اژدهای طلایی
سانس ساعت یک تا دو بعدازظهر استخر سانس خلوتی بود . هرروز تو همین ساعت میومدم استخر و یک ساعتی شنا می کردم. تازه شهریور بود و باید درس می خوندم تا درس افتاده ام رو قبول شم. مامانم اینا رفته بودن مسافرت و من رو نبرده بودن . یکجور تنبیه . توی تنهایی خودم […]
