گى با پسر كوچه روبرويي

سلام.   قبلاً خاطره ى گى كه داشتم باهاشو بهتون گفته بودم. الان ميخام گى چند روز پيشمو تعريف كنم…   من پولى سكس ميكنم ولى اين ديگه فك كنم به كيرش وابسته شدم. بكنم شده انگار. هفته پيش بود كه پيام داد برم پيشش دوستشم اومده برم كه تريسام گى كنيم. روز قبلش با

گى با پسر كوچه روبرويي بیشتر بخوانید »

کردن کون تنگ خواهرزادم

باسلام دوستان این اولین داستان منه اسم من امیر30 ساله وچهارساله ازدواج کردم خواهرزادم اسمش شیدا و سنش الان26 سالشه داستان برمیگرده به 8 سال قبل …   البته ناگفته نماندقبل اولین رابطه جدی با شیدا شیطنت های زیادی داشتیم اما در حد بغل و دستمالی کردن یک شب خونه خواهرم بودم و با شیدا

کردن کون تنگ خواهرزادم بیشتر بخوانید »

زن دایی افسانه و سکس سه نفره

بریم سر این ماجرای جالب که همین ده روز پیش برام اتفاق افتاد و ماجرای زندایی خوشگلو سکسیمه که حالا چهل و پنج سالش شده ولی مثل یه پورن استار بهم کوس میده ولی اینبار با خودش و مربی بدن سازیش با هم … گاهی وقتا من میرفتم دنبال افسانه از باشگاه میاوردمش دوس داشت برم

زن دایی افسانه و سکس سه نفره بیشتر بخوانید »

تسلیمش شدم

از در كه وارد شدم تو آشپزخونه بود. به ندرت پيش مياد كه آشپزى كنه اما اون شب… احتمالا اين پاداش شروع دوباره‌ى جلسات مشاوره‌ام بود! شال و پالتوم رو در آوردم و رو كاناپه انداختم و به سمت آشپزخونه رفتم. نيمه لخت جلوى گاز وايساده بود و دماى فر رو تنظيم ميكرد. صداى آهنگ

تسلیمش شدم بیشتر بخوانید »

آخرین بازی دو نفره

هم‌بازی بچگیام بود، سارا رو می‌گم… از وقتی که خونمون رو عوض کردیم و پامونو تو محله ستارخان تهران گذاشته بودیم، نتونسته بودم دوستی صمیمی‌تر و باوفاتر از اون پیدا کنم. گرچه اخلاقای دخترونه خاص خودش رو داشت، اما تو وجودش خبری از لوس‌بازی‌های حوصله سربَر و ادابازی نبود. دست رد به سینه هیچ‌کدوم از

آخرین بازی دو نفره بیشتر بخوانید »

بدن داغ و سکسیش

من نوا هستم. من توی یه خانواده ی نسبتا اوپن بزرگ شدم. نه اینکه ول بودم ولی خب مامان بابام بهم اعتماد داشتن و خیلی بهم گیر نمیدادن. از بچگی درسم خوب بود و همش شاگرد اول کلاس بودم و تو راهنمایی تیزهوشان قبول شدم و با نمره های عالی تو اون مدرسه درس خوندم.

بدن داغ و سکسیش بیشتر بخوانید »

آخر بازی

از همان برخورد اول برایم جذاب بود با آن عکس های جالبی که به در و دیوار گالری زده بود‌ و حضور گاه و بیگاهش در بین بازدید کننده ها و سکوتش…   رفتن به گالری برایم عادت شده بود ،هر هفته سر راهم به خانه ،حتما سری به آنجا می زدم و توی جمعیت

آخر بازی بیشتر بخوانید »

سکس با جنده ی قدیمی

سلام من فرزینم 18 سالمه قیافه و هیکل متوسط و سمت شمال تهران هستیم.زیاد این چیزا رو طول نمیدم مستقیم میرم سمت داستان (اسم ها و مکان ها ساختگی است). ما تو یه ساختمون 40-50 واحدی زندگی میکنیم که با اینکه جمعیت زیادی داره اما بیشتر وقتا خلوته و هیچ صدایی میشه گفت شنیده نمیشه.

سکس با جنده ی قدیمی بیشتر بخوانید »

روابط پیچیده

از کلاس میومدم خونه ساعت ده بود خیلی خسته بودم تو راه دیدم چند تا رفتگر شهرداری سرو صدا میکنن و یه خانوم که دم تلفنه رو اذیت میکنن ناخودا گاه زدم رو ترمز چند متر جلو تر که دیدم یه خانوم چادری به سرعت اومد سمت ماشین و درو باز کرد و از من

روابط پیچیده بیشتر بخوانید »

سکس با گلی‌ خواهرزنم

با سلام خدمت همه من الان حدود 5 ساله ازدواج کردم و کاملا راضی ام از زندگیم یه خواهرزن دارم که اینجا گلی صداش میکنیم که 18 سال داره و از نظر زیبایی از 100 بهش نمره 90 میدم قد حدود 170 و وزن حدود 65 الی 70 کمی گوشتی و سفید که سینه هاش

سکس با گلی‌ خواهرزنم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا