روزی که زن شدم

سحرهستم 26سالمه … سالها همیشه دلم یه عشق میخواست که حسابی باهاش حال کنم کسی که دوستش داشته باشم وبهش حس قوی داشته باشم چون نظرم اینه که ادم تاکسی رادوست نداشته باشه نمیتونه باهاش یه رابطه ی خوب برقرارکنه…. تابه این سنی که رسیدم چندتایی دوست پسرداشتم که گاهی وقتهاباهاشون بودم البته هیچ وقت […]

روزی که زن شدم بیشتر بخوانید »

همکلاسی مو خرمایی

تو حیاط مدرسه دیدمش ، یک پسر با پوست سفید و قد بلند و موهای خرمایی ، با یه هیکل ورزشکاری ، یه سال از من کوچیکتر بود ، ولی خیلی جذابتر از هر پسری توی مدرسه ، گاهی اوقات تریپ لاتی میگرفت و صداشو کلفت میکرد ( البته همینجوری صداش تقریبا کلفته ) .

همکلاسی مو خرمایی بیشتر بخوانید »

لز من و بهترین دوستم

سلاااام به همه ی دوستان من از اولین دوستی با جنس مخالف ضربه ی بدی خوردم، مدتی افسرده بودمو بعدشم دیگه نتونستم به پسرا اعتماد کنم. من و یاسی حدود 12 ساله که باهم دوستیم، چیزی تو زندگیمون وجود نداره که با هم در میون نزاریم. یاسی خیلی کمکم کرد تا روحیم به حالت قبل

لز من و بهترین دوستم بیشتر بخوانید »

سکس با آبجی دومیم

سلام به همه بچه ها میخوام یه خاطره شیرین از سکس با ابجی دومیم تعریف کنم من تو یه خوانوادی ۵ فرزنده زندگی میکنم که سه تاش دختره دو تا هم پسر من بچه چهارم خونم که دو تا ابجی بزرگ و یه داداش بزرگ دارم خلاصه زیاد وارد جزئیات نشیم.   این ابجی دومیه

سکس با آبجی دومیم بیشتر بخوانید »

خيانت دلچسب به شوهر ديوثم

من شادي هستم واين داستان زندگي منه…   هنوز يكسال از ازدواج منو سجاد نگذشته بود كه متوجه شدم آقا با يه دختر ديگه ريخته رو هم!! دنيا رو سرم خراب شد،تمام آرزوهام به باد رفته بود. حالم داشت از دنيا به هم ميخورد آخه من براي سجاد هيچ چيزي تو زندگي كم نذاشته بودم.

خيانت دلچسب به شوهر ديوثم بیشتر بخوانید »

سکس من با برادر زاده ام

  سلام به همه بچه ها اسم من سمیراس و از یکی از شهرستانای خراسان شمالیم چهل سالمه ، شوهرم تو یه شرکت دولتی کار می کنه ، دو تا هم بچه دارم ، یه پسر و یه دختر که هر دو دبستانین میخوام براتون داستان اولین سکسمو با برادر زاده ام سروش رو که

سکس من با برادر زاده ام بیشتر بخوانید »

استقبال گرم

سلام به همه اسمم بهنازه 19سالمه و دانشجوی شمال ام داستانی که میخام براتون تعریف کنم تقریبن واسه یه ماهو نیم پیشه وختی که امتحانای پایان ترممو داده بودمو میخواستم بیام تهران اخرین امتحانم ساعت8بود..با عجله تموم برگرو رنگ زدمو اومدم بیرون.. وسایلامو از شب قبل جمع کرده بودم خابگاهمون روبروی دانشگاس… سریع زنگ زدم

استقبال گرم بیشتر بخوانید »

سکس با پیرزن فضول محل

نزدیکای غروب بود که رسیدم خونه کلید رو انداختم توی قفل و دروباز کردم دیدم کسی خونه نیست یه دفعه شنیدم در میزنن پیرزن همسایمون بود تنهایی زندگی میکرد گفت پدرومادرت رفتن خونه عموت گفتن توم بری ..فضول محله بود همیشه توی کوچه بود آمار همه رو داشت ..اصلا حوصله نداشتم برم مهمونی.. هنوز پیرزن

سکس با پیرزن فضول محل بیشتر بخوانید »

اولین لاپایی در بچگی

در زمانه بچگی خوشگل و خواستنی بودم، ۱۲ ۱۳ سالم بود، راستی املام ضعیفه اگر غلط داشتم ببخشین! الان ۲۶ سالمه، یه دوچرخه خوب بابام واسم خریده بود و همیشه بعد از ناهار میرفتم دوچرخه بازی، یه روز از کناره ی آقای جوون حدودا ۳۰ ساله رد شدم دیدم همینجوری داره بهم نگاه میکنه حتی

اولین لاپایی در بچگی بیشتر بخوانید »

من و عشقم رضا

اسمم آرزو.من یه دختر 20 سالم دوساله با یه پسر که یه سال از خودم بزرگتر دوستم که اسمش رضاست.تپلم و سفید.تواین دو سال یه عالمه عشق بازی داشتیم اما هیچ وقت به سکس نرسیدیم چون رضا نمیخواست.تا چند ماهه پیش که مثه همیشه رفتم خونه دانشجوییش زنگ در زدم – کیه؟ -باز کن رضا

من و عشقم رضا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا