تسلیمش شدم

از در كه وارد شدم تو آشپزخونه بود. به ندرت پيش مياد كه آشپزى كنه اما اون شب… احتمالا اين پاداش شروع دوباره‌ى جلسات مشاوره‌ام بود! شال و پالتوم رو در آوردم و رو كاناپه انداختم و به سمت آشپزخونه رفتم. نيمه لخت جلوى گاز وايساده بود و دماى فر رو تنظيم ميكرد. صداى آهنگ […]

تسلیمش شدم Read More »

آخرین بازی دو نفره

هم‌بازی بچگیام بود، سارا رو می‌گم… از وقتی که خونمون رو عوض کردیم و پامونو تو محله ستارخان تهران گذاشته بودیم، نتونسته بودم دوستی صمیمی‌تر و باوفاتر از اون پیدا کنم. گرچه اخلاقای دخترونه خاص خودش رو داشت، اما تو وجودش خبری از لوس‌بازی‌های حوصله سربَر و ادابازی نبود. دست رد به سینه هیچ‌کدوم از

آخرین بازی دو نفره Read More »

بدن داغ و سکسیش

من نوا هستم. من توی یه خانواده ی نسبتا اوپن بزرگ شدم. نه اینکه ول بودم ولی خب مامان بابام بهم اعتماد داشتن و خیلی بهم گیر نمیدادن. از بچگی درسم خوب بود و همش شاگرد اول کلاس بودم و تو راهنمایی تیزهوشان قبول شدم و با نمره های عالی تو اون مدرسه درس خوندم.

بدن داغ و سکسیش Read More »

آخر بازی

از همان برخورد اول برایم جذاب بود با آن عکس های جالبی که به در و دیوار گالری زده بود‌ و حضور گاه و بیگاهش در بین بازدید کننده ها و سکوتش…   رفتن به گالری برایم عادت شده بود ،هر هفته سر راهم به خانه ،حتما سری به آنجا می زدم و توی جمعیت

آخر بازی Read More »

سکس با جنده ی قدیمی

سلام من فرزینم 18 سالمه قیافه و هیکل متوسط و سمت شمال تهران هستیم.زیاد این چیزا رو طول نمیدم مستقیم میرم سمت داستان (اسم ها و مکان ها ساختگی است). ما تو یه ساختمون 40-50 واحدی زندگی میکنیم که با اینکه جمعیت زیادی داره اما بیشتر وقتا خلوته و هیچ صدایی میشه گفت شنیده نمیشه.

سکس با جنده ی قدیمی Read More »

روابط پیچیده

از کلاس میومدم خونه ساعت ده بود خیلی خسته بودم تو راه دیدم چند تا رفتگر شهرداری سرو صدا میکنن و یه خانوم که دم تلفنه رو اذیت میکنن ناخودا گاه زدم رو ترمز چند متر جلو تر که دیدم یه خانوم چادری به سرعت اومد سمت ماشین و درو باز کرد و از من

روابط پیچیده Read More »

سکس با گلی‌ خواهرزنم

با سلام خدمت همه من الان حدود 5 ساله ازدواج کردم و کاملا راضی ام از زندگیم یه خواهرزن دارم که اینجا گلی صداش میکنیم که 18 سال داره و از نظر زیبایی از 100 بهش نمره 90 میدم قد حدود 170 و وزن حدود 65 الی 70 کمی گوشتی و سفید که سینه هاش

سکس با گلی‌ خواهرزنم Read More »

جای سکس ضربدری تو زندگیمون خالی‌ بود

سلام من صبا هستم ۲۷ سالمه ۵ ساله ازدواج کردم البته یه سال نامزد بودیم از خودم بگم که قدم تقریبا ۱۷۰وزنم ۶۵ سفیدم و خیلی به خودم و ظاهرم میرسم دوست دارم پیش شوهرم مرتب و با ارایش بگردم خب بریم سر اصل موضوع که می خوام براتون تعریف کنم من و شوهرم حامد

جای سکس ضربدری تو زندگیمون خالی‌ بود Read More »

چرا من باید قربانی بشم

فقط سيزده سالم بودم كه هر شب با صداي داد مامان و بابا سر رو بالشت مي ذاشتم ، دختري كه جاي مهر و محبت فقط دعوا و جيغ و كتك كاري نصيبش شده بود. اوايل زمستون بود و برف مي باريد مثل هميشه مامان و بابا مشغول دعوا بودن و منم رو مبل نشسته

چرا من باید قربانی بشم Read More »

دردانه ی رهبر انقلاب

به بهانه ی شروع ثبت نام دوره های آموزشی سعید طوسی . مکالمه یک داوطلب و پدرش با سعید طوسی برای ثبت نام … *** پدر : سلام استاد طوسی استاد : السلام علیکم و رحمت اله و برکاته پدر : خدمت رسیدیم برای ثبت نام پسرمان در کلاسهای پربار جنابعالی. خواستیم ببینیم شرایط ثبت

دردانه ی رهبر انقلاب Read More »

Scroll to Top