کیرکلفت تلگرامی

سلام به همه  .من محمدم هستم یه کونی حرفه ای ازخودم بگم سنم ۲۰ .قدم ۱۶۸.وزنم ۷۰کیلو بدنم بدونه مو و کونه گنده ای دارم جوریه کونم همه بهم نظر دارن ۲سال کون دادنو شروع کردم میخوام یه بار از کون دادنامو براتون تعریف کنم … *** چندروزی بود توکفه کیربودم حسابی تو تلگرامم چندتا

کیرکلفت تلگرامی بیشتر بخوانید »

مست بودم که پردمو زد

دومین باری بود که مشروب ميخوردم. بار اول ته ليوان بابام يه كم ویسكی مونده بود كه خوردم و از مزه اش حالم بهم خورد ولی اينبار اصلا اذيت نشدم.بگذريم…حدود ساعت ۸ شب بود كه شروع كرديم به خوردن .دو ساعتی گذشت كه ۴ تا قوطی آبجو تموم شده بود من از روی مبل بلند

مست بودم که پردمو زد بیشتر بخوانید »

توبه ی گرگه مرگه

سلام دوستان.   ما یه خانواده شلوغی داریم ارزوم اين بوده که یه روز خونمون خالی بشه ما سه تا داداشيم من برادر بزرگم سی و سه سالمه داداشام ازمن سه چهار سال کوچيکترن ولی ماشالا قدشون از منم بلندتر شده خونه ما یه بدی که داره اینه که داره سر سفره شام و ناهار

توبه ی گرگه مرگه بیشتر بخوانید »

چرا من اینقدر بدبختم

سلام دوستان من الهامم 21 سالمه داستانم مربوط به ساله اپیش که همیشه مثل یک کوه توی وجودم سنگینی میکنه… *** وقتی تازہ واردنوجوانی شدہ بودم پرازشوروهیجان باپسری به اسم علی اشناشدم کم کم این آشنایی به عشق تبدیل شدعشقی که شعله ش تموم وجودمو سوزوند ونابودم کرد هررابطہ ای باهاش داشتم به جزسکس وقتی

چرا من اینقدر بدبختم بیشتر بخوانید »

اولین روز جندگی مامانم

سلام اسم من جواد و تو یکی از محله های حومه شهر تهران زندگی میکنم.همه چی از شیش ماه پیش شرو شد قشنگ تمام جزئیاتش یادمه چون از اون روز لعنتی به بعد تمام زندگی من تغییر کرد.دقیقا دوشنبه شب بود باد سرد پاییزی مثل نیش مار کل پوست نازکمو میسوزوند…   بابام اومد دنبالم

اولین روز جندگی مامانم بیشتر بخوانید »

مامانم کیر میخواست

سلام دوستان.من احسانم.داستانی که میخوام واستون تعریف کنم مربوط میشه با زمانی که 16 سالم بود.ما محله های پایین شهر تهران زندگی میکنیم و هر سال تو محرم یه روز نذری داریم و علاوه بر شام جلو خونه چایی و شربت و خرما پخش میکنیم… *** محرم اون سال که رسید بابا بهش ماموریت خورد

مامانم کیر میخواست بیشتر بخوانید »

کس زن شوهردار یه چیز دیگس

سلام.   من اصغر کس کنم الان 28 سالمه. سال 81 بود سرباز بودم با دوستم رفته بودیم پارک ابشار که دوست دخترشو ببینه وسایل قلیونم برده بودیم که از من خواست قیلیونو ببرم اب توش کنم خودم زیاد اهل قلیون نیستم یکی دو پک. خلاصه رفتم برگشتنی زنی رو دیدم روصندلی تو فکر و

کس زن شوهردار یه چیز دیگس بیشتر بخوانید »

یه تجربه ی خوب

سلام دوستان داستانی که میخوام بگم همین دوروز پیش اتفاق افتاد ومیخوام ماجرای اولین سکسم رو بگم … *** میدونم هستند افرادی که بخوان نظرات بدی رو بگن که برالم اهمیت نداره و فقط تجربه و احساسی که به این رابطه دارم رو عنوان میکنم شاید کسی درک کنه .من کم سن و سال هستم

یه تجربه ی خوب بیشتر بخوانید »

احمق ترين ادم دنيا

تلفنم زنگ خورد… :تواينجاييو به من نميگي؟چرا نگفتي اومدي تهران؟نميخواستم خبردار بشه،ولي فهميده بود، :١ ساعت ديگه دم خونتونم،ساختمون ٣٠ بودين درسته؟ :نه اونجا نيسم :كجايي؟ : :اذيت نكن بگو :پشت تيراژه،خونه ي ك رو بلدي كه؟ يه ساعت بعد اونجا بود..   خانوم س اومد،مث هميشه ،قد بلند،بدن تو پر و سفيد،لباي قلوه اي

احمق ترين ادم دنيا بیشتر بخوانید »

بازم تونستم ارضاش کنم

دستم تو دست یاره! قلبم چه بیقراره! با موزیک میرقصم و دستمو تو فضا حرکت میدم!چشمم به بهترین مرد اینجا که میفته بی اختیار چشمامو ریز میکنم. پسره گاز فندکش تموم شده میخواد زیر سیگارش کبریت بکشه.میرم نزدیکش. آقا کبریت نزن،وگرنه همه امون میریم هوا!! میخنده و بلندش میکنم که با من برقصه! قاعدتا از

بازم تونستم ارضاش کنم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا