شاید باورتان نشه

شاید باورتان نشه

اسمم مهدی است 33 ساله بیش از 10 ساله با این سایت بطور اتفاقی آشنا شدم خیلی رمز و راز های سکس را یاد گرفتم و جرأت سکس با دختر و زنان را پیدا کردم
بهار بود چند سال پیش به عروسی دوستم در یک ده دعوت شدم در عروسی با خواهر دوستم فاطی که نامزد داشت طرح دوستی ریختیم خیلی راحت رامم شد زیبا بود و بسیار هات
عروسی داداشش که تمام شد عروس و داماد رفتن حجله من تو یکی از اتاقها خوابیده بودم که فاطی اومد تو فقط یه شورت اسلیپ پام بود فاطی پتو را از روم کشید منم بیاد خودش کیرم سفت شده بود و تو خیال خودم در رویای سکس با فاطی بودم
گفت برای چی اونجات اونهمه اومده بالا
گفتم بیاد تو. کاش نامزد نداشتی

 

گفت من تو را دوس دارم گور پدر نامزدم امشب منوتو هم باید عروس و داماد بشیم
تا خواستم بگم نه تنها پیراهنی که تنش بود تا مچ پاش اومده بود را در اورد و پرت کرد سمت در بدنش مثل مهتاب بود باور کنید مثل شبنما می دخشید و تناسب اندامی بسیار زیبا
چفت درو انداخت و نشست بقلم

 

منم دیگه شهوت کورم کرد که او نامزد داره و خواهر دوستم است و حتی ممکنه یکی درو بخواد باز کنه چی میشه
بغلش کردمو دست انداخت شورت منم در آورد خودش که شورتم تنش نبود مثل گلوله آتش چسبیدیم به هم لب گرفتیم و سینه هاشو خوردمو خودش می داد دهنم دستم بردم رو کسش که خیس آب بود و داغ چوچولشو مالیدم دهنش باز مونده بود و چشاش می رفت
گفتم فاطی پرده داری
گفت نه نامزدم پارش کرده نترس

 

انگشت فاکمو کردم توش نبضش عینهو قلب دونده صد متر می زد
دیدم راست میگه پرده نداره حالا کیرم که نه از اون گنده های شل و ول است نه نازک و کوچولو بلکه کلفت است حدود 17 تا 18 سانته
نمی خواستم بکنم تو کسش میدونستم بره توش آبم ریخته

 

خودش با دستش هل داد تو تا رفت یه جیغ کوچولو کشید که از لذت بود و آخ با نازی که دردش را هم دوست داشت دو یا سه تکان نشده آبم اومد و هر چه آب تو کمر داشتم ریختم تو کسش
اون شب تا نزدیک ساعت 4 پیشم موند و بعدش رفت
عروسی فاطی و احمد آغاز شد و من ساقدوش کردن عروسی تو خونه پدر احمد بود شب زفاف داماددمیرش بلند نشد دیر وقت احمد اومد اتاقم پشت سرشم فاطی
جریان را گفتند گفتم استرس داری برو ریلکس کن تا بلند بشه

 

حیف نیست دختر به این زیبایی تو را تحریک نکنه
احمد گفت بدبخت شدم نمیدونم چرا اینجور شدم
پرسیدم تو کدت نامزدی یعنی هیچ با هم کاری نکردین
فاطی گفت چرا بارها و هر بارم از پشت!
گفتم آخه پشت میگن درد داره

 

فاطی گفت باید ببخشی آلت احمد اندازه اون انگشت توهه شنیده بودم مال مردها باید بزرگ باشه! احمد شروع کرد درد دل و چطوری کیرمو بزرگ کنم ؟!
فاطی حالا پشت احمد بود میخندید و از پشت سر او هی برام بوس پرت می کرد و اشاره می کرد نمی دونستم چی میگه
اتاقی که من خوابیده بودم با اتاق حجله هم جوار بود و دری هم بینشان بود با توصیه من رفتن تا سکس کنند
خوابم نمی برد تا دیدم فاطی با لباس خواب زیبایی اومد پیشم پرسیدم احمد چی؟ گفت دو ساله نامزدیم دریغ از ادامه و راضی کردن من!

 

با لباس خواب دراز شد تو رختخوابم گفتم احمد بیادذخون راه میفته
گفت دو تا والیوم انداختم تو قهوه خورده تا تو هستی از تو من باید لذت ببرم
بله بیش از ده روز فاطی را از جلو عقب گاییدم
بعد آن که اومد شهر هر روز ساعتها با من سکس چت داره
بچه هم ندارن چون فاطی نمیخواد

 

سرتان را درد نیارم بیش از ده روز موندم پیششون شوهر واقعی من بودم و احمد کس لیس فاطی
دو روز پیش شب را تا صبح پیش فاطی بودم 4 بار سنگین فاطی را گاییدم هر بارم تا خواست آبم بیاد از کسش در آوردم ابمو تو کونش خالی کردم باسنش بزور تو بغلم جا می گیره

 

نوشته: صمد عاقا

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا