خودارضایی های من با فکر مامانم

من بهزادم خیلی وقت بود با مامانم تنها زندگی میکردم مامانم تو 21 سالگی بچه دار شده بود و بابام هم چند سال بعدش طلاق گرفته بود و رفته بود شهر دیگه مامانم چند سالی تو یک شرکت مشغول کار بود ، مجبور بود کارکنه که خرجمون رو در بیاره، ولی حقوقش زیاد نبود و

خودارضایی های من با فکر مامانم بیشتر بخوانید »

حجاب برای من مصونیت نبود

سلام من اوا هستم و میخوام داستان تجاوزی وخشتناکی که تو سیزده سالگی بهم شد و براتون تعریف کنم اونروز توی کوچه داشتم به مغازه میرفتم که برای مامانم روغن بخرم دم ظهر بود و کوچه خیلی خلوت وقتی از پیچ کوچه گذشتم یه دفعه سردی تیغی رو روی گلوم احساس کردم اینو بگم که

حجاب برای من مصونیت نبود بیشتر بخوانید »

کوچه کونی‌ ها

با سلام خدمت همه ی دوستان من احسان هستم ۱۹ سالمه میخوام خاطره ی کونی‌ شدنم رو براتون تعریف کنم … خب ما یک همسایه داریم که اسمش حمید و همکلاسی من بوده همیشه تقریبا از همه نظر مثل همدیگه هستیم هردو سفید هردو چاق هردو کون گنده و خلاصه اگه کسی نشناسه فک میکنه

کوچه کونی‌ ها بیشتر بخوانید »

نقشم گرفت و کون دادم

سلام من میلاد هستم ۱۹ سالمه من از بچگی دوست داشتم جلو دیگران لخت بشم و کلا عاشق برهنگی هستم و البته پسر خوشگل و سفیدی هم هستم یه روز به این فکر کردم که چیکار کنم که بتونم جلو کسی لخت بشم بعدم بهش بدم تا اینکه این ایده به ذهنم رسید که من

نقشم گرفت و کون دادم بیشتر بخوانید »

گربه‌ای با کس خیس

سر میز شام سرمو پایین انداخته بودم. جرئت نگاه کردن به ارباب رو نداشتم. ازینکه فقط با سوتین و شورت سر میز نشسته بودم ، معذب میشدم. مخصوصا که رامین با لباسِ کامل رو به روم نشسته بود. پامو روی پام انداخته بودم و به هم فشار میدادم. چشمام فقط بشقاب غذامو میدید که فقط

گربه‌ای با کس خیس بیشتر بخوانید »

پاره شدن مامان سمانه زیر کیر شوهرخاله

سلام سعید هستم میخوام سکس مامانم سمانه رو با شوهرخالم سمانه تعریف کنم. مامان سمانه 37 سالشه زن خوشگلیه خیلی سفیده و کون گنده ای داره. این شوهرخالمم خیلی کس لیسی مامان رو میکرد و من همیشه مطمئن بودم براش نقشه داره. تا اینکه یه بار بابام رفت ماموریت و تا یه هفته خونه نبودش

پاره شدن مامان سمانه زیر کیر شوهرخاله بیشتر بخوانید »

اول دونفره بعد سه نفره

سلام من آرش 17 سالمه و مامانم سمیه 39 سالشه هیکل تپل و قیافه نسبتا خوبی داره ما تو یه محله پایین شهری با حقوق بیمه پدرم و توی ی خونه دوطبقه که از پدرم برامون به ارث رسیده بود زندگی میکردیم طبقه پایین رو اجاره دادیم به زهرا خانوم که من همش خدا خدا

اول دونفره بعد سه نفره بیشتر بخوانید »

آمنه شورت تو چتر نجات منه

سلام اسم من سعید ه شغل من آزاده من سه تا باجناق دارم که دوستامون تو تهران زندگی میکنن و منو یکیشان شهرستان .اسم خواهر بنام از بزرگ به کوچیک اینکه اولی پروین دومی مرجان و سومی آمنه و چهارمی که زن من هستش سارا .ما با خونه آمنه که خواهر سومی هستش خیلی رفتو

آمنه شورت تو چتر نجات منه بیشتر بخوانید »

دردسرهای حشر

اسم من ماهور حشر اسم خواهرم سحر من ۲۳سالمه و خواهرم دوسال از من کوچیک تره .ما از زمانی که یادمون میاد پدر مادرمون شاغل بودن و همیشه سر کار ،فقط روزایی که از کار خسته میشدن برای ما وقت میزاشتن و همیشه در گیر کار بودن ،بگذریم .من همیشه تو اتاقم راحت میگردم راحت

دردسرهای حشر بیشتر بخوانید »

آخرشم منو کرد

سلام من اسمم رویاست و حدودا ۲۴سال سن دارم و پنچ ساله که با امیر که دوست پسرم بود ازدواج کردمو و ازش دوتابچه دارم. داستان ازاونجایی شروع میشه که ازوقتی منو امیر دوست بودیم سهند”برادرشوهرم”عاشقم شده بود وخیلی بهم علاقه داشت حتی چن بارهم بهم گفت بیخیال امیرشم وباهاش ازدواج کنم ولی من امیر رو

آخرشم منو کرد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا