سکس تو خرپشته

برادرم که سه چهار سال از من بزرگتر بود از نوجواني پرنده مي فروخت و از اين راه خرج خودش رو در مياورد. منم بعضي وقتا کمکش ميکردم و يه پولي هم به من ميداد. رو پشتبون يه اتاقکي مثل قفس درست کرده بود که توش دونه ميريخت بعد تو خرپشته قايم ميشديم تا پرنده […]

سکس تو خرپشته Read More »

کس دادن به پنجاه نفر

سلام به همه. داستان قبلیمو که “سکس با آقای ر” بود رو امیدوارم پسندیده باشید اینم یه ماجرای دیگه از زندگی‌ یا بهتر بگم جندگی من…. *** با مديريه دبيرستان دوست شده بودم اين مدير دبيرستان با خودش و برادرزنش بودم بعدازاينكه خودش و برادرزنش رو رودرروي همديگه قراردادم برادرزن كلي خجالت كشيد دامادياهمون مديردبيرستان

کس دادن به پنجاه نفر Read More »

کس کوچولوی من و کیر مرد باتجربه

-مهسا… مهسا… – بله مامان – من دارم میرم بیرون…راستی‌ آقای کریمی رو میشناسی؟ -نه . – یادته نوروز خونه خانم جون بودیم همه فامیل جمع بودن؟ – آره -یه آقاهه بود پیش داییت نشسته بود تو کار ساخت و ساز و اینا . -آهان یادم اومد . همونی که بچه دار نمی شد ؛

کس کوچولوی من و کیر مرد باتجربه Read More »

زن عموم جنده ی خودم شد

سلام .اسمم سعید.20 سالمه،از رشت! الانم دانشجوام.اما داستانم واسه 2 سال پیشه.نمیدونم از کجا شروع کنم.آخه اتفاقات زندگیم زیاده… *** من خیلی شوخ و مهربونم.تو خونواده همه دوسم دارن خدایی.مخصوصأ زن عموم.من هر سال تابستونا میرم تهران خونه ی فامیل.عمه،عمو،خاله!عموم تو یه کارخونه کار میکنه که کارش شیفتیه و ساعت کاریش عوض میشه.زن عموم که

زن عموم جنده ی خودم شد Read More »

از برکات کیر حاج آقا

حاج آقا گلستانی یه آخوند بود.ازاون کس کشهای روزگار. شغل خوبی هم داشت وخلاصه کس کش بزرگی بود.یه روزیکی ازکس کشهای کوچکترکه پیش حاج آقاکارمیکرد دردفترحاج آقا رو زدو باعرض سلام علیکم به حاج آقاگفت: ببخشیدحاجی مزاحم میشم.این حاج خانم مااومده اداره دنبال من.یه کاری پیش اومده بایدباهاش برم.اگرمرحمت کنیدامروزروبه من مرخصی بدین ممنون میشم.  

از برکات کیر حاج آقا Read More »

سکس با آقای ر

توخونه تنهابودم حوصله ام سررفته بود ازخونه بیرون رفتم همنیجوری که برای خودم چرخ میزدم توی خیابون اقای ر رو دیدم اقای ر جانبازو رییس یک اداره بودازدوستای سعید (شوهرم که چند وقتیه که از دنیا رفته) بود بعدازمرگ سعید چندباری باهام تماس گرفته بود وحرف زده بودیم کنارش ایستادم.   منوکه پشت فرمان دید اومدجلو

سکس با آقای ر Read More »

عطر گم شده

نگاهم از پشت شیشه ی کثیف پنجره ی چوبی اتاقم، بر روی برگ های درختان چنار کهنسال کنار خیابان باریکی که اتفاقا اصلی ترین خیابان شهر بود می لغزید… برگ های پهن و خوش فرمی که ذره ذره خود را برای زرد شدن و افتادن در جوی آب پای درخت آماده می کردند. دو روز

عطر گم شده Read More »

سکس با دخترخاله ی شوهردار

یا سلام خدمت همه دوستان این داستان خرداد سال 94 اتفاق افتاد. من اسمم محمد و 33 سالمه از شهر اصفهان… میرم سر داستان *** روز جمعه بود و تو خونه بودیم دیدم اف اف را زدن دیدم دختر خالم با شوهرشه این دختر خالم هم خوشگل هم خوش هیکل خلاصه در را باز کردم اومدن

سکس با دخترخاله ی شوهردار Read More »

در حسرت زن بودن

اول از همه بگم که من یه زن‌پوش هستم. حس زنونگی و علاقم به پسرای هیکلی از خیلی وقت بود که در من وجود داشت. از زمان مدرسه رفتن که حتی اون موقع هم به پسرای بزرگتر از خودم حس خوبی داشتم. اینکه پسری منو لمس کنه و به بدنم دست بزنه. تا الان که

در حسرت زن بودن Read More »

آه ای رنج شیرینم

داشتم برای پرسش فردا شعر حفظ می کردم که بابا و مامانم اومدن تو.می دونستم یه چیزی شده!یک دو روزی بود که هم تو فکر بودن و اخم هم پنهانی با هم حرف میزدن… *** بابام با لحن آرومی گفت که حفظ شعررو ول کنم چون میخوایم دو کلمه ای باهام حرف بزنیم.منم نشستم کنارشون

آه ای رنج شیرینم Read More »

Scroll to Top