کونی مذهبی

سلام اسم من بهمنه… *** از نوجوانی تو دنیای سکس و شهوت بودم ولی بخاطر خانواده مذهبی که داشتم جرات نداشتم کار خاصی بکنم. اینم بگم کون دادن رو خیلی بیشتر از کون کردن دوست دارم. خیلی زود درس دادن رو شروع کردم و تدریس خصوصی میکردم. یه شاگردی خورد به پستم خونه شون نزدیک

کونی مذهبی بیشتر بخوانید »

کونم گوشتیه

سلام اسم من بهزاده. الان 34 سالمه کونم گوشتیه وبزگ و گرد دوستان به شوخی کونم انگشت میکنن و ازش تعریف میکنن اخرین کونی که دادم وقتی بود که 30 سالم بود اونم به یه تهرانی که اسمش رضا بود پایگاه هوایی شیراز مکان داشت. وقتی بچه بودم زیاد بهم میچسبیدن ولی چیزی حالیم نبود.گذشت

کونم گوشتیه بیشتر بخوانید »

بعد از سیزده سال شوهر داری

توی دبیرستان ما فقط یک نفر دوست پسر داشت و اونم یک جورایی گاو پیشونی سفید بود. ما که بچه درس خون بودیم سعی می کردیم ازش حداکثر فاصله ممکن را بگیریم چون حتی همنشینی با یک همچین دختری باعث بدنامی بود. زمونه فرق داشت اون موقع ها اگه پسری می خواست به دختری شماره

بعد از سیزده سال شوهر داری بیشتر بخوانید »

توهمات یک شیشه ای

وقتي پدرم فوت كرد ، همه سرمايه به من رسيد ، تنها فرزند خانواده ، پدرم برج ساز بود ، ما هيچ وقت بعد از فوت مادرم با هم زندگي نميكرديم ، اون خونه جدا داشت ، من خونه جدا ، هر ماه ٢٠ مليون ميريخت به كارتم ، يه خونه ١٠٠ متري تو يكي

توهمات یک شیشه ای بیشتر بخوانید »

زندایی شقایق

سلام. مجید هستم … اونروز صبح دل تو دلم نبود ساعت 5 صبح یه روز بهاری از خونه زدم بیرون وسایل مورد نیازم خوراکی ها رو در کوله گذاشته بودم و صبح بدون سر و صدا از خونه زدم بیرون چند کوچه بالاتر که رفتم زنگ زدم با اولین تک قطع کردم .قرار ما این

زندایی شقایق بیشتر بخوانید »

دیگه از این بدتر نمیشد

بار اوله که خاطره ی خودم رو می نویسم. (اسم مستعار) اسمم مجید ۳۵سالمه.خاطره برمیگرده به سال ۷۸ اون موقع حدود ۱۸_۱۹ سالم بود.خونه ی ما توی شهرستان بود.گهگداری می رفتیم روستا.اغلب فامیل توی روستا بودن.خونه ی دوتا از خاله هام کنار هم بودن.خونه خاله کوچیکم رفته بودیم که خاله بزرگه ما رو دعوت کرد.قرار

دیگه از این بدتر نمیشد بیشتر بخوانید »

بالاترین لذت دنیا

اولین باری که ندا رو دیدم هیچ توجهی بهش نکردم. زنی نبود که دست و دلم رو بلرزونه. یک زن چادری بود با قیافه معمولی. البته نه از زن های چادری سنتی، بلکه از اون هایی که خوب به خودشون می رسن، آرایش ملایمی می کنن و همیشه ظاهری آراسته دارن. من تازه به اون

بالاترین لذت دنیا بیشتر بخوانید »

یک ازدواج و دو کس

سلام دوستان .زیاد اهل حاشیه نیستم و میرم سر داستان… اول از خودم بگم من مصطفی هستم ۲۷ ساله چهره خیلی خوبی دارم و ورزشکار هستم قدم ۱۸۳ وزن ۹۵ از سال ۹۰ با دوست دختر خودم ناهید که خیلی دوسش دارم ازدواج کردم و زندگی خوبی داشتیم تا اینکه کم کم متوجه شدم مادر

یک ازدواج و دو کس بیشتر بخوانید »

آخه با این همه کیر چیکار کنم

جندگی های من برای شوهر خالم و پسرخاله هام قسمت یازدهم   دیگه با کسی سکس نکردم تا فرداش، شوهرخالم زنگ زد، ساعت 3 بعداز ظهر بیام از خونه بیرون، گفتم نمیشه من خجالت میکشم، پیش دوستات، گفت این همه آدم واسه تو اینجا جمع شدند، بعدشم فقط من تو رو میکنم، تو قبلش واسه

آخه با این همه کیر چیکار کنم بیشتر بخوانید »

يه زن خوب

با سلام ، من بهروز هستم متاهل ، ٣٨ سالمه ، قد ١٨٠ وزن ٨٥ ، خيلي حشريم و هميشه تشنه سكس . *** ٤ سال هست كه مربي ام . قانون آموزشگاه اينه كه اگه شاگرد خانوم باشه بايد همراه داشته باشه ء، تو اين ٤ سال مخ ٤ نفرو زدم و سكس داشتم

يه زن خوب بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا