گل گلدون من
روبروی دانشگاه ما یه گلفروشی کوچیک داشت که من همیشه برای زدن مخ دخترا ازونجا گل می گرفتم ، این داستان تکرار و تکرار شد تا اینکه صاحب اون گل فروشی باهام رفیق شد ، یه پسر معمولی که خیلی آروم بود و نچسب،اما لاغر و بدن کشیده ای هم داشت و حسابی هم خاکی
