قرار نبود منو بکنه ولی حسابی‌ کرد

یه چند روزی بود رفتاراش عجیب شده بود ن ک بد باشه زیادی خوب شده بود .توجه زیاد حساسیت نشون دادن خیلی زیاد قرارمون یه دوستیه ساده بود یه جورایی جفتمون میدونستیم موندنی نیستیم .من شیطنت داشتم اما اهل سکس نبودم نه اینکه ادعای خوب بود داشته باشم میترسیدم بخاطر همین سنگامو باهاش وا کندم که […]

قرار نبود منو بکنه ولی حسابی‌ کرد بیشتر بخوانید »

شروع کونی شدن من

سلام اسی هستم. من 32 سالمه و جنوب شرق تهران زندگی میکنم.   داستان من از بچگیهام شروع میشه که نمی خوام زیا توضیح بدم فقط برای اینکه بدونین از کجا جرقه کونی شدنم خورد میگم برای کرایه دوچرخه رفتم دوچرخه سازی محل اما پول کم داشتم. یارو ازم خواست کمی کمکش کنم تا عوض پول

شروع کونی شدن من بیشتر بخوانید »

سارا ، شریک سکسی من

سلام به همه ی خوانندگان سایت شهوتناک. مردی ۴۷ ساله هستم و ۱۷ ساله که ازدواج کرده ام و ماجرایی که میخوام بگم به حدود ۲ سال قبل برمیگرده . من از نظر سکس زیاد گرم نیستم ولی سرد هم نیستم اما از شانس بدم ، زنم خیلی سرد هستش و بزور دو سه بار

سارا ، شریک سکسی من بیشتر بخوانید »

همیشه به یادش هستم

سلام دوستان. من سیاوش هستم مهندسی عمران خوندم. سال هفتادو سه بود که سال دوم راهنمایی بودم بچه درس خوان و خوش تیپ به خاطر وضعیت مالی خوب پدرم همیشه گرانترین و بهترین لباسهای کلاسمون رو من می پوشیدم تنها فکرم درس فوتبال و ویدئو و فیلم های قدیم قبل از انقلاب بود کلی فیلم

همیشه به یادش هستم بیشتر بخوانید »

ملیحه هم کیر کلفت دوست داشت

سلام به همه. من کامرانم 30 سالمه. وزن حدود 74 و قدم 178 سانتی متر. با بدن قوی و متناسب و روحیه و برخورد عالی. من کلا نگاه خیلی مثبتی به سکس دارم و از لحاظ جنسی خیلی پرقدرت هستم. خاطره ای که می خوام براتون بنویسم مربوط به حدود چهار سال پیشه زمانی که

ملیحه هم کیر کلفت دوست داشت بیشتر بخوانید »

نامزد حشریم پردمو زد

سلام. من پریا هستم. 20 سالمه 170 قدمه و هیکل رو فرمی دارم یکساله که نامزد کردم نامزدم فوق العاده حشری منم دختر هاتیم… میخوام داستان زدن پردم توسط عشقمو براتون تعریف کنم… امیدوارم خوشتون بیاد. *** شب جمعه بود و طبق معمول داشتم با ایمان(نامزدم) اس ام اس بازی میکردم… بهش گفتم دلم براش

نامزد حشریم پردمو زد بیشتر بخوانید »

بهترین سکسی که میشد داشته باشم

تو تک تک لحظات میدونستم آخر خوبی نداره . میدونستم دلم مچاله میشه … اما پشیمون نبودم . لذت میبردم . از خودش . از محبتاش. از عاشقی کردنش . از حرف زدنامون . از بقل کردناش . از خونه کوچیکش . اون تخت یک نفره اش . رابطه ما عجیب شروع شد . من بیست و

بهترین سکسی که میشد داشته باشم بیشتر بخوانید »

ترسی که بی‌ مورد بود

فوت پدرم ضربه بزرگی بر سر خانواده بود که تنها با دلداری و همراهی اطرافيان سنگينی آن قابل تحمل مينمود. هر چند همواره پدربزرگ و مادر بزرگ پدری ما را از لحاظ مالی کمک نمودند تا سروسامانی داشته باشيم اما وجود خالی پدر در خانه هميشه حس ميشد و تنها اميد ما قاب عکس پدر

ترسی که بی‌ مورد بود بیشتر بخوانید »

سکس با عمه ساناز

سلام. من على هستم.من الان بيست و چهار سالم است.اين خاطره كه مى خواهم برايتان تعريف كنم واقعى است و براى ١١سال پيشه زمانى كه من سيزده ساله بودم…. *** مادربزرگ و پدربزرگ من در اراك زندگى مى كنند و در خانواده ى ما رسم است ما و عمويم و عمه هايم به اراك برويم.من

سکس با عمه ساناز بیشتر بخوانید »

دوست شوهرم شوهر دومم شده

پنج سال از ازدواجمون گذشته بود اما متاسفانه اخلاق شوهرم تغییر نکرده بود و به همه چیز با شک و تردید نگاه می کرد وقتی یکی از دوستاشو میاورد خونه من مجبور می شدم توی آشپزخونه زندانی بشم و از اونجا وسایل پذیرایی از مهمونشو آماده می کردم و خودش میومد اونو می برد توی

دوست شوهرم شوهر دومم شده بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا