کس و کون جدید برای کیر استاد فرشید

سلام دوستان مخلصیم من فرشیدم تو داستان قبلیم قصه کردن دختر صاحبخونه مو تو روستایی که معلم بودم نوشتم قرار شد تو خاطره بعدی کردن دختر عموی دختر صاحبخونه رو براتون بکم که الان اومدم خدمتتون : عرض کردم که من 15 سال پیش توی یه روستای دور افتاده غرب کشور معلم بودم و یه

کس و کون جدید برای کیر استاد فرشید بیشتر بخوانید »

تعریف جدید از جندگی

زمان دانشجویی یه دوست داشتم که خیلی درست و حسابی بود. اون داروسازی میخوند و من دندونپزشکی. همیشه میگفت درسشو داروسازا میخونن و پولش رو دندونپزشکا پارو میکنن. راست میگفت. اما من در زمان دانشجویی و حتی بعد از فارغ‌التحصیلی باید تو کلینیک‌ها کار میکردم. در زمان دانشجویی کار که نه، بیشتر بیگاری بود. دوستم

تعریف جدید از جندگی بیشتر بخوانید »

سکس داغ در فصل سرد

دوست پسرم ( آرمان ) مدتی بود برای کار به تهران رفته بود و از طریق واتساپ با هم در تماس بودیم . وقتی اینجا بود بارها رفته بودم خونه ش و رابطه جنسی هم برای اولین بار با خودش تجربه کرده بودم . یه دختر مغرور و گوشه گیر بودم و کار و زندگیم

سکس داغ در فصل سرد بیشتر بخوانید »

کس تازه عروس

ی روز رفتم خونه یکی ازفامیلا یکسال بودپسرخانواده که یکماه بودعروسی کرده بوددریک تصادف فوت کرده بود عروس خانواده قراربودبرادر شوهرش ازدواج کنه بهمین خاطرتوخونه پدرشوهربعدازفوت همسرش مونده بود   وقتی رفتم اونجاچشمم به عروس افتادخیلی حال سکس کردم تاآخرشب اونجابودم اونم خیلی بمن توجا داشت خونه پدرومادرش درشهردیگه ای بودوقتی خداحافظی کردم برم تلفن

کس تازه عروس بیشتر بخوانید »

شهوت در ساعت چهار

“پاشو سهیلا کمک کن به بقیه ى بچه ها کتابا اومد” داشتم با گوشیم بازی میکردم و با صدای محمدآقا، صاحب فروشگاه به خودم اومدم سریع رفتم کمک بچه ها که کارتنای کتابی که تازه برامون ارسال شده بود رو بیارم داخل مغازه دو سال بود اونجا مشغول بودم و نسبت به دو تا همکار

شهوت در ساعت چهار بیشتر بخوانید »

کیرشو کردم تو کسم

سال ۹۳ بود و داشتیم اثاث کشی میکردیم بریم خونه جدید . خودم چون دیسک کمر دارم نمیتونم زیاد وسیله سنگین جابجا کنم و شوهرمم توی بازار تهران کار میکنه و زیاد نمیتونه مغازه شو تعطیل کنه . این بود که زنگ زدیم یه شرکت خدماتی دوتا نیروی زرنگ برامون بفرستن . شوهرم کلی تاکید

کیرشو کردم تو کسم بیشتر بخوانید »

سکس از کون

سلام اسمم نازنینه 17 سالمه من با یه پسر دوست شدم ب اسم میلاد البته الانم باهم هستیم و واقعا عاشق همیم میلاد 20 سالشه و خیای کم رو هس ولی من خیلی حشریم ما تقریبا هفته ای یبار قرار میذاشتیم ولی در حد لب همین ولی من میخواستم خیلی بیشتر پیش بریم یبار باهم

سکس از کون بیشتر بخوانید »

مفعول فاعل

سلام من ۲۸سالمه تو یکی از شهرهای حومه تهران زندگی میکنیم.این داستان حدودا ۷سال پیش اتفاق افتاد.تو یاهو مسنجر با یکی تو شهر خودمون آشنا شدم به اسم محمد که ۱۷سالش بود و مفعول بود.ما باهم دوست شدیم و کم کم کلی صمیمی شدیم جوری که هروز یا اون پیش من بود یا من پیش

مفعول فاعل بیشتر بخوانید »

سربازی وکونی شدن من

. اسمم مهرداده. الان حدود 25سالمه پسر سفید وقد بلند وخوشروهستم بخصوص لبهای قلوه ای قشنگی دارم.داستانی که تعریف میکنم مال 18 سالگیمه که دبیرستانو تموم کردم وکنکور قبول نشدم وباید میرفتم سربازی .دوره دبیرستان پسرای زیادی تو کف من بودن هرکی یکجوری سعی میکرد خودشو بمن نزد4یک کنه حتی بعضی دبیرا ازم میخاستن برا

سربازی وکونی شدن من بیشتر بخوانید »

یه جزیره کوچولو در غرب آفریقا

داستانی و که میخوام براتون بکم بر میگرده به سالی که ما رو از دانشگاه به زور بردن نماز جمعه . خلاصه سر نماز کلی با رفیقا کس کلک بازی در آوردیم بماند .نماز که تمام شد .نخود نخود هر که رود خانه خود .موقع رفتن تو خیابون 16 آذر بودم که یه خانوم بهم

یه جزیره کوچولو در غرب آفریقا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا