زنونه پوش عاشق

سلام من محسن (مرجان) 21 زنونه پوش و از تهرانم داستان گی هست اگه کسی دوس نداره نخونه…   من عاشق کون دادنم یعنی زمانی عاشق کون دادنم شدم که توی دبیرستان یکی برای اولین بار منو برد خونشون و کونم گذاشت و طعم شرین کون دادن اومد زیر دندونم اسم اون پسر متین بود

زنونه پوش عاشق بیشتر بخوانید »

دیدار با پدر بچم

من هانیه(خان بی بی ) هستم همون دختر بلوچ كه تو داستان قبلي براتون گفتم با شوهرم اومدم چابهار با دكتر دندان پزشكم سكس كردم… ***   چند روز پيش با شوهرم اومدم چابهار دل تو دلم نبود دلم ميخواست بابايه بچم كه تو شكممه اقايه دكترو ببينم شوهرم گفت برات وقت ميگيرم من گفتم

دیدار با پدر بچم بیشتر بخوانید »

برترین کوستان قرن

سلاااااااام خدمت همه. من آرمین 14 سالمه…….بله فقط 14 سال. آدم خیلی هات و البته کیر کلفت (نسبت به سنم) 15 سانت و قطر 4 سانت…… من توی خونه هر وقت تنهام ، با فیلمای پورن همچین جق میزنم انگار بازیگر خود فیلمم. خلاصه داستان از اونجا شروع شد که دنبال یه جنده بودم ولی

برترین کوستان قرن بیشتر بخوانید »

دکتر زنمو سه‌ بار ارضا کرد

سلام.من اسمم بابکه و زنم نگار. 3 ساله ازدواج کردم… از اول هم فانتزی داشتم که جلوم زنمو بکنن.این داستانم واقعیه.از خودم بگم که قد بلندو خوشتیپم اما کیرم معمولیه.نگار که قد 173 وزن 68 سینه 80 و سفید.با کون بزرگ و فلمبه.من تو هر سه چهار سکسی که داریم یبار به زحمت ارضاش میکنم

دکتر زنمو سه‌ بار ارضا کرد بیشتر بخوانید »

تلمبه به کس با دسته برس

سلام لادن هستم من دانشجوی گرافیکم و اول اینو بگم این که میگن بین بچه های هنر لزبین زیاده الکی می گن . دوست من زهرا که شیرازیه تهران خونه داره پارسال یک شب رفتم پیشش . یک دوستش مژگان از شیراز اومده بود پیشش و منم رفتم اونجا و کلی تا صبح خندیدیم. صبح

تلمبه به کس با دسته برس بیشتر بخوانید »

کونیه اقا پدرام

ماجرا بر میگرده به ۲ سال پیش …۱۶ سالم بود بدنی رو فرم و سفید سفید تو کار گی نبودم اصلا نمی دونستم چیه چند وقتی بود یه حموم زده بودن تو شهر حموم خصوصی لوله ها خونه ریخته بود بهم نشتی داشت گفتن برو حموم عمومی منم کنجکاو سر ظهر بود که رسیدم دم

کونیه اقا پدرام بیشتر بخوانید »

کون دادن روی ابر ها

سر کلاس شیمی بودیم.حسین طبق معمول گوشیش دستش بود و داشت فیلم میدید.منم هرازگاهی یه نگاه کوچولو مینداختم به گوشیش. دستش روگذاشت رو دستم.نمیدونم چرا تا اونموقع همچین حسی واسم پیش نیومده بود. یه نگاه خاصی بهم کرد.بعد هم سریع نگاهشو دزدید.من و حسین از کلاس اول دبیرستان با هم بودیم.ولی تا اونموقع همچین حرکاتی

کون دادن روی ابر ها بیشتر بخوانید »

فهمیدم که کونی‌ هستم

سلام از همين الان بگم كه داستان گى هس   من الان ١٩سالمه اين داستانى كه ميخام بگم زياد سكسى نيست ولي خب تجربه هامه. وقتى خيلي كوچيك بودم ٦ يا ٧ سالم بود يه پسره تو كوچمون بود اسمش يحيي باهم كارت بازي ميكرديم اكثر اوقات يه داداش هم داشت كه ١٥ سالش اينا

فهمیدم که کونی‌ هستم بیشتر بخوانید »

انگورهای آرزو

سلام دوستان علی هستم ۳۳ساله از تهران تا حالا دوتا از خاطره های سکسی خودم رو برای شما دوستان گرامی داخل سایت گذاشتم و میخوام این بار خاطره ای برای شما بگم که حدودا مربوط میشه به سالهای ۱۳۸۶ یا ۸۷ البته قبلش باید مختصری از قبل از اون هم بگم که سعی میکنم خلاصه

انگورهای آرزو بیشتر بخوانید »

دكتر کامبخش

دبیرستان كه می رفتم با دوست صمیمیم یاسی كل روز راجع به سكس حرف می زدیم و پورن میدیدیم فكر كنم ما حشری ترین دخترهای اون مدرسه بودیم هرچند كه اصلاً بهمون نمیومد چون همیشه شاگرد اول بودیم و ظاهر ساده و معصومی داشتیم همون طور كه با هم موقع sms بازی قرار درس خوندن می

دكتر کامبخش بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا