پس گاییده میشدی و من خبر نداشتم

سلام من حسن هستم 45 سالم هست. داستانی که میگم شاید زیاد سکسی نباشه ولی از خوندنش پند میگیرید و این داستان برمیگرده به 4 سال پیش. من رابطم با زنم خوب بود و هیچ مشکلی هم نداشتیم نه از نظر مالی و نه از نظر جنسی و نه از نظر عاطفی ولی این اتفاق

پس گاییده میشدی و من خبر نداشتم بیشتر بخوانید »

کص دادن به پسر همسایه

سلام من نسرین هستم چهل سالمه دوتا پسر دارم، سپهر هفده سالشه سهراب چهارده، شوهرم محمد هم چهل و پنج سالشه، زندگی خوب و آرومی داریم…   داستانی که میخوام تعریف کنم برمیگرده به دو ماه پیش که پسر همسایه که اسمش پوریاست و شونزده سالشه و دوست مشترک پسرامه مربوط میشه به اون، من

کص دادن به پسر همسایه بیشتر بخوانید »

هیچ شبی مثه دیشب نیست

اون شب امیر و زنش بابچه ها مهمون ما بودن تاآخرای شب گفتیم وخندیدیم ساعت یک نیمه شب خواستن برن خونشون که نذاشتیم وگفتیم فردا تعطیله همین جا بمونین که اونا هم. قبول کردن از سر شب نقشه کردن مژده زن امیر رو کشیده بودم خیلی وقت بود تو کف او مونده بودم اون شب

هیچ شبی مثه دیشب نیست بیشتر بخوانید »

پستانهای مامان

جک با یک کیسه پلاستیکی بزرگ از پوشک یکبار مصرف در یک دست و در دست دیگرش دو کیسه از مواد غذایی وارد خانه شد و در حالت نامتعادل با پشت پا در را بست، بسته ها را روی میز آشپزخانه گذاشت. “مامان؟” جوابی نشنید او در اتاق خواب نگاهی کرد و مادرش را دید

پستانهای مامان بیشتر بخوانید »

نفر سوم با همکاری شوهرم

سلام دوستان من مهناز هستم 34 سالمه داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط به 6 ماه پیش میشه   من و شوهرم حسین حدودا 8 ساله باهم ازدواج کردیم حسین ادم خیلی مهربون و منطقی هستش تنها عیبی که داره از لحاظ جنسی نمیتونست سیرم کنه و شاید در ماه 2بار باهام سکس میکرد شوهرم

نفر سوم با همکاری شوهرم بیشتر بخوانید »

کون منیر

سلام عزیزان من عرشیام و ۲۳ سالمه. من یه دخترخاله دارم ۳۲ سالشه اما یه دوستی داره که اسمش «منیر» هست.دختریه با موهای مشکی،چشم زاغ،پوست سفید،کون و ممه گنده،قد بلند و سنشم ۲۰ سالشه.شاید براتون جالب باشه که دخترخاله من یه دوسته ۲۰ ساله داره اما از نظری که دخترخالم که اسمش«مهسا»ست به دلایل خانوادگی

کون منیر بیشتر بخوانید »

منم بکن دیگه

داستانی ک میخام براتون تعریف کنم برمیگرده ب ۴ سال پیش   قبلش اینو بگم ک من اسمم امیر هست الان ۱۸سالمه کونم سفید و تپل هست یکم.بگذریم عروسی یکی از فامیل بود با پسر عموی پدرم داشتم حرف می زدم ک یدفعه حرفمو قطع کرد و رفت دم در وبا یکی از دوستانش صحبت

منم بکن دیگه بیشتر بخوانید »

مهمانهای شبانه ی مامان

سلام اسم من عارف هست 20 سالمه، امروز تصمیم گرفتم خاطره ای از دوران نوجوانیم براتون بنویسم دورانی که من 15 سال بیشتر نداشتم مامان بابام به علت اعتیاد بابام دو سال بود از هم طلاق گرفته بودن و من با مامانم زندگی میکردم ولی آخر هفته ها یک روز میرفتم پیش بابام. مامانم طبقه

مهمانهای شبانه ی مامان بیشتر بخوانید »

جوراب شلوارى شيشه اى

سلام من اولين بارم هست كه داستان مينويسم، من حامد ۲۹ ساله هستم و چندين سال هست كه علاقه دارم كه جوراب يا جورابشلوارى شيشه اى مشكى بپوشم و با مردان پير و مسن سكس كنم، اين داستان برميگرده به چهارسال قبل و اولين بار كه با نورالدين آشنا شدم، نورالدين يه مَرد ٥٥ يا

جوراب شلوارى شيشه اى بیشتر بخوانید »

کاره اون نامرد از قتل بدتر بود

شما چی میدونید از حاله کسی که بهش تجاوز شده ??? میدونید چرا لذت میبرم و دوست دارم داستان های تجاوز واقعا اتفاق افتاده باشه ??? چون سبک میشم، چون حس میکنم تنها نیستم، چون دوووووست دارم همههه این بلا سرشون بیاد … چرا من ??? چرا یکی دیگه نباید اون اتفاق تلخ براش میوفتاد

کاره اون نامرد از قتل بدتر بود بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا