عشق و شجاعت

  ازش خواستم که منو ببوسه . نمی دونم چرا .. همین جوری زد به سرم . می خواستم ببینم چه حالی بهم دست میده . منی که به زور با اون خلوت می کردم . می خواستم ببینم می تونم برم توی حس و حال عشق و دوستی یا نه ؟/؟ یه جایی خونده […]

عشق و شجاعت بیشتر بخوانید »

سالهای سکس با دخترخاله

سلام. امیر هستم الان 26 سالمه… *** اولین سکس من با دختر خاله بر میگرده به چند سال پیش. همیشه نگاش تنمو به لرزه در می اورد.ولی هر دومون خجالت میکشیدیم چیزی در مورد سکس بهم بگیم.تا اینکه یه روز که عروسی دختر عمه من بود.از اونجایی که دختر خالم تنبل بود مجبور بود تابستون

سالهای سکس با دخترخاله بیشتر بخوانید »

سکس تو خرپشته

برادرم که سه چهار سال از من بزرگتر بود از نوجواني پرنده مي فروخت و از اين راه خرج خودش رو در مياورد. منم بعضي وقتا کمکش ميکردم و يه پولي هم به من ميداد. رو پشتبون يه اتاقکي مثل قفس درست کرده بود که توش دونه ميريخت بعد تو خرپشته قايم ميشديم تا پرنده

سکس تو خرپشته بیشتر بخوانید »

کس دادن به پنجاه نفر

سلام به همه. داستان قبلیمو که “سکس با آقای ر” بود رو امیدوارم پسندیده باشید اینم یه ماجرای دیگه از زندگی‌ یا بهتر بگم جندگی من…. *** با مديريه دبيرستان دوست شده بودم اين مدير دبيرستان با خودش و برادرزنش بودم بعدازاينكه خودش و برادرزنش رو رودرروي همديگه قراردادم برادرزن كلي خجالت كشيد دامادياهمون مديردبيرستان

کس دادن به پنجاه نفر بیشتر بخوانید »

کس کوچولوی من و کیر مرد باتجربه

-مهسا… مهسا… – بله مامان – من دارم میرم بیرون…راستی‌ آقای کریمی رو میشناسی؟ -نه . – یادته نوروز خونه خانم جون بودیم همه فامیل جمع بودن؟ – آره -یه آقاهه بود پیش داییت نشسته بود تو کار ساخت و ساز و اینا . -آهان یادم اومد . همونی که بچه دار نمی شد ؛

کس کوچولوی من و کیر مرد باتجربه بیشتر بخوانید »

زن عموم جنده ی خودم شد

سلام .اسمم سعید.20 سالمه،از رشت! الانم دانشجوام.اما داستانم واسه 2 سال پیشه.نمیدونم از کجا شروع کنم.آخه اتفاقات زندگیم زیاده… *** من خیلی شوخ و مهربونم.تو خونواده همه دوسم دارن خدایی.مخصوصأ زن عموم.من هر سال تابستونا میرم تهران خونه ی فامیل.عمه،عمو،خاله!عموم تو یه کارخونه کار میکنه که کارش شیفتیه و ساعت کاریش عوض میشه.زن عموم که

زن عموم جنده ی خودم شد بیشتر بخوانید »

از برکات کیر حاج آقا

حاج آقا گلستانی یه آخوند بود.ازاون کس کشهای روزگار. شغل خوبی هم داشت وخلاصه کس کش بزرگی بود.یه روزیکی ازکس کشهای کوچکترکه پیش حاج آقاکارمیکرد دردفترحاج آقا رو زدو باعرض سلام علیکم به حاج آقاگفت: ببخشیدحاجی مزاحم میشم.این حاج خانم مااومده اداره دنبال من.یه کاری پیش اومده بایدباهاش برم.اگرمرحمت کنیدامروزروبه من مرخصی بدین ممنون میشم.  

از برکات کیر حاج آقا بیشتر بخوانید »

سکس با آقای ر

توخونه تنهابودم حوصله ام سررفته بود ازخونه بیرون رفتم همنیجوری که برای خودم چرخ میزدم توی خیابون اقای ر رو دیدم اقای ر جانبازو رییس یک اداره بودازدوستای سعید (شوهرم که چند وقتیه که از دنیا رفته) بود بعدازمرگ سعید چندباری باهام تماس گرفته بود وحرف زده بودیم کنارش ایستادم.   منوکه پشت فرمان دید اومدجلو

سکس با آقای ر بیشتر بخوانید »

عطر گم شده

نگاهم از پشت شیشه ی کثیف پنجره ی چوبی اتاقم، بر روی برگ های درختان چنار کهنسال کنار خیابان باریکی که اتفاقا اصلی ترین خیابان شهر بود می لغزید… برگ های پهن و خوش فرمی که ذره ذره خود را برای زرد شدن و افتادن در جوی آب پای درخت آماده می کردند. دو روز

عطر گم شده بیشتر بخوانید »

سکس با دخترخاله ی شوهردار

یا سلام خدمت همه دوستان این داستان خرداد سال 94 اتفاق افتاد. من اسمم محمد و 33 سالمه از شهر اصفهان… میرم سر داستان *** روز جمعه بود و تو خونه بودیم دیدم اف اف را زدن دیدم دختر خالم با شوهرشه این دختر خالم هم خوشگل هم خوش هیکل خلاصه در را باز کردم اومدن

سکس با دخترخاله ی شوهردار بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا