جای سکس ضربدری تو زندگیمون خالی‌ بود

سلام من صبا هستم ۲۷ سالمه ۵ ساله ازدواج کردم البته یه سال نامزد بودیم از خودم بگم که قدم تقریبا ۱۷۰وزنم ۶۵ سفیدم و خیلی به خودم و ظاهرم میرسم دوست دارم پیش شوهرم مرتب و با ارایش بگردم خب بریم سر اصل موضوع که می خوام براتون تعریف کنم من و شوهرم حامد

جای سکس ضربدری تو زندگیمون خالی‌ بود بیشتر بخوانید »

چرا من باید قربانی بشم

فقط سيزده سالم بودم كه هر شب با صداي داد مامان و بابا سر رو بالشت مي ذاشتم ، دختري كه جاي مهر و محبت فقط دعوا و جيغ و كتك كاري نصيبش شده بود. اوايل زمستون بود و برف مي باريد مثل هميشه مامان و بابا مشغول دعوا بودن و منم رو مبل نشسته

چرا من باید قربانی بشم بیشتر بخوانید »

دردانه ی رهبر انقلاب

به بهانه ی شروع ثبت نام دوره های آموزشی سعید طوسی . مکالمه یک داوطلب و پدرش با سعید طوسی برای ثبت نام … *** پدر : سلام استاد طوسی استاد : السلام علیکم و رحمت اله و برکاته پدر : خدمت رسیدیم برای ثبت نام پسرمان در کلاسهای پربار جنابعالی. خواستیم ببینیم شرایط ثبت

دردانه ی رهبر انقلاب بیشتر بخوانید »

سيب

“سامان بهت گفته بودم! اصلا خوشم نمیاد اینطور باهاشون گرم میگیرى!! “ الما شالشو پشت گوشش زد و براى سامان پشت چشمشو نازك كرد. سامان موبایل رو قفل كرد و روى داشبورد انداخت. هوای تهران ابرى بود و بارون هى شدت میگرفت و هى نم نم میشد و طبق معمول خیابون ها قفل میشد! موبایل

سيب بیشتر بخوانید »

جنده بازی در حسین پارتی

این خاطره مال همین محرم امسال؛ شنبه هشتم مهر هزاروسیصد و نود و شش هست… *** تو شیراز دسته های سینه زنی شب ها از همه جای شهر راه میفتن بسمت شاهچراغ که یه محله قدیمی و پر از کوچه پس کوچه س و اون شبها اون اطراف غلغله س مخصوصا اگر شب تاسوعا یا

جنده بازی در حسین پارتی بیشتر بخوانید »

عروسی‌ با کیر اضافه

 کامل آماده شده بودم، سحراومد بود خونه و هم آرایشم کرده بود هم کمک کرده بود که اماده شم لباسم رو بپوشم، هنوز شک داشتم که لباسم مناسب این جشن عروسی هست یا نه! نسبت نزدیکی با عروس و داماد نداشتیم، کلا یه عروسی جمع و جور بود، نمیدونم شاید توی رودرواسی اصلا مارو دعوت

عروسی‌ با کیر اضافه بیشتر بخوانید »

به خاطر یک مشت دلار

‎ليندا ٣٦ سالمه بدنم كاملا سكسي هست و به ورزش علاقه زيادي دارم. ‎ ٩ ساله ازدواج كردم شوهرمو خيلي دوست دارم و بهش عشق ميورزم و يه پسر ٦ ساله داريم شوهرم داخل يه كارخونه كار ميكنه….   ‎ما از روز ازدواج تا ٧ سال بعد خونه نداشتيم و مسكن اجاره اي داشتيم با

به خاطر یک مشت دلار بیشتر بخوانید »

او یک کسخول نبود

سلام دوستان اسمم نیما و 22 سالمه این داستان تو سن 14 سالگیم اتفاق افتاده… *** یه فامیل داشتیم که همه فکر میکردن یکم از نظر عقلی مشکل داره،ولی بعد از ماجرایی که برام پیش اومد فهمیدم که از همه عاقل تره، یه مرده هیکلی که حداقل 15 سالی از من بزرگتره، ما خیلی وقتا

او یک کسخول نبود بیشتر بخوانید »

سکس با دوست داداششم

سلام این خاطره ی قشنگ مال سه ماه پیشه وهنوز ادامه داره … *** من ترانه هستم 19 سالمه یه داداش دارم به اسم رامتین که 12 سالشه خیلی خوشکله خیلی هم سوسوله ما چون توی خونوادمون خیلی محدود هستیم تنها کاری که میتونستم بکنم خیالبافی های جنسی با پسرا بود وهمیشه سکس با یه

سکس با دوست داداششم بیشتر بخوانید »

مردی که زیاد میدانست

آهسته دست های بزرگشو روی شونه های لخت هاله كشید شونه های لخت و لطیف دخترونه ای كه تا حالا هیچ مردی جز خودش لمس نكرده بود نفس داغش به گردن كشیده دختر برخورد میكرد و احساس هیجان و از لرزش خفیف بدن هاله حس میكرد. موهاشو جمع كرد و انگشت اشارشو روی برجستگی استخون

مردی که زیاد میدانست بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا