الان که چند وقته ندادم

سلام من به دو سه نفر کون دادم راستش نمی دونستم آنقدر لذت بخشه اما می خوام اولین خاطره ام رو بگم اسمم ارمانه سفیدم برای کار رفته بودیم تهران با چند تا از دوست های دایی م یه شب یکی از دوست های دایی م که اسمش داوود بود آمد کنار خوابید نیمه شب

الان که چند وقته ندادم بیشتر بخوانید »

ماجراهای خوشتیپ شاهرود

سلام خلاصه میگم اسم قاسمه بچه شاهرودم قدم 178 وزنم 86 خوش تیپم یک روزازدانشگاه میومدم درب ماشنموبازکردم کیفموگذاشتم صندلی بغلی کمربندوبستم یک هودرب بازشددیدم یک دخترخوشگل که قبلا دیده بودمش نشست گفت اگرمزاحم نیستم تاایستگاه اتوبوس یامتروبیام گفتم باش شروع کردبه حرف زدن گفت مجردیدگفتم بله گفت خوش بحال اونیکه زن توبشه خوش لوس

ماجراهای خوشتیپ شاهرود بیشتر بخوانید »

هیچی حس کیر رو نمیده

سلام آراد هستم ۱۶ ساله. داستان من از اونجایی شروع میشه که با بچه های کوچمون کون به کونک میکردیم و من فهمیدم ک دادن بیشتر از کردن بهم لذت میده. این حس مدت ها باهام بود تا این که تصمیم گرفتم برای یک بارش هم که شده امتحان کنم و ببینم کامل دادن از

هیچی حس کیر رو نمیده بیشتر بخوانید »

داستان کونی شدن ابجیم

با سلام این داستان واقعیته من بچه اراکم ۲۸ سالمه ی خواهر دارم محدثه ۲۴ سالشه محدثه از اون دخترهاست که هر پسری آرزوشه یکبار کونشو بماله قدش ۱۷۰ .وزنش۶۹ استیل با صورتش دیوانه کننده .شکل کون ش طوریه نگاه کنی کیرت بلند میشه پهن و و نرم.یه روز تو خیابون از پشت خواهرم و

داستان کونی شدن ابجیم بیشتر بخوانید »

کون دادن به یه شیمیل

سلام من اسمم سهیله ازمشهد قدم 170وزنم 75 کونم گنده زنونه پوش ساکروکوس لیس حرفه ای هستم. خیلی وقته دنبال یه شیمیل یا ارباب زن هستم ولی اصلا نبودویا پیدانمیشد.یه روز تویه سایتی یه زن اومده بودمیگفت من شیمیل هستم هزکی میخوادبیادپی وی من طبق معمول رفتم پی ویش باهاش صحبت کردم که من خیلی

کون دادن به یه شیمیل بیشتر بخوانید »

اول گروپ بعد ضربدری

سلام اسم من محمد 32سالمه و زنم ستاره 29 سال داستان ما مربوط به 2سال پیشه من قبل از ازدواج داستان زیاد می‌خوندم و همیشه دوست داشتم که با زنم ضربدری بکنیم ما حدوداً 9ساله ازدواج کردیم اولش روم نمیشد به زنم بگم بعد دو سال یک شب موقع سکس در مورد فانتزیام بهش گفتم

اول گروپ بعد ضربدری بیشتر بخوانید »

کس تنگ دوست خواهرم

سلام من ارمان هستم 21 سالمه قدم بلنده هیکلم به قد میاد پسر سفید پوستی هستم بگذریم خواهرم ی دوست داشت اسمش بیتا بود دختری ریزه میزه سبزه باسینه های نقلی خواهرم بهم گفت ارمان امشب که (پنجشنبه یک اذر جشن عقد دختر عمه ام باشه ) بیتا دوستمم میاد غروب برو دنبالش ….من غروب

کس تنگ دوست خواهرم بیشتر بخوانید »

فاطمه و کیر استاد

سلام.   حدود چند ماهی میشد که با یه استاد دانشگاه در ارتباط بودم و به هم پیام میدادیم و بهم ابراز علاقه نشون میدادیم. از خودم بگم 19 سالمه قدم 168 و وزنم 51 پوست سفیدی دارم و سینه هامم کوچیکه و علی ( اسم مستعار ) استادم 42 ساله و فوق العاده جذاب

فاطمه و کیر استاد بیشتر بخوانید »

موفرفری

بین من و اون همه چی از روزی شروع شد که به موهام گیرداد.موهای نسبتا بلند فرفری قشنگی داشتم.وسطای ترم اول بودم.حراست دانشکده مون بود.به خوش قیافه گی علیرضا که تو کفش بودم وبهم محل نمیذاشت نبود اما صورتش جذابیت کافی مردانگی را داشت به طوری که به اون کشش جنسی داشتم.نسبتا جوون بود وموهاش

موفرفری بیشتر بخوانید »

بکن داداشی

بعد یه روز کاری سخت یهو تلفنم زنگ خورد خواهرم بود… .داداش بیا خونه دیگه تنهام میترسم خودت که میدونی گناه دارم بازم آرش رفت شهرستان ..همون شامی که دوس داری پختم.. اعصابم داغون شد بابا من تخت خواب خودمو میخام بازم رو کاناپه میخابم!بار اولم نبود که خونه خواهرم میرفتم رسیدم دم در زنگو

بکن داداشی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا