کوسخوری زوری

سلام. کوشا هستم اون موقع ها یادمه ۱۴ سالم بود به خاطر زیباییم همیشه پسرا دستمالیم میکردن من پوستم سفید سفید بود چشام مایل به سبز هست هنوزم و دماغ دهن معمولی دارم… *** اون روز خسته از مدرسه میومدم خونه داشتم که رد میشدم یه مدرسه دخترونه دیدم تصمیم گرفتم یواشکی برم اونجا دسشویی

کوسخوری زوری بیشتر بخوانید »

کیرهای کلفت

سلام  .من نازنین هستم 17سالمه دارم میرم سوم دبیرستان .این داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به پارسال .یعنی وقتی شونزده ونیم سالم بود .قبل از اینکه داستانمو بخوام براتون تعریف کنم بذارین از مشخصات خودم بگم: من قدم ۱/۷۱مترووزنم ۶۰کیلو است .چشمای درشت قهوه ای دارم (البته چون چشام ضعیفه لنز سبز

کیرهای کلفت بیشتر بخوانید »

کردن کون خواهر زن ۱۷ ساله

امیر هستم 37 سالمه میخوام خاطره کردن کون خواهر زن قبلیمو براتون بنویسم… *** دوازده سال پیش ازدواج کردم دوسالی از ازدواجمون میگذشت بعد از کلی درد سر و دکتر رفتن خانمم باردار شد اما پنج ماه بعدش بچه سقط شد خانمم از نظر روحی روانی بهم ریخت تحت نظر دکتر دارو مصرف میکرد خواهرش نسیم

کردن کون خواهر زن ۱۷ ساله بیشتر بخوانید »

همسر کس طلائی من

علی هستم و خاطره ای که میخوام تعریف کنم از دوران سربازی هست که اون موقع افسر وظیفه بودم و ساعت دو به بعد میتونستم برم بیرون وسطای خدمتم بود که با چندتا دانشجو آشنا شدم که خونه مجردی داشتن و منم اضافه شدم و رفت و آمد میکردم … یه روز بعد از از

همسر کس طلائی من بیشتر بخوانید »

لز عالی‌ با دختر عموی شوهر دار

سلام. نازگل هستم ۱۶ سالمه خاطره سکسی که میگم برای سه سال پیشه… *** از خودم بخوام بگم من اون موقع ها یه دختر لاغر بودم موهامم چتری میزدم یا دم خرگوشی میبستم یه دختر عمو داشتم به نام الهام که ۳۲ سالش بود و متاهل بود من گاهی پیشش میرفتم و باهاش صحبت میکردم خیلی

لز عالی‌ با دختر عموی شوهر دار بیشتر بخوانید »

کس و کونش می‌خارید منم گاییدمش

سلام یکبارتوکوچه میرفتم محل کاردیدم در حیاط بازشدیک خانم خوشگل سرشوآوردبیرون گفت آقاتوروخدالوله آب خونمون ترکیدبی زحمت بیاشیراصلی روببند…   رفتم درب حیاط بست گفت شیراصلی زیرپلست رفتم شیروبستم گفت میشه شیراحتیاط توخونه روببندی رفتم توخونه گفت توآشپزخونست رفتم اونم بستم گفت شما لوله کشی گفتم نه ولی سرم میشه گفتم چراگفت یک کمی لوله

کس و کونش می‌خارید منم گاییدمش بیشتر بخوانید »

انتقام دلچسب از یه جنده

سلام اسمم ساسانه الان 23 سالمه این داستان برای سال 89 هستش… *** یه دوس دختر داشتم به اسم محدثه ، دختره تقریبا قد کوتاهی ولی خیلی تو پر بود وقتی که سر قرار میرفتم حسابی راست میکردم .ولی هیچ وقت دستکاری و لختی نشده بودیم تنها فقط ازش لب های کوتاهو با هزار التماس

انتقام دلچسب از یه جنده بیشتر بخوانید »

خانوم مهندس بچه باز

زنگ در و زد با همون لباس خواب در و زدم اومد تو. میثم بود. اومد بالا… خمیازه میکشیدم. اومد تو امتحانشو داده بود و اومده بود خونم ساعت ۹ صب بود با خستگی اومد بالا. همین که دیدمش کسم داغ داغ شد…   کیف مدرسشو در آوردو گفت سلام خوبی گفتم سلام مرسی و

خانوم مهندس بچه باز بیشتر بخوانید »

لیلا دیگه تنها نیست

سلام به همه ی دوستای گلم… *** من لیلام همون که قبلاداستان شب اول ازدواجم وجدایی ازعشقم میلادرونوشتم اینبارمیخوام داستان سکسم بامیلادروکه دوشنبه شب پیش بودروبنویسم بعدازنوشتن داستانم توی سایت یه روزدیدم گوشیم زنگ میخورہ شکه شدم شمارہ ی میلادبودجواب دادم گفت بایدببینمت منم خداراشکراون روزشوهرم رفته بودباخواهرش شهرستان وقراربوددوروزاونجاباشه قبل ازامدن میلادرفتم ارایشگاہ وحسابی

لیلا دیگه تنها نیست بیشتر بخوانید »

من یک جنده ام

سلام به همه ی دوستان…   اسمم زیبا ولی برعکس اسمم صورتم خیلی زیبا نیست همیشه دوستام بهم میگفتن زیبای زشت . چهره ام خیلی زشت نیست ولی خوب خوشکل و جذاب نیست و زیادی پسرا بهم توجه نمیکنن … خلاصه اول دبیرستان بودم یه دوستی داشتم به اسم فاطی که از اون دخترایی بود

من یک جنده ام بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا