دوس دارم عمه ی سکسیمو بکنم

سلام دوستان؛من شاهینم ،۱۷سالمه با قد۱۷۵یکم اضافه وزنو یکم جوش رویه صورتم، و تویه یه استانی زندگی میکنم!داستان من درباره عمه منه که من عاشقشم یه زن ۳۲ساله(الان) با قد تقریبا ۱:۶۵،که همیشه موهاشو رنگ بلوند میذاره ،با سینه های فکر کنم ۷۵،بدن سفیدوبی مو،نه چاق نه خیلی لاغر،البته بدون باشگاه رفتن ،بایه کون که

دوس دارم عمه ی سکسیمو بکنم بیشتر بخوانید »

عشق دوباره

سلام من غزلم،یه دختر با چشمهای مشکی و موهای قهوه ای فرفری،زندگی من مثل موهام پر پیچ و تابه از وقتی که یادم میاد تنها بودم،مادرم بعد از من یه بچه سقط کرد و دیگه بچه دار نشد. بچه که بودم با بچه های همسایه که همه پسر بودن بازی میکردم که بابام هم دوست

عشق دوباره بیشتر بخوانید »

سکس از کون با زن 35 ساله

اسم من میلاده .21 سالمه قدم 173و وزنم 69 کیلو. اهل تهرانم. من زیاد تو اینترنت میرم یعنی بگم معتاد اینترنتم . یه روز تو اینترنت با زنی اشنا شدم که میگفت مجرده و 35 سالشه و تنها زندگی میکنه واهله تهرانه. من شک داشتم که راست میگه یا نه. تا اینکه یه روز قرار

سکس از کون با زن 35 ساله بیشتر بخوانید »

حقيقتی که هيچكی جرات گفتنشو نداشت

خدا آدم را آفريد و از روح خود در او دميد. سپس به همه فرشتگان فرمان داد كه به آدم، اين اشرف مخلوقات سجده كنند. همه سجده كردند به غير از شيطان كه تكبر ورزيد و سجده نكرد و خدا او را كه طغيان و سركشي كرده بود از درگاه خود راند و آتش جهنم

حقيقتی که هيچكی جرات گفتنشو نداشت بیشتر بخوانید »

زندایی و مرد شدن من

سلام. خداییش من اهل این داستانا نیستم و بیشتر سراغ درس و زندگیمم.اما خوب یه سری اتفاقاتی می افته که میشه دیگه. اینم بگم خداییش من اهله جقم نه دوس دختر و این حرفا.با سایت شهوتناک اشنام چون هم میخوام بدونم ذهن جوونا داره کجا میره که متاسفانه فهمیدم.خفن میخوان سوقمون دن سمت سکس با محارم.

زندایی و مرد شدن من بیشتر بخوانید »

زن شوهردار فوق حشری

سلام اسمم محمده اهل یکی از شهرهای مازندرانم قیافمم بد نیست نه زیاد خوشگلم نه زشت معمولیم کلا دختر تا زن خانمای متاهل گرایش سمتم بیشتر دارن نمیدونم چرا….. میرم سراغ اصل ماجرا . *** یه روز داشتم دور میزدم خونمون خالی بود با خودم گفتم امروز هرطوری هست باید یه نفرو بیارم خونه,, البته اینو

زن شوهردار فوق حشری بیشتر بخوانید »

نجات از زیر آوار

دیدی وقتی یه نفر به آدم زل میزنه،آدم سنگینی نگاهو حس میکنه؟ 8 سالم بود،حموم که میرفتم حس میکردم یکی از سوراخ در نگام میکنه،شبا که میخوابیدم حس میکردم یکی کنارمه،حتی واسه داداشم قسم خوردم که یه دفعه جن خونمون بهم دست زد،شلیک خنده سجاد عصبیم کرد! داداش به خدا به پام دست زد،یه دفه

نجات از زیر آوار بیشتر بخوانید »

یک سکس و پنجاه سال اوارگی

 توضیح ادمین: این داستان نگارش خاصی‌ دارد. عزیزان نویسنده لطفا بدون لهجه و به فارسی‌ معمولی‌ داستان بنویسید. *** در جوانی دبی کار میکردم وض مالیم خوب بود مخصوص ارث پدری تک فرزند خدا رحمتش کند اگر پدرم میدانس چه میشود !؟ با دختری که از شیراز امده بود با خانواده برای خرید در مغازه

یک سکس و پنجاه سال اوارگی بیشتر بخوانید »

اندر حکایت سکس رستم و تهمینه

شبي فردوسي خواب زشتي بديد سراسيمه از خواب خوش بپريد بديدا كه شرتش شده بس غني ز آب سفيد و غليظ مني كتاب بزرگ خودش باز كرد ز رستم سخن گفتن آغاز كرد برايت كنم نقل اين داستان كه آن پهلوان رستم سيستان *** حشر شد شبي كير خود كرد راست دو لنگش هوا كرد

اندر حکایت سکس رستم و تهمینه بیشتر بخوانید »

کون کن ماهر

قسمت اول: حموم عمومی قدیمی *** محله ما یه حموم عمومی قدیمی داشت که من تا 15 سالگی هفته یه بار اونجا میرفتم. حسین آقا که 12 / 13 سال از من بزرگتر بود و قدی نسبتا بلند و اندامی ورزید داشت عهده دار وظیفه کیسه کشی و شتشو بود. وقتی لخت میشدم گرما حموم

کون کن ماهر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا