شروع سوراخی دادن من

سلام اسم من ساشاست این خاطره بر میگرده به حدود 25 سال پیش که برا اولین دفعه بصورت جدی کون دادم قبل این ماجرا توسط بچه محلام بخاطر اینکه خوشکل و سفید بودم دستکاری میشدم و بعضی وقتا لاپایی میدادم خیلی خوشم میومد یه پسر همسایه داشتیم که اسمش ارش بود از همه بیشتر منو […]

شروع سوراخی دادن من Read More »

کردم تو کس داغش

سلام خدمت دوستان.   داستانی که میخوام براتون بگم به تابستون سال پیش برمیگرده و حالا بریم سر اصل مطلب دختر دایی قشنگ و خوش اندامم. از قیافش هرچی بگم کم گفتم یه دختر 25ساله سفید و با سینه های گرد و خوش فرم کس و کون جمع و جور . دختر داییم سه سال

کردم تو کس داغش Read More »

بهترین شب با بهاره جونم

سلام خدمت دوستان گل یه مدت بود که بخاطر بیکاری شوهر بهاره اصلا نتونسته بودیم همدیگرو ببینیم هر دوتامون کلافه بودیم وقتی باهم حرف میزدیم فقط واسه روزی که بتونیم باهم باشیم نقشه میکشیدیم یه روز تقریبا ساعت ده یازده صبح بود که عشقم بهم زنگ زد وقتی گوشیو برداشتم یه خوشحالی عجیبی تو صداش

بهترین شب با بهاره جونم Read More »

اسماً زن اون بود رسما زن من

حدودا هفت سال پيش بود…   سرم به باشگاه و رفيقام گرم بود اصلا تو نخ زن شوهردار نبودم با اينكه سنم كم بود ولى از خيليا شنيده بودم كه رابطه با زن شوهردار پاخورى داره ولى از شانس كيرى من يه زن خوشگل كه مدتى بود همسايمون بود و من اصلا تاحالا بهش توجهى

اسماً زن اون بود رسما زن من Read More »

کردن کوس خواهر آدمفروش

سلام. من اسم علیرضاس و19سالمه. داستان از اونجای شروع شد که من یه دوست داشتم به نام اشکان که این دوست من به من کفت واسم یه دختر جور کن که من باهاش دوست شم ومنم که کارم اهنگه رپ ودخترای محلم زیاد امار میدادن وخودشونو بهم نزدیک میکردن که با من باشن چون من

کردن کوس خواهر آدمفروش Read More »

سکس زنم با یکی از خاطرخواهاش

سلام می خواستم ماجرای سکس زنم رو با یکی از خاطر خواهاش رو براتون تعریف کنم … *** ماجرا از اونجا شروع شد که قرار شد بریم خرید کنیم و برای رسیدن به محل مورد نظر باید با تاکسی می رفتیم اومدیم سر خیابون اما خبری از تاکسی نبود کمی معطل شدیم و یه سواری

سکس زنم با یکی از خاطرخواهاش Read More »

سه‌ گانه ی سرنوشت

اپیزود اول.  دوزخ ** با صدای گرفته ای گفت مستقیم…  سپس در تاکسی رو باز کرد و خودش رو روی صندلی عقب جا داد , کیفش را روی زانو هاش گذاشت و سرش رو به صندلی عقب تکیه داد ، بوی مشمئز کننده سیگار ، در اتاقک ماشین پیچیده بود ، رادیو از اتفاقات یمن میگفت

سه‌ گانه ی سرنوشت Read More »

چه کوسی بود دوست خالم

سلام به همه ی عزیزان…   من چن روزیه تو دلم افتاده یکی از شهوت انگیز ترین خاطراتمو براتون بنویسم من ایدین هستم الان 18 سالمه پسر جذابی هستم از نظر خودم، خودمو هم خیلی دوس دارم … دوستان اگه کسی حوصله ی خوندنشو نداره زور نیس نخونه من با همه ی جزئیات میگم بریم

چه کوسی بود دوست خالم Read More »

از فتیش تا سکس

سلام امیدوارم خوب باشید دوستان من نیمام 18 سالمه..قد 175 وزن 60 کیرمم 15 سانته ک واسه سنم خوبه من یه فوت فتیشم یادمه از بچگی این حسو داشتم با پاهای زنا فامیل تحریک میشدم..بعضی موقعا هم جوراباشونو میدزدیدم میرفتم بو میکردم و لیس میزدم خدا رو شکرررر خالم و دختر خالم همیشه میدادن من

از فتیش تا سکس Read More »

كسش كس نبود پنبه بود

سلام به همه.   داستاني كه تعريف ميكنم برميگرده به ١سال پيش كه قرار بود با فاميلامون بريم شهرستان چون يكي فوت كرده بود زنگ زديم اژانس كه بياد ما رو ببره سه تا ماشين ميخواستيم ولي دو تا داشتم خلاصه مامانم و خالم وچند نفر ديگه سوار يه ماشين شدن منو پدر بزرگ و

كسش كس نبود پنبه بود Read More »

Scroll to Top