از جلق تا حلق
اون اوایل یه موتورسیکلت خریده بودم و تفریح آخر هفته ها و روزهای تابستونم شده بود گاز دادن تو جاده های بیرون شهر بین مزارع یا اطراف جنگل و دریاچه. یه روز گرم تابستون که با موتور انداخته بودم تو دشت با خودم گفتم دور از چشم پلیس کلاه کاسکتم را بردارم تا مغز و […]
