سلام
لطفا این خاطره را با اطلاعات امروزتان قضاوت نکنید 40 سال قبل آگاهی بین مردم مخصوصا جنوب تهران بسیار کم بود و نگاه مردم به مسائل بسیار متفاوت…
خاطره ای که امروز مینویسم بر میگرده به اواسط دهه 60.
خیلی پسر پر جنب و جوش و اکتیوی بودم با اندامی تو پر که قشنگ کونم برآمدگی خوبی داشت بدون چربی های پهلو که حاصل فوتبال گل کوچیکی بود که هر روز تفریح ما بود البته تفریح دیگه ایی هم ما تو محله مون نداشتیم بجه محل ها مثل من فقط دنبال توپ پلاستیکی و درس بودن بدون شناخت از مسائل جنسي داشتیم روزها رو سپری میکردیم
پدرم کارگر کارخانه بود مادرم خانه دار به همراه 1 خواهر که 3 سال از من کوچکتر و 1 برادر با 7 سال فاصله از خواهرم. زندگی رو با تمام اشتیاق کودکی سپری میکردیم
موقع استراحت بعد از فوتبال یکی از بچه ها که همراه برادر بزرگش چند باری سینما رفته بود از لذت دیدن فیلم داخل سالن سینما تعریف کرد من با تمام اشتیاق داستان فیلم رو با حرکات نمایشی که انجام میداد تص۸ور میکردم و غرق لذت میشدم و خودم رو داخل سینما تصور میکردم حالا میخواستم این لذت دیدن فیلم داخل سالن رو تجربه کنم وقتی موضوع به پدرم گفتم با یه سیلی جانانه و کلی بد وبیراه از من استقبال کرد و فهمیدم سینما خط قرمزه پدر میباشد ولی اشتیاق دیدن فیلم خیلی قویتر از درد کتک و دعوا بود من منتظر فرصت برای رفتن به سینما .
پدرم بعد از تعطیل شدن کارخانه ما بقی روز به کاسبی مشغول بود جلو منزل روی چرخ انواع چینی استکان نعلبکی …. میفروخت گاهی برای خرید که بازار بزرگ تهران میرفت من همراهش بودم چون مسیر حرکت ماشینها از جلوی سینما بود و من به عشق دیدن عکس سر در سینما پیاده روی در بازار و تحمل میکردم
و با حسرت نقاشی هنر پیشه ها در ژست های مختلف رو میدیدم کم کم مسیر ها رو یاد گرفتم کرایه ها رو کدام ماشین از جلو سینما خرم رد میشه کدام از تیسفون و ….
تا روز موعود فرا رسید سوار مینی بوس آذری انقلاب شدم تقاطع مرتضوی رودکی پیاده شدم رفتم داخل سینما وای چی لحظاتی بود خرید بلیط تحویل به متصدی ورود به سالن و اقایی که با چراغ قوه من رو به صندلی که شماره بلیط بود راهنمایی کرد قشنگ یادمه یه فیلم جنگی ایرانی به اسم هراس .
اصلا متوجه گذشت زمان نشدم دیدم چراغهای سالن روشن شد و همه بلند شدن بجز من که هنوز محو سالن و پرده سینما و….. متصدی چراغ بدست آقای میانسالی بود دید هنوز نشستم ولی بروم نیاورد سانس بعدی دوباره چند نفری آمدن چراغها خاموش شد و تیتراژ فیلم استارت خورد من دوباره محو دیدن شدم نمیدونم چند دقیقه گذشته بود که سنگینی دستی رو روی پاهام احساس کردم تو تاریکی سالن فقط تونستم چشمها رو بچرخانم و دستی که روی پام بود رو ببینم جرات حرکت دادن سرم رو نداشتم و نمیدونستم چه اکتی داشته باشم فقط رون پام گرم شده بود کمی گذشت دست از روی پام برداشته شد بعد از دقایقی دوباره دست آمد روی پام ولی کمی از دفعه قبل بالاتر اینبار به خودم جرات دادم و به صورت نفر بغلی نگاه کردم آقا کامل غرق تماشای فیلم بود و انگار نه انگار حرفی نزدم پیش خودم گفتم اتفاقی حواسش تو فیلمه متوجه نیست دستش روی پای نفر بغل دستی قرار داره و دوباره غرق فیلم شدم لحظه ای هیجانی در فیلم اتفاق افتاد و تماشاگرها عکس العمل نشان دادند بعضی ها با هورا . .دست زدن…..
منم هیجان رو با یه تکان و ایول بروز دادم البته آقای کنار دستی بنده هم خیلی محتاطانه و چراغ خاموش موقع هیجانی شدن سالن دستش رو کمی به داخل پای من رسانده بود زمانی متوجه شدم که آقا با انگشت کوچکش هر چند لحظه خیلی آروم به دودول من یه تکونی میداد یهو ترس و هیجان شدیدی درونم رو بهم ریخت برای لحظاتی گنگ شدم کجا هستم چرا درونم اینقدر آشوب شده این چه حسیه چرا دودولم هی تکون تکون میخوره این آقا که انگشتش رفته آنطرف ! حالا هیجان کاملا بدنم رو گرفته و خبری از ترس نیست با افکار بچه گانه ام ( بعدها از کارم خندم میگرفت دست روی پای من بود و جابه جایی هیچ تاثیری در رسیدن انگشت به دودلم نداشت)
خیلی آروم کونم رو کمی به سمت راست و بالا کشیدم که دوباره انگشتش به دودولم برسه ولی بی نتیجه بود اما آقا کاملا متوجه حرکتم شده بود و بعد از لحظاتی با دستش قشنگ دودولم رو گرفت و خیلی آروم بازیش میداد و دوباره دستش رو عقب میکشید حالا دیگه اصلا به سینما و فیلم توجه نداشتم مغزم با تمام توان متمرکز شده بود روی دست آقا و دودول راست شده تا دوباره نوازش رو تجربه کنه اینبار دستش رو از سمت بالا آورد رو دودول سیخ شده با انگشتاش طول دودول رو به سمت بالا نوازش داد و کلاهک رو بیشتر بازی داد انگار با این کارش تمام لذت رو به سر دودولم میرسوند خیلی لذت بخش بود بعد از 3 یا 4 دفعه که این حرکت رو انجام داد دستش رو چند سانت بالا تر نگه داشت و بی حرکت موند حالا من تو اوج لذتی که اولین بار تجربه میکنم میبینم که ول کرده بیخیال دستش همچنان بالای دودول بی حرکت مونده دوباره به خودم حرکتی روبه بالا دادم تا نوازش دستش شروع بشه که همینطور هم شد در حال لذت بردن خیلی آروم تو گوشم گفت دوست داری ؟
حرفی نزدم خیلی آروم دستش رو برد سمت خودش در برگشت از بالای کش شلوار ورزشی دستش رو برد داخل و قشنگ دودولم گرمی دستش و سر خوردن دودولم بواسطه تفی که کف دستش بود حس میکرد آروم و با حوصله بدون عجله کارش رو انجام میداد . در گوشم نجوا کرد پاشو بیا دنبالم . مسخ شده بی حرف دنبالش راه افتادم از سالن زد بیرون رفت داخل سرویس منم پشت سرش در روشنایی چهرش رو دیدم مردی نسبتا جوان داخل دستشویی قشنگ دودولم رو انداخت تو دهنش و شروع کرد با زبون لیسیدن پاهام داشت شل میشد دو تا دستش لمبرهای کونم رو گرفت و یه فشار محکم داد و بلند شد گفت بسه شلوارم رو داد بالا و گفت خوشت میاد میخوای دوباره با هاش بازی کنم اینجا نمیشه بریم بیرون با سر تایید کردم چند تا کوچه پیاده رویی کردیم رسیدیم به مغازه ایی که درش بسته بود کلید انداخت رفتم داخل بقالی کوچکی بود دو تا نوشابه از یخچال آورد یه پیراشکی هم داد دستم. خوردیم هدایتم کرد پشت یخچال قسمتی که یه زیر انداز و بالش قرار داشت برگشت درب از داخل قفل کرد و آمد پیشم .
خیلی فیلم دوست داری
بله
چند سالته کلاس چندمی
2 راهنمایی
همزمان آمده روی زیر انداز و من همچنان ایستاده تماشاگر دستهایی هستم که شلوار از پاهام در میاره
لباسم رو که داد بالا دستشو گرفتم انگار از نداشتن لباس بیشتر شرم داشتم آروم گفت
اگر دوست نداری چرا امدی؟
آخه لباسم…
نگران نباش آویزون میکنم کثیف نشه
لخت ایستادم چشم به دستاش که شروع کنه به سمت دخل رفت و یه قوطی آبی آورد درش رو باز کرد بوی کرم خیار ساویز همه جا پیچید اشنا بود برام
مادر بزرگم اینو میمالید به دستاش و پاهاش
دودولم تو دستش بود و هی سر میخورد میپرید
چقدر شیطون شده دودولت همش میپره
خندم گرفت اونم بیشتر سر میداد و شکلک در میاورد
خوب باید دودولت و آروم کنیم
دستش رفت پشت کونم و جفت لمبرهارو نگه داشت دیگه دودولم از دستش نپرید و بازیش داد یهو دوباره پرید بیرون و آقا گفت
نه خیلی شیطون شده فکر کنم از تنهایی باشه
آخه منم از اینها دارم شاید همدیگرو ببینن دودولت دیگه نپره
کمی تعجب کردم به اینجاش اصلا فکر نکرده بودم وقتی تردید و سکوتم رو دید دوباره مالید از انتها به سمت کلاهک و لذت دوباره پیروز شد
اصلا میخوای از روی شلوار بهش دست بزنی؟
سکوت کردم و دستم هدایت کرد رو کیرش فقط با دست گرفته بودم وبه کلفتی و سفتی دودولش میکردم
دیدی مثل تو منم دارم میخوای در بیارم با دستت بازی کنی مثل من ببین دودولت جقدر قرمز و بزرگ شده
با سر گفتم باشه
شلوار درآورد شورت در آورد و کیر با ابهت امد جلو دستم و بازی کردم باهاش خیلی خوشم آمد یادم رفت که لحظاتی هست که دستش روی دودولم نیست و من دارم با کیرش بازی میکنم
افرین پسر خوب از این کرم خیار بزن قشنگ
کمی کف دستم کرم خیار مالید حالا خیلی بهتر دستم رو کیرش حرکت میکنه
خوشت آمده ازش دوست داری بمالم به دودولت؟
با سر تایید دادم
صحنه خنده داری بود کیر با ابهت اون کنار دودول من
بهم میخوردن ولی لذتی نداشت
نه حال نمیده اینها با هم دوست نمیشن
دوباره شروع کرد به مالیدن دودولم
هیجانی شدم و غرق لذت همزمان اون یکی دستش کونمو گرفت با این تفاوت که انگشتهاش لای چاک کونم پر کرد و کف دستش روی لمبر کونم محکم نگه داشته بود
پسر جان با دستت بازیش بده
با سر به کیرش اشاره کرد من شروع کردم مثل اون بمالم تند تند اما خیلی ناشیانه
دستش از پشتم برداشت کمی کرم مالید
وای اینجوری نه پسر جون دقت کن دستمو ببین
آنچنان با دقت دستش رو نگاه میکردم و لذت میبردم که متوجه انگشتی که داره سوراخ کونمو نوازش میکنه نشدم دوباره دستش برداشت زد به کرم خیار
بیار دستتو جلو و کف دستم مقدار کرم مالید
دستش دوباره رفت پشتم مشغول بازی با کیرش بودم و آقا هنر مندانه کرم خیار سر انگشتش رو میمالید به سوراخ کونم منم غرق لذت اصلا حواسم نیست که دیگه به دودولم کاری نداره !!!
ای جونم خوشت آمده؟ کیف میکنی؟
اره خیلی خوشم میاد
پس با سرش بیشتر بازی کن
دستم رو هدایت کرد رو کلاهک کیرش بزرگ و داغ بود نرم بود ولی پایینش خیلی سفت شده بود
صبر کن هر وقت گفتم دوباره تند تند
دستش از پشتم آمد بیرون خیلی آهسته انگشت زد داخل کرم خیار و دوباره برد لای چاک کونم و مالید به سوراخ کونم و دوباره گفت
حالا تند تند
حواسم به دستش بود که هی یه سوراخ کونم فشار میاره دوره سوراخ کونو میماله وسطش و یه فشار
این چکار میکنه
یکم صبر کن میبینی چقدر خوب میشه منو برگردوند
دستاتو با زانو هات بذار زمین
با یه دستش کیرمو گرفت به بازی و با انگشت دست دیگه کرم میمالید و هل میداد داخل کونم انگشت کوچیکش و داد داخل سوراخ و عقب جلو کرد
دیدی چقدر خوبه دوست داری؟
نمیدونم
لپ کونمو شروع کرد مکیدن و احساس کردم انگشتش آمد بیرون ولی دوباره با زور رفت داخل کمی آخ گفتم
تحمل کن عزیزم الان تموم میشه
دوباره کرم خیار انگشت بعدی حالا دیگه دردم گرفته
عمو درد داره
جونم عمو تحمل کن ببین دودولت شل شده
همش میگی درد داره دودولت شل میشه
بهش که نگاه کردم دردی پیچید تو کونم که نفسم در نمیآمد کیرمو میمالید و لپ کونمو مک میزد
بعد از چند دقیقه بی حرکت موندن گفت
دیدی تموم شد دیگه درد نداری
خواستم کمرمو صاف کنم درد دوباره آمد
عزیزم فعلا صبر کن 2 تا اتگشتم تو کونت تاجا باز کنه
از ترس درد نفهمیدم چند دقیقه بی حرکت بودم که آروم انگشتها رو تکون داد و درد خفیفی حس کردم
آخ واییییییییییی
آها دیدی عزیزم دردش تموم شد
ببین اینقدر از درد گفتی دودل منم خوابید
2 انگشتش از کونم در امد کرم مالید کف دستم
خوب دوباره باهاش بازی کن
دودول منم تو دستش دوباره بلند شد
کیرش 123سیخ شد منو برگردوند خوابیدم رو زیر انداز به پهلو شدم کیرشو داد وسط پاهام شروع کرد عقب جلو دادن اونقدر کرم به سوراخ و کونم مالیده بود که همه لا پاهام چرب بود و راحت سیخ میخورد از داغی کیرش لای پاهام ودستی که داره دودولمو میماله حسابی داشتم کیف میکردم
خوبه عزیزم دوست داری بیشتر کیف کنی؟
با خنده و لذت گفتم
اره
دستهاش پیچید دور شکم و کمرم
دیدی گفتم تحمل کن تا کیف کنی
اره خیلی خوبه
دوباره تحمل کن
مغزم یاد درد افتاد دستش از آرنج آمد بالا با دست دیگه کیرشو که مثل نیزه سفت بود گذاشت رو سوراخ کونم و فشار داد
واییییییییییی
بادستش دهنم و گرفت پاش هم روی پاهام افتاد بی حرکت و درد کشیده دراز به دراز تو بغلش بودم
کله کیرش از سوراخ کونم رد شده بود کمی داخل هر دو بی حرکت بودیم تا نفسمودادم بیرون دوباره فشار داد پی حرکت موند
در گوشم آروم زمزمه میکرد
جون جون عزیزم درد داری میدونم تحمل کن
میترسیدم نفس بکشم.دوباره نفسمو دادم بیرون فشار کیرش دوباره داخل سوراخم بیشتر شد
اخخخخخخخخخخه
جون جون کون تنگی داری عزیزم
بالای شونه راستم تو دهنش رفت و شروع کرد مکیدن
خیلی تند تند وکوتاه کوتاه نفس نفس میزدم آروم گفت
عمیق نفس بکش عزیزم
با سر تکان دادن گفتم نه نه….
دوست داری درد تموم شه یه نفس عمیق بکش
دستش رو دهنم بود با بینی نفس کشیدن سخت بود کمی دستش رو شل کرد تا نفس کشیدم دوباره کیرش داخل کونم پیشروی کرد ……
تقریبا یک سوم کیرش داخل کونم جا شده بود با دست ساعد شو گرفتم که شاید بتونم بدنم رو از بغلش بکشم بیرون اما تلاش بی فایده ای بود هم زورم نمیرسید از طرفی هم به پهلو خوابیدن باعث شده بود سنگینی پاهاشو کامل روی پاهام بندازه و کوچکترین حرکتی برای خلاص شدن از اون وضعیت برام نذاشته بود نا امیدانه با دست تقلا میکردم ولی اون با حوصله کیرش رو ثابت نگه داشته بود تا سوراخ کونم سایز کیرش رو غالب بگیره دستش رو آروم از دهنم برداشت تو گوشم نجوا کرد هیس هیسسسسسسس اینقدر دست و پا نزن الان درد تموم شده ولی تکون بخوری دوباره دردت میاد دیگه از ترس درد تقلا نکردم دوباره با دست دودولمو بازی داد اما یاد آوری درد اجازه لذت بهم نمیداد تازه متوجه شدم اشکهام صورتمو خیس کرده موقع پاک کردن سینه منو مالید و گفت خوب گریه کردن دیگه تموم شد الان میتونی قشنگ لذت ببری خیلی آروم با ریتمی یکنواخت شروع به تکون دادن کیرش داخل کونم شد گفتم نه تو رو خدا درد داره تکون نده
نه عزیزم درد تموم شده خیال میکنی ببین
یهو کیرشو کشید بیرون احساس راحتی بهم دست داد
لحظه بعد انگشتشو تو سوراخ کونم احساس کردم داشت کرم میزد و دوباره کیرشو خیلی اروم داد داخل لحظه ورود دوباره درد داشت اما خیلی راحت تر از قبل انجام شد
دیدی گفتم دیگه درد نداره الان کونت داره کیف میکنه
خیلی آروم شروع کرد عقب جلو کردن مدام ورود و خروج کله کیرشو به سوراخم احساس میکردم ولی اصلا بدنش به من نمیخورد داشت سوراخ کونمو کامل به سایز کیرش عادت میداد کم کم داشت خوشم میومد که یهو محکم منو تو بغلش فشار داد و کیرش داخل تر از قبل هل داد دوباره درد بدی سراغم آمد اما دیگه هیچ تکونی بهم نمیداد خیلی آروم از من جدا شد کمی با انگشت شصت جلوی سوراخ کونمو نگه داشت نجوا کنان ( باید اب کیر تو سوراخ کون پسر نگه داشت تا لذت کون دادن تو بدنش بمونه ) جون چقدر نازی تو و شروع به مکیدن لپ کونم شد
انگار تریلی بمن زده نمیتونستم بلند شم تو همون حال لخت و فتح شده کمی به من نگاه کرد لباس پوشید امد پیشم با نوازش بلندم کرد کمک کرد لباس پوشیدم ولی درد شدیدی تو کونم داشتم صندلی نشونم داد گفت بشین تا نشستم درد پیچید و با فشار و ناله بلند شدم
خندید و گفت اشکال نداره یه کم بگذره دردش خوب میشه رفتی خونه برو حموم بشین تو لگن اب گرم خوب میشی یه بستنی کیمی دو قلو داد دستم و گفت اگر امدی سینما ظهر ها سانس 1 تا 3 بیا دوباره همدیگرو ببینیم و منو راهی کرد لنگ لنگ خودم رو به خیابان مرتضوی رسوندم کمی بعد مینی بوس آذری رسید صندلی خالی داشت اما من جرات نشستن نداشتم با دست کونمو لمس کردم ولی خیسی اب کیر مالیده شده به شلوار ورزشی مانع شد بیشتر کونمو معاینه کنم وقتی رسیدم خونه مادرم داخل اشپز خانه مشغول کارهای همیشگی بود خواهرم داخل اتاق دمر خوابیده بود مشق مینوشت و منم به سمت حموم آروم آروم حرکت کردم…
