خوشگلی مالیات داره

15 سالم بود. صبح کمی دیر از خواب بیدارشدم شب تا دیر وقت درس میخوندم..از خانه امدم بیرون. ایستادم منتظر تاکسی چنتا رد شدن پر بودن ی 405 شخصی وایساد..کجا؟ فلان جا .بیا بالا سه نفر عقب بودن دوتا پیاده شدن یکی جلو نشست من عقب و یکی کنار من وسط قرار گرفتم. ده دقیقه […]

خوشگلی مالیات داره Read More »

بهترین دکتر دنیا

سلام داستانی که میخونین واقعا اتفاق افتاده برای من و الکی نیست! اسم من آرمین ۲۰ سالمه این داستان واسه ۳ سال پیشه ۱۷ سالم بود … مریض شده بودم و رفتم دکتر واسه سرماخردگی که معاینه شم،مطب دکتر سرخیابون بود نزدیک به خونمون،شهریار(دکتره) ۴۱ سالش بود و یه پزشک خیلی خوب و جذاب بود

بهترین دکتر دنیا Read More »

فرصت طلائی برای کیرم

سلام من مجردم و یه دوستی صمیمی متاهل دارم به اسم مجید که چندسالی میشه باهم دوست و همکاریم من خونه اش رفت و آمد دارم گاهی واسه دیزاین خونه اش میرفتم به خودش و لیلا (زنش ) کمک میکردم گاهی هم با مجید و لیلا میرفتیم بیرون شهر و تفریح و دور زدن ماجرا

فرصت طلائی برای کیرم Read More »

گمشده در باد

یادداشتی که پدرم گذاشت جلوم شکایت همسایه بود: “پسر شما دائما” خانهء ما را زیر نظر دارد و ابایی ندارد که لخت و عور توی پنجره ظاهر شود. اگر تکرار شود ناچاریم از راههای قانونی اقدام کنیم. با احترام مهندس…” کار همسایهء پشتی بود که پنجرهء اتاق من در طبقهء دوم مشرف بود به حیاط

گمشده در باد Read More »

وظیفه ی سگی

سلام من سهیل هستم داستانی که تعریف میکنم واسه چهار سال پیشه من نامزد بودم و اسم نامزدم مرجان بود وتو یه شرکت وارد کننده لوازم کامپیوتر کار میکرد ویه روز خاله پدر زنم فوت وقرار شد برن سراب ومرجان هم قرار شد بیاد خونه ما ومن هر روز میبردمش محل کارش روز دوم بود

وظیفه ی سگی Read More »

و این شروع کون دادن های من بود

سلام من اسمم سینا هستش و در حال حاضر ۲۱ سالمه و هیچ جذابیتی برای سکس ندارم اما در زمان بچگی و تا قبل از اینکه ریش و سیبیل در بیارم و چهره مردونه بگیرم یکه بچه خوشگلی بودم که سرم دعوا بود در حدی که همیگه رو سر من تهدید به چاقو کشی کرده

و این شروع کون دادن های من بود Read More »

خواهرزن چیز دیگری است تجربه كنید

گردن سفید و خوش لیسش از بارزترین ویژگی هایش بود. وقتی من ازدواج كردم خواهرزن خوشگل و سفیدم برام بسیار جذاب بود.اما بخصوص اوایلش چون كمتر نسبت به من شناخت داشت و از طرفی دختر سنتی بحساب می آمد كمتر فرصت صحبت های دونفره یا چیزی شبیه این پیدا میكردم.٣٥ سالشه و همیشه هم پوشش

خواهرزن چیز دیگری است تجربه كنید Read More »

خواهر و مادرم به گا رفتن

این داستان مال چند ماه پیشه ما یه خونواده هستیم پنج نفره من و دو تا خواهرام (یه خواهر بزرگ تر از خودم یه خواهر کوچک تر) و پدرم و مادرم اینو بگم خواهرم خیلی اهل پوشیدن لباسای باز بود همیشه لباسای باز میپوشید مادرمو و پدرمم هم هر دوشون باهاش مخالفت میکردن ولی اون

خواهر و مادرم به گا رفتن Read More »

زندایی جون اهل حال

سلام.الان 42 سالمه و همچنان دنبال سکس و چت و فانتزیهای خودم هستم…خاطره سکسی من مربوط به زمان دبیرستانمه .   سال سوم دبیرستان بودم یه شب با یکی از اشناهامون که یه پسر 24 .25ساله بود و باهم راحت بودیم و شوخی میکردیم .بهم گفت زنداییت عجب کوسه. اولش بهم برخورد ولی کنجکاو شدم

زندایی جون اهل حال Read More »

کردن دختر خاله مرجان

سلام من اسمم حامده ۲۸ سالمه دوسالی میشه که ازدواج کردم داستان مال زمانیه که من ۲۴ سالم بود یه دختر خاله دارم به اسم مرجان که چهره ی خشکلی نداشت ولی اندام خفنی داشت مخصوصا کون و رون های تپلش و بدن برنزش یه بار ک رفته بودم خونشون به بهونه اینکه کامپیوترش رو

کردن دختر خاله مرجان Read More »

Scroll to Top