بردگی برای میسترس نگار

حدود 6 ماه بود که باهاش آشنا شده بودم… اسمش نگار بود . دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی . در واقع همکلاس بودیم . از وقتی دیدمش دوباره این حس نهفته وجودم به جوش و خروش افتاده بود . همین باعث شده بود که بعد از دو سال تنهایی دوباره با یه دختر طرح دوستی […]

بردگی برای میسترس نگار بیشتر بخوانید »

دیدن سکس مامان و بابای‌ دوستم

سلام. من یه دوست دارم اسمش هستی ه ولی یک سال از من کوچکتره (17 سالشه) دختر خیلی سکسی بود ( راستش شبا می‌رفتم خونشون یا اون میومد پیشم و با هم لز می‌کردیم) ولی از این ها بگذریم . خلاصه یه شب من رفتم خونه هستی ونصف شب بیدار شدم که برم دستشویی که یه صدای شنیدم مامان هستی

دیدن سکس مامان و بابای‌ دوستم بیشتر بخوانید »

نمیدونستم کونی‌ هم هستم

سلام به همه دوستان.   از خودم بگم اسمم آرش سن 26 قد 178 وزن 78 شکم ندارم بدنسازی میرم اما هیکل نیستم هیکلم سکسی کیرمم 17 اما کلفته صورتم مردونست.بگذریم. داستان از اونجا شروع میشه ک من هی تو محل و اینترنت دونباله بچه پسر مرد هر چی باشه میگشتم تا بکنم و خوبم

نمیدونستم کونی‌ هم هستم بیشتر بخوانید »

تو پارکینگ کون دادم

سلام. من شاهینم 16ساله از کرمان. من سبزه هستم و کون توپ و کیر کلفتی دارم. داستان از اونجای شروع میشه ک من دیدم آب سفیدی شبا ازم میاد. تحقیق کردم و متوجه شدم چیه از اون روز هی جق میزدم…   تا اینکه عید شد منم خیلی بدجور شهوتم زده بود بالا و برای

تو پارکینگ کون دادم بیشتر بخوانید »

افتتاح کون دختر داییم

سلام به همه.   من حامدم ۲۱ سالمه ومیخوام خاطره اولین سکسم رو با دختر دایی براتون تعریف کنم. اول بگم که کلا رابطه ام با دختر داییم حتی قبل از سکس هم خوب بوده وتقریبا هر روز به هم اس میدادیم و باهم چت میکردم و همیشه هر وقت میرفتم خونشون با یه شلوار

افتتاح کون دختر داییم بیشتر بخوانید »

سکس با ساغر

اسمش ساغر بود. تو يه رستوران باهاش اشنا شدم. دختري بود با اندام سكسي و پاهاي كشيده…   روزها مي گذشت و احساس سكسي من به ساغر بيشتر ميشد.. دوست داشتم به اوج شهوت برسم بعد سكس با ساغر و تجربه كنم…. خيلي دلم ساغر رو ميخواست اون شب دعوتش كردم به همون رستوران… رفتم

سکس با ساغر بیشتر بخوانید »

یه حس تازه

من و الناز دردانشگاه با هم آشنا شدیم و واقعا عاشق هم بودیم و جز عشق پاک چیزی بین ما نبود اما مانند بسیاری از مردم نیازهایی داشتیم و چه بهتر که این نیازها را با عشق و معشوقت برطرف بشه ما هر از چندگاهی شیطنت هایی تو ماشین و پارک جنگلی در حد مالیدن

یه حس تازه بیشتر بخوانید »

آتش به دلم می زد نگاهش

هر شب وقتی شهر خاموش می شد و سیاهی همه جا پخش می شد، بعد از یک روز خسته کننده پناه می بردم به اتاقم، اروم کلید رو می چرخوندم در و قفل می کردم. لباس هام رو که در می آوردم با خودم فک می کردم تنها انگیزه ی من فقط همین اتاق است.

آتش به دلم می زد نگاهش بیشتر بخوانید »

سکس‌های تلخ و شیرین من

سلام دوستان. موقعی که  دانشجو بودم مي دونستم يکي تو فاميل از من خوشش مياد اما کي نميدونستم ، خلاصه آدميزاد يه سري چيزا رو حس ميکنه اونم مني که حس ششم واقعا قوي دارم . دوران دانشجوي تازه با فرشته بهم زده بودم خيلي ناراحت بودممي خواستم از همه انتقال بگيرم ، با دوستام قرار

سکس‌های تلخ و شیرین من بیشتر بخوانید »

ستايش

سلام. خاطرم برميگرده به يه هفته پيش من يه دوست دختر دارم به نام ستايش خيلي خوشگله سه ماه بود حرف ميزديم يه بار بم زنگ زد گف بيا خونمون مامانم اينا رفتن سرعين شب برميگردن اونم به خاطر امتحان زبانش نرفته بود چون خيلي به زبان اهميت ميداد منم از خدا خواسته رفتم خونشون

ستايش بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا