربا و کون بزرگ و خوشفرم . بسیار دختر بی قید و بندبار و بسیار هات و سکسی که همگی از دیدن اندام زیبا و خوشفرمش لذت مبردند و از هرفرصتی برای تصاحب یا

سکس با زندایی هات Read More »

از دودول بازی تا کون دادن

سلام به همه. من علیرضا هستم و الان 33 سالمه. تو شهر قزوین زندگی میکنم. موضوع برمیگرده به سن هفت هشت سالگی. ما تو محلی زندگی میکردیم که اطرافش همه باغ و درخت بود. زمان جنگ بود و پشت محوطه باغ یه پناهگاه روباز کنده بودن که فکر میکنم حداقل دومتر و نیم ارتفاع داشت.

از دودول بازی تا کون دادن Read More »

سکس با دوست دخترم و خواهرش

من سینا هستم.خاطره ای که میخوام تعریف کنم مربوط به 2 سال پیش هست که تو یکی از شهرهای شمالی دانشجو بودم.از همون موقع ها با دختری آشنا شدم به اسم میترا که 1 سالی از من کوچیک تر بود و اهل همون شهر بود و تو دانشگاه ما درس میخوند..از دوستیمون خیلی میگذشت و

سکس با دوست دخترم و خواهرش Read More »

مرجان دختر همسایه

من عابد هستم 21 ساله از سمنان که قد 173 وزن 70 هست البته چند سالی هست که بدنسازی میرم هیکلم خوبه .داستان از اونجایی شروع شد که وقتی 17 سالم بود تو نخ یکی دخترای همسایمون که اسمش مرجان هست بودم من اون زمان زیاد بروم نمیشد که به دختر شماره بدم بخاطر همین

مرجان دختر همسایه Read More »

من و همسرم فرزانه

رئیس شرکت بعد از گذاشتن چند تا پروژه جلوی دستم اتاقم را ترک کرد… دیگه داشت صبرم لبریز می شد… ای کاش زمان دو ساعت و نیم جلو میرفت… دیگه فکرم به کار هام نبود… فکرم خونه بود… خونه پیش  فرزانه… نزدیک دو هفته از ازدواجمون می گذشت و من به دلیل مرخصی های ماه

من و همسرم فرزانه Read More »

سكس من و مامان سيما

درود به همه دوستان عزيز. داستاني رو ك ميخام واستون بنويسم كاملا واقعيه و برميكرده ب 2 ماه بيش . من تا جند روز بيش فك ميكردم فقط منم ك اينكارو كردم اما جند روز قبل ك اتفاقي تو نت بودم يهو ي داستان سكس با محارم ديدم ك مربوط ب اين سايت بود و

سكس من و مامان سيما Read More »

کون پسرداییم میخارید

سلام من وحید 22 سال سن دارم .2 سال پیش اتاق نشسته بودمو داشتم تلویزیون نگاه میکردم پسرداییم اومد خونمون همیشه وقتی میاد میگه بزار با کامپیوترت بازی کنم اخه اونا ندارن اینم بگم اون از من 5 -6 سال کوچیکتره در هر صورت مایه دردسر ولی اینبار ک اومده بود انگاری مست بودش با

کون پسرداییم میخارید Read More »

به باغبون خونمون کس دادم

سلام ، من شهلا هستم ، 35 ساله ، من يه شوهري دارم که 15 سال ازم بزرگتره و خيلي هم خشکه مذهبه ، راستش بيشتر به خاطره پولش باهاش ازدواج کردم و زندگيمون هم بد نبوده تا حالا ، اما از نظر سکس خيلي سرد بي ميل بود از اول و من نقطه ي

به باغبون خونمون کس دادم Read More »

Scroll to Top