لذتی به نام لز
تو رختخوابش لخت مادرزاد دراز كشيده بودم… زانوهامو بالا اورده بودم و پاهام را نيمه باز گذاشته بودم. وسط پاهام بود و صورتش تو كسم غرق شده بود. زبونشو تو كسم ميچرخوند و با انگشتاش بالاي اونو ماساژ ميداد. حال ميكردم. اصلا تو اين دنيا نبودم. اين اولين بار نبود كه يك نفر وسط پاهام
لذتی به نام لز بیشتر بخوانید »
