کوچه‌ کون ها

سلام خدمت همه ی دوستان گی میخوام داستان گی خودم بابهترین دوست سن بالام روبراتون تعریف کنم اولا از خودم بگم که من 26 سال دارم و یکم تپلم و78 کیلو هستم و 183 قدمه با یکم سینه ی تو دست بیفت و یکم شکم و وقتی کل بدنمو واجبی می‌زنم  سفید میشه بدنم. این داستان

کوچه‌ کون ها بیشتر بخوانید »

ماجراهای شیراز

سلام. من الان 24 سالمه دوران راهنمایی و دبیرستان خیلی دور و بر من میچرخیدن.وقتی اول راهنمایی بودم اصلا نمیدونستم سکس چیه.فقط یادمه بچه از پشت به من چسبیدن و با من راه میرفتن.تو سرویس مدرسه وقتی جا نبود سر این که روی پای کی بشینم دعوا بود منم از هیچ چیز خبر نداشتم.خیلی ها

ماجراهای شیراز بیشتر بخوانید »

بوی مریم بوی شهوت

پایانه ازادی شلوغ نبود اینقد مسافر کم بود برای شهرستان ک با نصف قیمت هم میشد بلیط گرفت… سوار اتوبوس شدم گوشیمو در اوردم مشغول بشم تا صب کلی وقت مونده بود منم تو اتوبوس خوابم نمیبرد دیدم یکی تو دایرکت اینستا بهم پیام داد سلام جواب دادم گفت میشناسی منو؟ منم اسمشو دیدم نوشته

بوی مریم بوی شهوت بیشتر بخوانید »

کیر صفر کیلومتر

سلام اسمم محمده این داستان مال وقتیه که ۱۹ سالم بود.من تا همین الانشم که ۲۰ سالمه قسمت نشده کس‌ بکنم .این داستان یجورایی خنده دار هم هست… *** بریم سراغ داستان:اوایل دانشگاه بود که با یه پسر دیگه دوست شدم اونم عین خودم جقی بود همون ترم اول بهم گفت ببین تا اخر این

کیر صفر کیلومتر بیشتر بخوانید »

کردن کون زن سرهنگ

این ماجرا دیشب اتفاق افتاد … یعنی طرفهای ساعت هفت شب، دوشنبه نه بهمن نود و شش.. الانم ساعت یازده شبه گفتم برای یادگاری بنویسمش اینجا و بگیرم بخوابم… *** دیشب موقع شام اهالی خونه هوس ماست خیار کرده بودن که ماستشو نداشتیم و طبق معمول که دیواری هم کوتاه تر از دیوار من نیست،

کردن کون زن سرهنگ بیشتر بخوانید »

گاییده شدن آبجی فاطی

سلام، من هادي هستم 16 سالمه يه پسر قد متوسط تقريبا 175 سانت با رنگ چشماي مايل به سبز پوست سفيد بدون مو، من تو يه خانوادهء تقريبا مذهبي به دنيا اومدم با 2 تا خواهر كه يكيشون 26 سالست به اسم سميه و يكيشونم 30 سالست به اسم فاطمه كه 2 تا بچه يه

گاییده شدن آبجی فاطی بیشتر بخوانید »

رفیقم شروع کرد من تموم کردم

سلام به دوستان. اسمم حامد هست و ۲۵سال دارم. شب یلدا بود دعوت شده بودیم خونه پدرم ساعت هفت شب بود که رفتیم خونه پدرم،پدربزرگم و عمه بزرگم اونجا بودن،سفره رو پهن کردن که شام بخوریم،خوراک مرغ درست کرده بودند،مشغول غذا خوردن شدیم که یهو زمین شروع کرد به لرزیدن همزمان برق هم قطع شد،همه

رفیقم شروع کرد من تموم کردم بیشتر بخوانید »

هر سال به یاد کیرشم

سلام من الهه هستم 35 سالمه قدم 178 وزنم هم 68 کیلو و یازدهم دی جشن تولدم بود دقیقا دهم دی ماه ده سال قبل زمانی که 25 ساله بودم برای خرید لوازم و وسایل جشن تولد تنهایی رفته بودم بازار البته اینم بگم که منو همسرم هردو دی ماهی هستیم اسماعیل همسرمم دی ماهیه

هر سال به یاد کیرشم بیشتر بخوانید »

کی‌ از مامانم بهتر

سلام من امیررضا هستم ۱۹ سالمه و داستانی که میگم بر میگرده به ۱۷ سالگیم… *** از ظاهرم بگم که یک ظاهر معمولی دارم و پوست سفید و بدنم هم نه چاق نه لاغر ما یک خانواده ۴نفره هستیم و در تهران پارس زندگی میکنیم پدرم استاد دانشگاه و سعی میکنه حداکثر کلاس هایی که

کی‌ از مامانم بهتر بیشتر بخوانید »

ناظم بچه باز

سلام.موضوعی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگردد به دوران دبیرستان من… *** حدودا 14ساله بودم.اسم من میثمه و شخصیت آروم و نسبتا خجالتی دارم به خاطر همین تو دوران مدرسه خیلی دستمالی میشدم. اواخر خوشم ميومد تجربه کنم ولی ترس نمیخاد که برم جلو و فقط به سکوت راضی میشدم.از خودم بگم من اون

ناظم بچه باز بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا