زیر پوست شهر

سلام دوستان. تصميم گرفتم اتفاق واقعي در ارتباط با رابطه جنسي پسر و مادر رو براتون تعريف كنم تا متوجه بشين كه اين روابط (هرچند تعدادشون كم باشه كه نيست) وجود داره و انكارپذير نيستن. به علت واقعي بودن داستان اسامي كاملا ساختگي هستن.اسم پسر علي نوزده سالشه ساكن تهران و ارتباطش با مادرش هنوز

زیر پوست شهر بیشتر بخوانید »

بهترین حس گاییده شدن

سلام خدمت همه بچه ها مدتی بود که اصلا حس مفعول بودن نداشتم و و حسی نبود که وادارم کنه دوباره کون بدم. ***   ماشینم رو عوض کرده بودم، دنبال روکش صندلی آس بودم و چندجایی رو سر زده بودم ولی چیز خوبی پیدا نکردم. توی یکی از خیابون های دور از مرکز شهر

بهترین حس گاییده شدن بیشتر بخوانید »

لحظه‌های ناب مستی

کنترلم دست خودم نبود… حسابی گرمم شده بود.. اگه تولد پری ،بهترین دوستم، نبود هیچ وقت پامو همچین جایی نمیزاشتم که به جای شربت مثل احمقا مشـروب بخورمو وضعیتم بشه این! با تلو تلو خودمو رسوندم به بالکن خونشون تا یه بادی به کله ام بخوره و از گیجی در بیام.. خیلی گرم بود… داشتم

لحظه‌های ناب مستی بیشتر بخوانید »

یه مرد تو جنگل نامردا

سلام. *** من فروشگاه لوازم خانگی تویکی از نقاط خوب تهران دارم.وضع مالیم وزندگیم خداروشکر بدنیست.تنها مشکلم هات بودنمه.تواین مدت بادخترهای زیادی بودم اما هیچ کدوم اون چیزی روکه من میخواستم نداشتن.من هات بودن و انجام تمام چیزهایی که توفیلم های سکسی هست میخواستم.ولی هیچوقت طرف مقابل من کارشو خوب انجام نمیداد.با این که من

یه مرد تو جنگل نامردا بیشتر بخوانید »

داداشای حشری و یه خواهر کوچولو

نمیگم خیلی آزادی جنسی داشتم ولی دوست دختر کم نداشتم وبا چندتاشون هم سکس رو تجربه کردم و خیلی هم لذتبخش بود. ازپاییز امسال تنها شدم، با دوست دخترم کات کردم. اول زمستون کمبود نیازجنسی و عاطفیم خودش رو نشون داد! ما یه خانواده ی پنج نفره ایم. پدرمادرم هردو فرهنگی هستن. یه برادر و

داداشای حشری و یه خواهر کوچولو بیشتر بخوانید »

دختربقال محل

این داستان رو با لهجه ی طهرانی فیلم کوچه‌ مردا یا قیصر بخونین . *** یه روز که این کیرزبون نفهم راست شده بود هیچ حرفی هم سرش نمیرفت رفتم سراغ قاسم دوستم گفتم قاسم جقی یه کس پیداکن بکنیم جون جدت این کیر دیونم کرده.قاسم یکم فکرکرد گفت اها یافتم شوکت جنده کوچه پشتی.گفتم اخه

دختربقال محل بیشتر بخوانید »

خاطرات یه بچه کون مذهبی‌

سلام من بنیامین هستم 14 سالمه و قدم 160 و وزنم 40 هست. لاغرم و کونم یکم دخترونه اس کرج زندگی می‌کنیم و خونوادمون مذهبیه البته بیشتر خونواده بابام اینم بگم تا حالا چند بار کون دادم ولی این خاطره‌ راجب به حال کردن با یه بچه کونی‌ تر از خودمه کلاس نهم ام یه

خاطرات یه بچه کون مذهبی‌ بیشتر بخوانید »

یه شروع سکسی تازه

من صدف هستم. سى و يك سالمه و فعلن مجردم…مجرد شايد كلمه درستى نباشه،همسرم و از دست دادم،بيوه شدم… *** ده سال پيش با عشق با مهدى ازدواج كردم.همكلاسى و هم دانشگاهى بوديم با وجود مخالفت خانواده ها به دلدادگيمون تن داديم و مال هم شديم.مدت كوتاهى بعد از ازدواجمون يه شكست مالى بزرگ خورديم

یه شروع سکسی تازه بیشتر بخوانید »

اولین کیر که تو کونم رفت

سلام خدمت همه بچه ها این خاطره از حدود هشت سال پیش شروع شد.مدتها بود ک ما با خانواده پدری زیاد رفتو امدی نداشتیم.ک بعد از چن سال بهتر شد روابط و من برای نزدیک خونه عموم اینا رفتم باشگاع ثبت نام کردم و بعضی وقتا بعد از باشگاه یا قبلش میرفتم خونه عموم تا

اولین کیر که تو کونم رفت بیشتر بخوانید »

چند خط‌ شهوت

زهره وقتی توی پیاده روی جلوی دکون رد می‌شد. اسبی بود عربی. با چهره ‌ی زن های ترکی. ترکیب نژادی ای بود دقیق و حساب شده. تکانه های لذت از پاهاش به زمین میرفت. کیر من به بالا. میپرید. کیر من راست و کلفت و سیاه رنگ. زهره با پوست گندم گونش و کون گرد

چند خط‌ شهوت بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا