سکس تو خرپشته
برادرم که سه چهار سال از من بزرگتر بود از نوجواني پرنده مي فروخت و از اين راه خرج خودش رو در مياورد. منم بعضي وقتا کمکش ميکردم و يه پولي هم به من ميداد. رو پشتبون يه اتاقکي مثل قفس درست کرده بود که توش دونه ميريخت بعد تو خرپشته قايم ميشديم تا پرنده […]
