تجاوز نکن

همه از بچه گیاشون خاطره های خوب دارن بر عكس من ، نه اینكه خاطره خوب نداشته باشم ولی چن تا خاطرست که میرینه به زندگی آدم 🙁 مقدماتو بزاریم كنار ، یادم میاد یه پسری بودم تنها توی یه شهر غریب ، به خاطر مشكلات مادرم با خانواده پدری كم پیش میومد به شهر

تجاوز نکن بیشتر بخوانید »

شوهری که کیرش کوچک بود

من صدفم.بيست و هشت و سالمه و سه سالِ که ازدواج كردم و عاشق همسرم هستم…   از اولين روزى كه آرش و ديدم عاشقش شدم.قد بلند،هيكل و صورتِ جذاب و از همه مهمتر رفتار مردونه و معقولش من و شيفته خودش كرد. من هم از نظر ظاهرى چيزى كم ندارم.اما پيش وجدان خودم ميدونم

شوهری که کیرش کوچک بود بیشتر بخوانید »

حامله شدن از بازيكن تيم ملی

سلام من عسلم ٢٧سالمه و شش ساله ازدواج كردم يه شبه خيلي خاص كه ازتهران به نوشهرسفركرده بوديم باشوهرم تصميم گرفتيم كه ديگه جلوگيري نكنيم تو سكس و حامله شم و بچه دارشيم منوشوهرم از١٩سالگي هموميشناسيم ودرواقع پرده ي منو اون زد و سكس جلو وعقب رو باخود اون وقتي امتحان كردم فهميدم همه رابطه

حامله شدن از بازيكن تيم ملی بیشتر بخوانید »

به یه شیمیل کون دادم

سلام من شایانم ۱۹ سالمه این خاطره برمیگرده به یه سال قبل ، یادمه با فیلترشکن تو بیتالک دنبال کس میگشتم که یه دفعه چشمم خورد به یه دختر دوجنسه ، دوس داشتم دادنو تجربه کنم قبلا بچگیام با همکلاسیام حال کرده بودم ولی چون سنم رفته بود بالاتر روم نمیشد باکسی اشنا حال کنم

به یه شیمیل کون دادم بیشتر بخوانید »

لذت کرم ریختن

یکی از فامیل های فری شوهرم تصادف کرده بود و هر دو پاش شکسته بود اسم طرف فرامرز بود؛ ی پاش از قوزک اونیکی از فمور اما هر دو رو تقریبا کامل کچ گرفته بودن؛ وقتی فرامرز سالم بود خیلی دیدم میزد با خودم گفتم برم یکم کرم بریزم حالم بهتر شه؛ ی شومیز قرمز

لذت کرم ریختن بیشتر بخوانید »

دنیای دانیال

اسمم دانیال و 24 سال سن دارم. باشگاه بدن سازی میرم و نمیخوام مثل بقیه کسشر بنویسم وزنمم حدود 65 هست و قدم 178هست کیرمم حدود 17 سانته و یکم کلفتی داره من یه خواهر دارم که اسمش دنیا است و من بشدت ازش خوشم میاد و رابطه ی خیلی خوبی باهم داریم. (باهم زیاد

دنیای دانیال بیشتر بخوانید »

عشق و حال در شمال

سلام من حسین هستم (از اسم کاربریم هم معلومه) سال ۸۵ دانشگاه توی شمال شهر آمل قبول شدم. از شانس من و شایدم انتخاب اشتباه، یکی از دانشگاههای غیرانتفاعی کوچیک توی شهر آمل قبول شده بودم. از طرفی پسرخاله منم توی اون دانشگاه خوبه آمل قبول شده بود اون سال اولین سالی بود که نتایج رو

عشق و حال در شمال بیشتر بخوانید »

دخترخالم منو جنده ی خودش کرد

افسون هستم و 17سالمه و ی دخترخاله به اسم ایسان دارم که 25سالشه و مطلقه هستش…عاشقه ماساژه . بدنسازی هم کار میکنه ولی سایز سینه هاش65هستش و سایز سینه من70. وزن و قدامون هم تقریبا شبیه همه و وزنامو50و قدامونم تقریبا 164هست و همه چی هم از شبی شروع شد که من به جای ماساژ

دخترخالم منو جنده ی خودش کرد بیشتر بخوانید »

خواهرم برای کیرم نقشه داشت

داشتم با تلفن صحبت میکردم که زنگ تلفن مغازه مجبورم کرد تلفن خودم قطع کنم گوشی رو برداشتم خواهرم بود گفت شیر آب خراب شده وقت داری درست کنی منم گفتم باشه میام اسمش میتراس و ازم بزرگتره. وسایل تو ماشین گذاشتم رفتم زنگ و زدم در باز شد بالا رفتم درب ورودی باز شد

خواهرم برای کیرم نقشه داشت بیشتر بخوانید »

تجربه ی کیر خارجی و کشف جی اسپات

اسم من مریم هست داستانی که برام اتفاق افتاده  هم می‌تونه جنبه لذت داشته باشه هم تجربه…   سال ۸۸ بود و همزمان با شلوغی انتخابات و هر شب می‌رفتیم بیرون تا دیر وقت حتماً خاطرتون هست که چه فضایی بود و همه بیشتر میرقصیدن تا اینکه برای تبلیغات منم از بس داخل کشور تفریحات

تجربه ی کیر خارجی و کشف جی اسپات بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا