توهمات یک شیشه ای
وقتي پدرم فوت كرد ، همه سرمايه به من رسيد ، تنها فرزند خانواده ، پدرم برج ساز بود ، ما هيچ وقت بعد از فوت مادرم با هم زندگي نميكرديم ، اون خونه جدا داشت ، من خونه جدا ، هر ماه ٢٠ مليون ميريخت به كارتم ، يه خونه ١٠٠ متري تو يكي […]
توهمات یک شیشه ای بیشتر بخوانید »
