تماشای سکس همسر حشریم

بابکم. با  “رها ”  تو دانشگاه آشنا شدم و حسها و دغدغه های مشترک و فشار خانواده هامون مارو تبدیل به زوج کرد… *** رها زن بسیار سکسی و لوندیه و واقعا ذاتا رهاست فانتزی دیدن سکسشو چهار سال بعد از ازدواجمون بهش گفتم فقط خندید و گقت رو خودت کار کن تحمل بعدشو داشته

تماشای سکس همسر حشریم بیشتر بخوانید »

ناهید چادری چادرشو ورداشت

اسم زنم ناهيده . ٢٢سالشه وقتي ٢٠ سالش بود ازدواج كرديم منم اونموقع ٢٧ سال داشتم و اسمم نيماست. قدم ١٧٥ و وزنم ٧٠ كيلوئه زنم قدش ١٦٤ و وزنش ٥١ كيلو. هيكل رديف بدون گوشت اضافه و باشن خوش فرم و كلا خيلي هيكلش توپه. من خيلي حشريم داستاني كه ميخوام بگم مربوط به

ناهید چادری چادرشو ورداشت بیشتر بخوانید »

کوسی از حجاز

مدتی پیش یه سفر رفتم مالزی. با نرم افزار اسکات دنبال پیدا کردن یه دختر بودم که یهو دیدم یه نفر پروفایل من رو دید. رفتم تو پروفایلش و دیدم یه دختر 22 ساله عربستانی هست. عکسش هم با روبند بود. یعنی هیچی از صورتش معلوم نبود. … بهش پیام دادم و شروع کردیم به

کوسی از حجاز بیشتر بخوانید »

جنده بازی

سلام . من علی هستم 23 ساله یه پسر ابانی و احساسی و البته شهوتی قد بلند و هیکلی البته فکر نکنین کوه عضله هستما نه …بگذریم. این خاطره برمیگرده به سال نود و دو که مجرد بودم و کف کف,اقا اونزمان من با پدر و مادرم منجیل زندگی میکردیم و یه دوست داشتم بچه

جنده بازی بیشتر بخوانید »

نیلوفر و پدرشوهر حشری

سلام میخوام براتون جریان اولین سکس با پدرشوهرمو بنویسم… *** قبل از هر چیزی بگم من اسمم نیلوفره 26 سالمه و از نظر عموم زیبا هستم . سینه های درشت و رون و باسن پری دارم. پدر شوهرم اسمش فریدونه، خیلی سکسیه و خیلی خیلی به خودش می رسه . از ورزش صبگاهی تا خریدن

نیلوفر و پدرشوهر حشری بیشتر بخوانید »

احتیاج به کیر

:تا ده دقیقه دیگه جلوی در خونتونم بیا پایین :چشم گوشیو قطع کردمو شالمو آزاد انداختم روی موهام ،بعد از مطمئن شدن از سرو وضعم رفتم پایین به محض اینکه رسید سوار ماشین شدم و سریع درو بستم :وووووویییی یخ زدممم میگم کوروش…… برگشتم سمتش که دیدم داره با اخم نگام میکنه با تعجب زل

احتیاج به کیر بیشتر بخوانید »

همکار خوشگل و بیوه

با سلام خدمت دوستان من در یکی از شهرهای جنوبی زندگی میکنم شغلم اداریه و یه همکار داشتم که چهار سال بیوه بود اگر نحوه آشنا شدنمون رو بخوام بگم خیلی طولانی میشه به صورت خلاصه بگم که بعد از یه مدت که آشنا سدیم و رابطه برقرار کردیم بیرون رفتنا و دستمالی ها تو

همکار خوشگل و بیوه بیشتر بخوانید »

سکس داغ با زندایی‌ عسل

سلام اسم من امين ٢١ سالمه ساكن كرج اون اتفاق مال ٦سال پيشه… *** هر سال با دايي و زن دايي و خاله و شوهر خالم ميريم شمال يادمه ما سال ٩١ با فاميلامون رفتيم شمال خونه ي اون يكي خالم.من از ١٣ سالگي تو كف زن داييمم اسمش عسله ٣٤ سالشه خيلي كون گنده

سکس داغ با زندایی‌ عسل بیشتر بخوانید »

آهسته تا شهوت

اونقدر شلوغ بودکه داشتم خفه می شدم. اتوبوس جای سوزن انداختن نداشت، اونوقت شعار می دهند که از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید.اگه حتی یک دوچرخه هم داشتم با اتوبوس به مدرسه نمیرفتم.کنارم توی اتوبوس، خانومی خوشگل با آرایشی ملایم و عطری ملیح بود که بوی عطرش من را یاد مادرم انداخت. مرد

آهسته تا شهوت بیشتر بخوانید »

عموم وحشیانه مامانمو گایید

سلام به همه اسم من رضاام و 16 سالمه یه پسر عمو دارم که ازم 1 سال بزرگ تره به اسم امیر من و این پسر عموم از بچگی با هم بزرگ شدیم و خیلی صمیمی هستیم از بچگی فیلم سوپر از گوشی بابا هامون می گرفتیم و یواشکی می دیدم… *** کلا از همون

عموم وحشیانه مامانمو گایید بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا