سکس با پسر رویایی

سلام بچه ها من عسلم .چند روزیه داستان هایی که نوشتین رو میخونم،میخوام خاطره خودمو امروز براتون بگم… *** من 22 سالمه،جزئیات رو نمیگم ولی یه قیافه ی دخترونه که کمتر از سنم نشون میده و یه بدن ظریف دارم. از وقتی که دانشجو شدم تو دانشگاه خیلیا بهم نظر داشتن،حتی یکی از استادا. اما

سکس با پسر رویایی بیشتر بخوانید »

نباید میکردمش ولی کردمش

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان اسم من سعید هستش 21 ساله از مشهد قضیه ای که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به حدود 2 ماه پیش که من تازه سربازیم تموم شده بود… *** خب بریم سر اصل مطلب من بک دختر عمه بسیار جذاب و خوش هیکل به اسم مهسا دارم که

نباید میکردمش ولی کردمش بیشتر بخوانید »

نقطه ضعف زن عمو

سلام به همه. یه داستان دارم که دوست داشتم براتون تعریف کنم… *** چن سال پیش بود این ماجرا من چنتا عمو داشتم که همگی شر و خلافکار یکی از عموهام زندان بود و زن عموی بیچارم تنها شده بود و این زن عموم دختر خاله خودم هم بود یه عموی دیگه هم داشتم از اون

نقطه ضعف زن عمو بیشتر بخوانید »

خوابه یا بیداره

بچه تر که بودیم تابستونا صفای بیشتری داشت , ذره ذره ش خاطره میشد و میموند اما حالا بزرگتر که شدیم ( همین الان بگم من یکی که عقلم هنوزم بچه مونده ) زمان بدتر داره میگذره … *** سرتونو درد نیارم یه بعد از ظهر قشنگ تابستونی بود و طبق معمول اگه کسی کار

خوابه یا بیداره بیشتر بخوانید »

طوری کردمش که تا آخر عمرش یادش نره

سلام دوستان. من مهندس موادم و تو یه شرکت خصوصی کار میکنم . ساعت کاریم بازه . یعنی اگه مسئولیتم رو انجام بدم کسی باهام کاری نداره که کی هستم و کی نیستم. *** از روز اول عروسیمون یادم میاد که سر هر قضیه ای خانومم دوست داشت برعکس من رفتار کنه . همه زن

طوری کردمش که تا آخر عمرش یادش نره بیشتر بخوانید »

چه کونی‌ داشت خواهرزن گلم

دوستان این داستان واقعیه ولی اگه در نوشته ام مشکلی بود ببخشید… *** سال هشتاد من ازدواج کردم خانم سه تا خواهر داشت که یکی شون که کوچکتر از زن خودم بود خیلی خوشکل و خوش تیپ بود به قول همه فامیل دختر خوشگلشون بود. خلاصه حدود سه سال از ازدواج من گذشته بود که

چه کونی‌ داشت خواهرزن گلم بیشتر بخوانید »

محله ی تجاوز

سلام دوستان عزیز. درسته که آدم تا نخواد کونی نمیشه ولی باید تو محله های فقیر نشین بی فرهنگ زندگی کرده باشی تا بفهمی چی میگم … *** فرزادم یه داداش به اسم فرهاد دارم توی محله پایین یکی از شهرهای ایران زندگی میکنیم فرهاد سه سال ازم بزرگتره متاسفانه دوتامون قیافه های خوشکلی داریم

محله ی تجاوز بیشتر بخوانید »

سکس من با دوستم امین

امیر هستم  از کرمان. داستان من مربوط میشه به سکس من با دوستم امین… *** یه روز بعد از کلاس زبان به مادرم گفتم که با امین پیاده میایم خونه. شب بود حدود ساعت نه.رفتیم تا رسیدیم به یه کوچه بن بست که تهش یه نیمکت بود.روی نیمکت نشستیم.یه لحظه دیدم دستشو برد سمت کیرم

سکس من با دوستم امین بیشتر بخوانید »

کس دادن نازی

سلام دوستای گل ميخوام بهترين خاطره سكسمو براتون بگم ٢٦ سالمه از ٢٠ سالگي سكس داشتم زياد سكس داشتم با ادماي مختلف بيشتر هم سن و سالاي خودم بودن و دوست پسرام ولي يكبار به طور اتفاقي توي يه بانك با يه اقا آشنا شدم حدود ٤٠ ساله كچل متأهل بود ازش خيلي خوشم نميومد

کس دادن نازی بیشتر بخوانید »

گی تو سفر زیارتی

سلام .   سال هستاد و دو بود هفتم یا هشتم عید بود که من و پسر عموم علی با دوستمون که رفیق پسر عموم بود الکی به سرمون زد بربم مشهد زیارت و جو گیر شدیم البته من با پسر عموم قبلن سکس داشتیم ولی با امیر نه اون موقع بیست یکی دو سالمون

گی تو سفر زیارتی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا