تپل‌ترین کس دنیا

سلام.   خاطره ای که میخوام بگم یکی از بهترین و شیرین ترین اتفاقات زندگیم بود و کسایی که مثل من چاق پسند هستند درک میکنن که منظورم چیه یک روز تو خیابون چند تا دختر دبیرستانی باهم داشتن عبور میکردن وسطشون چیزی که خیلی جلوه میکرد و برام جالب توجه داشت حضور یک دختر

تپل‌ترین کس دنیا بیشتر بخوانید »

برنامه ریزی برای کردن کون من بوسیله ی صاحبکارم

این خاطره ای که براتون میگم، دقت کنین خاطره ن داستان پس سعی کنین که باورکنین واقعیه برمیگرده به دوسال پیش 19 سالم بود میرفتم سرکار کارمم مربوط به رشتم بود یه شغل هنری، صاحبکارم یه مرد 49 ساله با دوتا پسر یکی شون 28 محمد و اون یکی علی 25 سالش بود اوایل کاری

برنامه ریزی برای کردن کون من بوسیله ی صاحبکارم بیشتر بخوانید »

ماجرای جنده شدن زنم

من اسمم رضاهستش۳۰سالمه زنمم شیدا ۲۶ سالش… میخوام داستان جنده شدن زنموبگم که کاملا واقعیه بدون هیچ کم و زیادی …دوستان باور کنید اینقدر این کار لذت داره شما رو به یه دنیایی میبره که حتی شراب و شیشه و علف هم نمیتونه ببره… به جای عصبی بودن و کوفت شدن زندگی‌ اینقدر زندگی‌ شیرین

ماجرای جنده شدن زنم بیشتر بخوانید »

سجاد و گاییدن عمه

سلام به همه دوستان از خودم شروع کنم من سجاد ۲۲ سالمه از تهران قد ۱۷۵ تیپ و قیافه خوب *** از عمم‌ لیلا بگم یه زن ۳۳ ساله قد ۱۶۰ پوست سفید سینه ۸۵ بدن توپر و کون بزرگ که من میمیرم براش. من از پارسال رفتم تو کف عمم از زمانی که همه

سجاد و گاییدن عمه بیشتر بخوانید »

پهلوانان میگایند

یکی بود یکی نبود . زیر گنبد کبود یه سرزمینی بود مابین ایران و روم . مردم اون سرزمین زندگی بسیار ساده و بی غل و غشی داشتن . لقمه نانی درمی آوردن و در غفلت هم نمیخوردن . چندین هزار پیامبر برای هدایتشون امده بود و هرکدوم دین خودشونو داشتن . یه سری ابراهیمی

پهلوانان میگایند بیشتر بخوانید »

جنده ی شوهرمم

سلام من مینا هستم۲۴ سالمه عشقم محسن ۲۶ سالشه. قبل از ازدواج هم باهم بودیم.الان یک سالی میشه که ازدواج کردیم.محسن عمران خونده.وضع زندگیمون هم شکرخدا بدنیست.این داستان برای چندوقت پیشه وقتی که پدربزرگ محسن فوت کرد ونزدیک ده روزخونه پدری محسن بودیم و حسابی سرمون شلوغ بود خونه پدریشون تو بابل هست وکل فامیل

جنده ی شوهرمم بیشتر بخوانید »

همه ی کس‌ها کیر لازم دارند

نسترن دختردایی بابام بود ولی به لطف اختلاف سنی مادربزرگم با خواهرش که مادر نسترن باشه. از من یکسال کوچیکتربود.هفده سالگی ندیده شوهرش دادن و رفت جنوب و بعد پنج سال زندگی با یه دختر ۴ ساله از شوهر شیشه ایش طلاق گرفت و اومد خونه پیش مادرش.پدرش دوسال پیش به رحمت خدا رفت و

همه ی کس‌ها کیر لازم دارند بیشتر بخوانید »

سکس خشن مدل تجاوز دوس دارم

چند وقت پیش از کنکورم با پسری به اسم بهزاد دوست شدم و بعد از چند بار که باهم تلفنی صحبت کردیم بالاخره منو راضی کرد که برم خونشون منم یه روز صبح زود رفتم در خونشون و در را که باز کرد گفت: سلام جیگر کوچولوی من چطوری. منم گفتم: مرسی خیلی خوبم. بهزاد

سکس خشن مدل تجاوز دوس دارم بیشتر بخوانید »

تینا شد تینا خانوم

با سلام خدمت دوستای گل. اولین بارمه مینویسم کم و کاستی ها رو به بزرگیه خودتون ببخشید… *** ۱۹ساله م بود و اون روزا برنامه تانگو خیلی تو بورس بود که من هم از همین طریق با پسری آشنا شده بودم اسمش فرهاد بود و ۱۲سال از خودم بزرگ تر بود یه پسر با قد

تینا شد تینا خانوم بیشتر بخوانید »

کون کردن در جنده خانه ی علم الهدی

سلام به دوستان سکسی زمستون سال 91 بود که مارو واسه عروسی پسر عمم به مشهد (یا به قول معروف جنده خونه ی علم الهدی) دعوت کردن. ما و تموم عمه و عموهام واسه این مراسم عازم مشهد شدیم. اینو بگم که دختر عموم محدثه دانشجوی مشهد بود و اونجا زندگی میکرد از قبل. محدثه یک

کون کردن در جنده خانه ی علم الهدی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا