کوسهای طلایی

سلام به دوستان. امیر هستم و اهل کرمانشاه و الان سی سالمه. نه خوشتیپم و نه پولدار و از قشر متوسط جامعه. اهل دوست دختربازی نبودم چون قیافه خوبی نداشتم و اصلا دختر بهم پا نمیداد حتا وقتی به جوونی رسیدم مادرم برام چندتا خواستگاری رفت ولی بجز اینکه ضایع بشیم چیزی دستمون نگرفت ، […]

کوسهای طلایی بیشتر بخوانید »

استادم پردمو زد

با سلام داستان سکسم با استادم و اینکه چجور پردم رو پاره کرد رو میخوام تعریف کنم.این داستان مال 21 سالگیمه الان من 32 سالمه… *** ترم سوم بودم که یکی از بهترین استادام (استادی که همه دوستش داشتیم)هرچند قیافه نداشت و یه شیکم گنده هم داشت ولی خیلی خوش اخلاق بود.خلاصه این استاد دو

استادم پردمو زد بیشتر بخوانید »

سکس با مامان سکسی و روشن فکر

سلام.اسمم شایان هست و الآن که دارم این خاطرات رو مینویسم 19 سالمه و مامان خشگلم هم 40 سالشه و اسمش مرجان هست.خودم کنگ فو میرم و قدم 173 هست و بدن ماهیچه ای دارم.مامانم هم قدش 170 هست و تقریبا هم قد من هست و سینه های متوسط و کاملا گردی داره.عین پورن استارها.همراه

سکس با مامان سکسی و روشن فکر بیشتر بخوانید »

مالوندن زن حشری توی اتوبوس

سلام . من امیرم 30 سالمه قد و هیکل معمولی دارم سکسم زیاد داشتم..من کارم تهرانه از17 سالگی به بعد رفتم تهران. *** رفته بودم خونمون سربه بزنم موقع برگشت وقتی خواستم سوار اتوبوس شم با اینکه بلیط داشتم صندلی خالی گیرم نیومد.بیشتر ازظرفیت بلیط فروخته بودن.خلاصه 1ساعت شاگرد اتوبوس داشت مسافراروجابجا میکرد که منم

مالوندن زن حشری توی اتوبوس بیشتر بخوانید »

گی‌ عالی‌ با نجات غریق

رفته بوديم شمال وچون ويلاي ما توي جنگل بود تصميم گرفتيم كه براي آبتنی بريم همونجاهايي كه خود منطقه معين كرده كه اصطلاحا بهش ميگن پلاژ اون منطقه خيلي شلوغ بود ولي با اين حال خيلي كيف داد منكه يه يه ساعتي بود كه توي اب بودم براي اين كه خستگي در كنم امدم بيرون.

گی‌ عالی‌ با نجات غریق بیشتر بخوانید »

کون دادن به پیرمرد

سلام . من ناصر هستم .این خاطره بر میگرده به 6 سال پیش که 15 سال داشتم . .. *** ما توی روستا زندگی میکنیم . از بچگی میدونستم که کون خوبی دارم چون همیشه متوجه بودم که خیلیها دنبال کونم هستن و همین مساله باعث شده بود بیشتر تنها باشم تا اینکه با دوستام

کون دادن به پیرمرد بیشتر بخوانید »

حال و هول با دختر عمه ی شوهر دار

سلام به همه . آرین هستم 18 سالمه چشمام عسلی و درشته که قیافمو منحصر به فرد کرده به خاطر ورزش  بدن خوب و خشکی هم دارم تقریبا خانواده مرفه و روشنفکری داریم که روابط دختر عمه و پسردایی اینا خیلی راحته و کسی زیاد رومون زوم نیست از نظر جنسی مشکلی ندارم حتی خیلی

حال و هول با دختر عمه ی شوهر دار بیشتر بخوانید »

اون‌شب که خیلی‌ خوش گذشت

سلام اين يك داستان نيس بلكه يه کسشر … ببخشین خاطره از بهترين خاطره هاي زندگيم هس. اسمم قادرهست ولی تو خونه بهم میگن سارا. ٢١ سالمه و هيكل خوش فرمي دارم و وزنم هم ٦٠ كيلوه و سايز سينم هم ٧٣ . من عاشق آرمان بودم طوري كه واسش ميمردم و حاضر بودم هر كاري واسش

اون‌شب که خیلی‌ خوش گذشت بیشتر بخوانید »

عروس کیر ندیده

یک روزرفتم خونه یکی ازفامیلا یکسال بود پسرخانواده که یکماه بودعروسی کرده بوددریک تصادف فوت کرده بود   عروس خانواده قراربودبرادر شوهرش ازدواج کنه بهمین خاطرتوخونه پدرشوهربعدازفوت همسرش مونده بود وقتی رفتم اونجاچشمم به عروس افتادخیلی حال سکس کردم تاآخرشب اونجابودم اونم خیلی بمن توجا داشت خونه پدرومادرش درشهردیگه ای بودوقتی خداحافظی کردم برم تلفن

عروس کیر ندیده بیشتر بخوانید »

کافئین

ساعت دو بود صدایِ کلید انداختن در که اومد زودی پاشدم رفتم تو اتاق خواب پیرهنمو که بوی غذا گرفته بود با یه تی شرت چهار خونه قرمز مشکی عوض کردم… دکمه های بالاش رو باز گذاشتم تا چاک سینه هام بیشتر به چشم بیاد داشتم ادکلن میزدم که صدای بسته شدن در حموم اومد

کافئین بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا