جنده‌ای از شهر خودم

سلام به همه. من کامرانم 43 سالمه این قضیه که کاملا واقعی هست مال 5 سال پیشه . من یه اپارتمان تهران خریده بودم که اجاره میدادمش شهریور ماه سال 92 بودش که بنگاهی زنگ زد مستاجرت خونه رو خالی کرده پولشو بریز حسابم بهش بدمو تسویه کنم منم پولو ریختمو گفتم فردا میام خونه

جنده‌ای از شهر خودم بیشتر بخوانید »

مامانم دلش میخواد کس بده

از بابا بزرگم منظورم بابای بابامه زیاد خوشم نمیاد . خیلی جلفه. تازگی یک منشی قرتی هم گرفته که با مامانم خیلی رفیقه. این رو هم بگم مامانم زن راحتیه. راحت با مردها لاس میزنه و همیشه لباسهای باز مپوشه… ی روز بابا بزرگ با منشییش امده بودن خونه ما با هم رفتیم به یک

مامانم دلش میخواد کس بده بیشتر بخوانید »

مادرم منو جنده کرد

سلام من شادی هستم الان ۲۶ سالمه با اجازتون جنده تشریف دارم و میخام چندتا از خاطرات دادنمو واستون تو چندتا داستان بگم امروز میرم سراغ اولین سکسم بذارید اول یکم بیوگرافی بدم از خودم بریم به ۲۸ سال قبل… پدرو مادر من بدون موافقت دوتا خونواده ازدواج کردن مامانم با پدرم فرار میکنه و

مادرم منو جنده کرد بیشتر بخوانید »

جنده‌ای به نام مامان

سلام اسم من علی و اسم مادرم نگاره مادرم یه زن روستاییِ زحمتکشه که بعد از اینکه بابام برا کار رفت شهر و ۱۴ روز خونه نمیومد کارای کشاورزی زمینا رو خودش انجام میداد. اولش بابام مخالفت کرد و گفت کارگر میگیریم ولی مامانم گفت هم زمینامون زیاد نیستن هم تو ۱۴روز خونه ای و

جنده‌ای به نام مامان بیشتر بخوانید »

شهوت آلود

احسان سیگاری آتیش زد و به من داد.خودش هم پک عمیقی به سیگارش زد.روی لبه‌ی پنجره نشسته بود. من نزدیکش وایساده بودم. وسوسه شدم بشینم روی پاش. نشستم. حتی الان هم که توی حموم خودم رو ارضا کرده بودم دلم نوازشش رو میخواست. یه نوازش بدون رد و بدل شدن هیچ چیز باارزشی بجز حس

شهوت آلود بیشتر بخوانید »

آهای معلم بد

سلام …همه منو به شراره میشناسن شمام بگید همون شراره از بچگی پدر و مادرمو از دست دادم هیچی واسم نذاشتن. من بودم یه برادر شیرخوار اونو که یه خونواده به فرزندی برداشتن فکر کنم وضعشونم توپ بود چون یادمه با یه ماشین خارجی اومدن دنبالش و بردنش منه بدبختم موندم با یه مادربزرگ پیر

آهای معلم بد بیشتر بخوانید »

ملکه ی کون

سلام دوستان وقتتون خوش من کامران هستم 42 سالمه خاطره کاملا واقعی هست ومال 2 سال پیش هست ..شهریور سال 95 بود که عروسی یکی از اقوام بود توی شهرمون . یه عمه پیر دارم توی یه روستا زندگی میکنن ویه دختر داره که چند ساله طلاق گرفته بچه هم نداره آرایشگری میکنه تو روستاشون

ملکه ی کون بیشتر بخوانید »

دیدن گاییده شدن زنم فرزانه جلوی چشمم

سلام اسم من ارمین هست و میخواستم خاطره دیدن گاییده شدن زنم جلوی چشمم رو براتون تعریف کنم. لازم به ذکره که من برای شناخته نشدنمون اسم هارو عوض کردم. از خودم بگم که من توی ی شرکت راه سازی کار میکنم و همسرم فرزانه هم خونه داره. فرزانه یکی از دوستای دانشگاهیه خواهرم بود

دیدن گاییده شدن زنم فرزانه جلوی چشمم بیشتر بخوانید »

ترافیک جنسی

سکس پولی جنده خیلی خسته بودم ، بدون هیچ توانی ، مسیر طولانی خیابون رو طی میکردم. هیچ چیز برام مهم نبود، فقط دنبال یه جای خواب که شب رو زیر بارون پاییز نمونم. گوشیم رو در اوردم و از توی لیست دانلود هام ب دنبال اهنگی مناسب حالم گشتم. {ترافیک جنسی} اسمش یاد اور

ترافیک جنسی بیشتر بخوانید »

خوشگلی و هزار دردسر

یاد دوران سر بازیم افتادم… 18 سالم بود رفتم سربازی.الان 75 سالمه .اون موقع قدمتوسط وسفید وتپل چشمان ابی داشتم بدن ورزیده داشتم صورتم بسیار زیبا بود با کسی صحبت میکردم کمتر کسی میتونست تو چشمام نگاه کنه.خودشو می باخت .من ی پسر ترک بودم که با چنتا پسر ترک دیگه از شهر سلماس فرستاده

خوشگلی و هزار دردسر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا