سکس توپ با عمه هانیه

سلام من امیرم این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به پاییز سال ۹۶. من عمه دارم که اسمش هانیه هستش. این داستان برا وقتیه که من ۱۷ سالم  بود. *** عمه من بعد از چند سال کار تلاش بالاخره یه شوهر پولدار نصیبش شد و دگ دست از کار کردن کشیدو خانه دار

سکس توپ با عمه هانیه بیشتر بخوانید »

معجزه ی کیر

الان توبیمارستانم دکتر داره خانمم رو معاینه می کنه . به زوراسکناس تونستم برا خانم وقت بگیرم ،بعدکلی بررسی گفت احتمال میدم سرطان باشه. که خانمم زد زیر گریه ،سرشو نوازش میکردم ودلداریش میدادم .به دکتر گفتم چطوری ادامه درمان بدیم .دکتر مارو به خانم دکتر مرادی معرفی کرد که فوق تخصص سرطان حنجره وگلو

معجزه ی کیر بیشتر بخوانید »

کس باد آورده

سلام اسم من فرشید هست،27 سالمه،چهره جذابی دارم (البته اطرافیان بهم میگن)، یه رفیق داشتم عین داداشم بود،خانمش بارداربودودوقلو داشت،بخاطر جثه ضعیفی که داشت مجبور شد خواهرش رو بیاره پیش خودش که تو کاراش کمکش کنه… خواهرش یه خانم نسبتا تپل،قدبلند،29 سالش بود،اندام زیبا و باسن عالی   خانم دوستم پرستاربودو تو یه شهر دیگه

کس باد آورده بیشتر بخوانید »

مرضیه الان جنده ی‌ منه

سلام مستقیم میرم سر اصل مطلب من امین هستم از تهران متولد ۱۳۷۷ و دختر عموم مرضیه ( اسمشو عوض کردم ) ۳ سال بزرگتر از منه داستان بر میگرده به پارسال یعنی سال تابستون ۹۶… ***   مرضیه دختریه با پوست گندمی ، سینش گرد و تپل ( تقریبا ۸۵ ) کون معمولی و

مرضیه الان جنده ی‌ منه بیشتر بخوانید »

به بابام کس دادم

سلام اول از همه احتمالا میخواید بدونید قدم چنده رنگ پوستم و غیره اما حوصله تعریف کردن این چرت و پرتارو ندارم میرم سر اصل مطلب ! *** من دخترم ۲۱ سالمه نمیخوامم ادا تنگارا درارم به همه فامیل و همکلاسی و استاد و شوهرِ دوستام خلاصه هرکی که کیرشو دوست داشتم دادم جریان از

به بابام کس دادم بیشتر بخوانید »

قربون کیرهای کلفت و صاف

سلام خدمت همه دوستان. من امیر هستم ۳۸ساله داستانی که میخوام براتون تعریف کنم از خیلی وقت پیشه !!اونوقتا من تقریبا ۱۰سال داشتم و پسر داییم غفور ۱۴سال همیشه خونه هم رفت امد داشتیم تا یه بار که خونشون بودم گوشه حیاطشون یه انباری داشتن میرفتین اونجا بازی میکردیم ! کم کم پسر داییم گفت

قربون کیرهای کلفت و صاف بیشتر بخوانید »

آبتو بریز تو زنم

زن من اسمش پریه و 55 سالشه ولی به نسبت سنش سکسی و خواستنیه . قدش 160 و وزنش 72 کبلو با سینه های +85 از اون زنهاست که مردهای گردن کلفت خیلی میخوانش . جلو مردها تو مهمونی ها سکسی می پوشه . دامن کوتاه و لباس های بدن نما . پری چند سال

آبتو بریز تو زنم بیشتر بخوانید »

بازی روزگار

هروقت توی راه‌پله می‌دیدمش، صاف به چشم‌هام خیره می‌شد و بدون اینکه کلمه‌ای بگه، لبخند می‌زد. برعکس خودش، شوهرش عبوس و ‏بداخم بود، اما حداقل جواب سلام آدم رو می‌داد و یه مختصر احوال‌پرسی هم می‌کرد. همیشه با خودم فکر می‌کردم که این زن و شوهر ‏جوون کارهاشون رو با هم قسمت کرده‌اند؛ چهره‌ی بشاش

بازی روزگار بیشتر بخوانید »

زندگی‌ سکسی ما

صدای خش دار و عصبی آرش از پشت در اتاق تو گوشم پیچید؛-مانیا؟ میگم چی شده خب،نباید من بدونم؟ ‎كاش میتونستم بگم, آرش دلم گرفته، از زندگی كه از شور و حال افتاده، از اینكه هیچی مثل قبل نیست، من و تو داریم درگیر تكرار میشیم و این خیلی خطرناكه…صبح تا شب سرمون تو گوشیه

زندگی‌ سکسی ما بیشتر بخوانید »

ثریا کیر میخواست

بخاطر شغلم در یکی از شهرهای جنوب دور از خانواده خود و همسرم زندگی می کنیم . زمستون پارسال مادر زن و خاله همسرم برای دیدن ما یک هفته اومدن خونمون . شب که شد مادر زنم گفت برای من تو یه اطاق جدا جا بندازید تا صدای خر و پفم کسی رو اذیت نکنه

ثریا کیر میخواست بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا